وزارت بازرگانی آمریکا به تازگی سندی را با عنوان: تسهیل مقررات کنترل صادرات و ارتقای جایگاه صادراتی به امارات به پاس حمایت آن از تجاوز نظامی علیه ایران، منتشر کرده است. انتشار این سند در برهه زمانی کنونی، مُهر بطلانی بر ادعاهای چند ماه اخیر رژیم امارات با محوریت انکار هرگونه همکاری با دشمنان کشورمان در تجاوز به خاک ایران و در واقع، یک رسوایی بزرگ برای ابوظبی محسوب می شود.
اخیرا شاهد یک رویداد قابلتامل با محوریت درگیری های جاری در منطقه غرب آسیا بودهایم. ماجرا از این قرار است که وزارت بازرگانی آمریکا سندی را با عنوان: “تسهیل مقررات کنترل صادرات و ارتقای جایگاه صادراتی به امارات به پاس حمایت آن از تجاوز نظامی علیه ایران”، منتشر کرده است. اقدامی که با بازتاب های مختلفی همراه شده است. تقریبا اغلب ناظران و تحلیلگران اجماع نظر دارند که انتشار این سند در برهه زمانی کنونی، یک رسوایی بزرگ برای رژیم امارات بوده است.
سند منتشرشده از سوی وزارت بازرگانی آمریکا با عنوان: “تسهیل مقررات کنترل صادرات و ارتقای جایگاه صادراتی به امارات به پاس حمایت آن از تجاوز نظامی علیه ایران
در این چهارچوب، توجه به 5 نکته بسیار مهم به نظر می رسد.
اول اینکه رژیم امارات و متحدانش چه در بحبوحه جنگ رمضان و چه پس از آن، شانتاژ تبلیغاتی گسترده ای را به راه انداختند و مدام تاکید داشتند که مواضع ایران با محوریت تاکید بر همکاری رژیم های عربی منطقه به ویژه رژیم امارات با تجاوز علیه این کشور، حقیقت ندارد. در واقع، رژیم امارات سعی داشته تا از موقعیت و مواضع کشورمان در محیط بینالمللی مشروعیتزدایی کند و با مظلوم نمایی، خود را در مقام طلبکار از ملت ایران قرار دهد.
با این حال، انتشار سند اخیر از سوی وزارت بازرگانی آمریکا، آبروی رژیم ابوظبی را برد و به عینیترین شکل ممکن، همدستی اماراتی ها در تجاوز به خاک ایران را پیش چشم جهانیان قرار داد. این مساله، مشروعیت و حقانیت اقدامات ایران در قالب حمله به اهداف راهبردی متجاوزان به کشورمان در امارات را تقویت کرد و یک ادعای مهم و گزاف رژیم های عربی منطقه علیه ایران را خنثی کرد و به همگان نشان داد که این قبیل ادعاها، عملیاتهای فریبی بیش نیستند.
نکته دوم اینکه تاکنون بارها و بارها گفته شده که رژیم امارات، به معنای واقعی کلمه اسرائیلِ دوم در منطقه است و از هیچ دشمنی علیه ملت ایران دریغ نمی کند. حال که افشاگری اخیر از نقش اماراتی ها در تجاوز به ایران در جریان جنگ رمضان انجام شده، ایران نیز می تواند با قدرت استدلالی بهتری، دست به تنبیه طرف اماراتی بزند و منافع خود را تامین کند. در این چهارچوب، از یک سو باید امارات را به تمکین از نظم ایرانی در تنگه هرمز وادار کرد و از سوی دیگر، طرح تهدیدات متقابل علیه آن در صورت همکاری مجدد با دشمنان کشورمان را در دستورکار قرار داد.
نکته سوم اینکه کارگزاران نظام حکمرانی در کشورمان و به طور خاص تصمیم سازان حوزه سیاست خارجی ایران، باید به این مساله توجه داشته باشند که امارات در سال های گذشته یکی از مراکز مهم مرتبط با مبادلات ارزی و تجاری ایران بوده است. از این رو، در پی انتشار سند اخیر از سوی وزارت بازرگانی آمریکا و افشای همدستی رژیم امارات در تجاوز به خاک ایران، باید به صورت جدی در نقش امارات با محوریت مبادلات تجارت خارجی و ارزی ایران بازنگری شود. البته که ایران در این زمینه از اهرم های مختلف و متنوعی نیز سود می برد. نباید اجازه داد دشمنان ایران از مجرای امارات، عامل تحمیل خسارت به تجارت خارجی ایران در آینده شوند.
مساله چهارم اینکه با افشای سند اخیر از سوی وزارت بازرگانی آمریکا، باید کلیه اقدامات لازم جهت دریافت غرامت از طرف اماراتی در دستورکار نهادهای مسوول در کشورمان قرار گیرد. رژیم امارات در به شهادت رسیدن هزاران ایرانی در جریان جنگ اخیر ایفای نقش کرده و البته که گزارش های مختلف حاکی از این هستند که این رژیم، یکی از تسهیل کنندگان ترورِ رهبر شهید هم بوده است. از این رو، باید خسارت کلیه این اقدامات خصمانه را به ملت ایران بپردازد.
و در نهایتمساله پنجم اینکه افشای آنچه اخیرا در مورد نقش امارات با محوریت همدستی در تجاوز به خاک کشورمان صورت گرفته، بار دیگر مرزی روشن را میان درگیری جبهه حق و باطل در قالب معادلات منطقه ای نیز ترسیم کرد. به بیان ساده تر، اکنون این مساله بیش از هر زمان دیگری شفاف شده که درگیریهای جاری در منطقه، موجودیتی هستند و برخی بازیگران نظیر امارات علی رغم ادعای ظاهری، به هر شکل ممکن کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند. ادراک این موضوع سبب می شود تا حساسیت معادلات جاری منطقه ای نیز بهتر درک شود و البته که ضرورت تقویت هرچه بیشتر وحدت و انسجام ملی در کشورمان و کلیت جبهه مقاومت، بیش از پیش احساس می شود.

