ترامپ و سراب وعدهها به الزیدی
اظهارات اخیر ترامپ درباره نخستوزیر عراق، علی الزیدی، که او را «انسانی فوقالعاده» و «رهبر آینده خاورمیانه» خواند، در کنار تعیین ضربالاجل ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برای خروج نظامیان آمریکایی از عراق، یک بازی دیپلماتیک آشنا را تداعی میکند. این دقیقاً همان الگویی است که پیشتر درباره رضاپهلوی نیز به کار گرفته شد: وعدههای بزرگ، حمایتهای بیقید و شرط، و در نهایت، پشت کردن به همه وعدهها.
تشابه رفتار ترامپ با وعدههای پیشین به رضاپهلوی
ترامپ در گذشته نیز با لحنی مشابه، از رضاپهلوی به عنوان «ناجی ایران» و «رهبر آینده» یاد کرده بود. وعدههایی که هرگز به مرحله عمل نرسید و حمایتهای غربی رنگ باخت. امروز نیز ترامپ با تمجید از الزیدی و وعده «رابطه استثنایی»، به دنبال القای این تصویر است که عراق میتواند با تکیه بر آمریکا، به جایگاهی فراتر از همسایگان خود دست یابد. اما هدف واقعی او، «اعتیاد اقتصادی» عراق به آمریکا است؛ همانطور که در گذشته نیز تلاش کرد با وعده سرمایهگذاری و نفوذ در صنعت نفت، وابستگی عراق را به خود تضمین کند .
وزیر جنگ آمریکا: «یا ایران یا آمریکا»!
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در دیدار با الزیدی، خطوط قرمز خود را صریحاً ترسیم کرده است: خلع سلاح نیروهای مقاومت نزدیک به ایران . این یعنی آمریکا به دنبال یک «جایگزینی» در عراق است: به جای حضور نظامی مستقیم، میخواهد با کنترل سیاسی و اقتصادی، بغداد را از مدار تهران خارج کند. این دقیقاً همان لحنی است که در قبال رضاپهلوی نیز به کار رفت: «ما از تو حمایت میکنیم، به شرطی که در مسیر ما حرکت کنی.»
جمعبندی: سراب وعدههای شیرین
ترامپ به دنبال فریب هیئت حاکمه عراق است. او با وعدههای «استثنایی» و تعیین ضربالاجل خروج نظامیان، میخواهد الزیدی را در مسیری قرار دهد که در نهایت به وابستگی اقتصادی و از دست دادن استقلال سیاسی عراق منجر شود. این، نه یک «رابطه استثنایی»، که یک «تله راهبردی» است که عراق را در دام وابستگی به آمریکا گرفتار خواهد کرد.

