حقیقت ومسولیت؛درسی که خامنه ای شهید به علوم اجتماعی متاخر داد.

حقیقت و مسئولیت؛ درسی که خامنه‌ای شهید به علوم اجتماعی متاخر داد.

میثم_مهدیار

بعد از جنبش‌های اجتماعی قرن نوزدهمی، فجایع جنگ‌های جهانی که نزدیک به صدمیلیون کشته برجا گذاشت و بحران‌های محیط زیستی قرن بیستمی آرمان‌های عصر روشنگری به گل نشست. این بحران‌ها چرخش‌های بزرگ در علوم انسانی و اجتماعی مدرن را رقم زد و این علوم از داعیه حقیقت‌جویی و حقیقت‌گویی دست کشیدند و از نیمه قرن بیستم دانش‌های پسامدرن‌ سربرآورده و به سکه رایج دانشگاه و مجامع علمی تبدیل شدند. مهمترین داعیه‌ این دانش‌ها و مطالعات جدید این بود که حقیقتی وجود ندارد بلکه عالم میدان منازعه و رقابت میان «برساخت» ‌ها و «وانموده‌ها» منطبق بر «منفعت»هاست. تبعات این دواعی پساتجددی به دین و آیین نیز رسید و دین و آیین نیز چیزی جز برساخت‌های قومی و زبانی و اجتماعی که کارکردش تحکیم سیطره قدرت‌هاست بر شمرده نمی‌شد و از این رو میان دین و سیاست نسبتی حقیقی برقرار نمی‌شد.

اما آیت‌الله شهید خامنه‌ای با شهادت نمادینش، با مشت گره‌کرده‌اش، با زبان روزه در ماه رمضان، بعد از جنگ ۱۲روزه و در محل کاری که بارها مورد تهدید قرار گرفته‌بود، همراه با فرزندان و نزدیکانش، گذار آرام به دوران جانشینی‌اش و از همه نمادین‌تر تشییعش در ماه محرم نشان داد بله! حقایقی در کار عالم هست که امور را فراتر از اراده‌ها و برنامه‌ریزی انسانی پیش‌می‌برد. حقیقت و مسئولیت در برابر حقیقت دو درس بزرگی بود که خامنه‌ای شهید به ما داد.

دیدگاهتان را بنویسید