🔺️نمیخواهند ما عادی زندگی کنیم!
اگر فکر میکنید درگیریها در جنوب ایران و جنوب لبنان یک امر موقتی است که با تقدیم چند شهید به مرور زمان تمام خواهد شد، سخت در اشتباهید! جریان استکباری استعمار در طی قرنها و دهههای اخیر (خاصه پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران) قویاََ به دنبال آن بوده و هست که جریان زندگی در کشورهای معاند خود در این منطقه را مختل کرده و تصویری مفلوک و خراب از این کشورها به جهان مخابره کرده و در نهایت هم به همان هدف نائل آید! این کار با چند مرحله تحریم و جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی و… در کشورهایی همچون عراق و سوریه و افغانستان و… صورت گرفت و میتوان گفت موفق هم بود! اما در جمهوری اسلامی ایران به رهبری آیتالله سید علی خامنهای علیرغم تلاطمهای فراوان از قبیل فتنههای داخلی، مشکلات اقتصادی با ریشههای داخلی و خارجی و… اجازه رخ دادن چنین امری به دشمن داده نشد و تمامی شئون کشور بی درنگ به پیش رفتند و به نوعی ایران به عنوان خانهای امن در میان معاندان و معارضان اصلی ایالات متحده شناخته شده بود. این وضع تا جایی ادامه یافت که در نهایت چارهای جز حمله مستقیم نظامی و ترور مقام معظم رهبری چارهای برای دشمن باقی نماند!
در لبنان نیز پس از جنگ سال ۲۰۰۶، حزبالله لبنان بازدارندگی برای کشور و ملت لبنان ایجاد کرده بود که تا دههها اسرائیل جرأت یک پرواز شناسایی بر فراز لبنان را نیز نداشت، چه برسد به ترور هدفمند دبیرکل حزبالله! اینجا نیر اسرائیل همچون آمریکا دائماََ سعی داشت تا خود را بهشتی امن در برابر لبنان نشان دهد که صد در صد پیش از اینها میسر نبود، اما در حال حاضر رژیم میتواند چنین ادعایی را مطرح سازد!
به طور کلی الگویی که هماکنون در درگیریهای جنوب لبنان و تنشهای مقطعی جنوب ایران دیده میشود تلاشی برای تثبیت تصویر تضعیف قدرت، فلاکت و جنگ زدگی ایران به عنوان قدرت منطقه غرب آسیا و لبنان به عنوان بازوی توانمند ایران و عروس خاورمیانه است. کاری که نه با یک جنگ همهجانبه پرهزینه، بلکه با یک تاکتیک زیرآستانهای به مثابه آبپز کردن قورباغهای در حال انجام است.
تنها راه رهایی از این وضع در هر دو جبهه رهایی از دو طرز تفکر افراطی است. نخست طرز تفکر صادق زیباکلامها و جوزفعونها که گمان میکنند اسرائیل و آمریکا دو مهره قاعده مند هستند که میتوان تنها با گفتوگو با آنها راه را هموار ساخت و به ثبات وضع امنیتی دست یافت و این ادوات نظامی و مقاومت پوچ است! دسته دوم و طرز تفکر افراطی دوم مربوط به کسانی است که گمان میکنند با تا ابد جنگیدن میتوانند تلآویو را در منطقه و واشنگتن را در آنسوی اقیانوسها فتح کنند! زمانی که ما از این دو دیدگاه افراطی پوچ دست کشیدیم، خواهیم توانست به یک دیدگاه درست در حوزه میدان و دیپلماسی برسیم و بدانیم که این دو حوزه هیچ خصومتی با هم ندارند و میتوان با دنبال کردن اصولی، تحولی و توأمان هردو به شرایط مطلوب رسید که از این حالت “نه جنگ و نه صلح” فعلی که بک حالت فرسایندهای است بیرون بياييم!
کانال: PersianMilitarism
