چطور ایران با کمک چین،الگوی جدید از پدافند هوایی را طرح ریخت؟

چطور ایران با کمک چین، الگوی جدید از پدافند هوایی را طرح ریخت؟

میدل ایست مانیتور

پایان برتری هوایی
سقوط جنگنده اف-۱۵ئی نیروی هوایی آمریکا در آوریل ۲۰۲۶ و سرنگونی چندین پهپاد ام‌کیو-۹ ریپر، دکترین برتری مطلق هوایی غرب در خلیج فارس را به چالش کشید. پدافند ایران پیش از این متمرکز، صلب و وابسته به رادارهای فرکانس بالا بود که متکی بر چهار آتشبار اس-۳۰۰ پی‌ام‌یو-۲ وارداتی، باور-۳۷۳ و خرداد-۱۵ اداره می‌شد؛ سیستمی که به دلیل انتشار امواج فعال، توسط شبیه‌سازی‌های تاکتیکی آمریکا و اسرائیل در یونان کور شد. با این حال، انهدام شبکه کلاسیک، گذار به دکترین نامتقارن، توزیع‌شده و منفعل را سرعت بخشید. نخستین شوک در آوریل با سرنگونی اف-۱۵ در ارتفاع ۷۰۰۰ پایی توسط سامانه دوش‌پرتاب میثاق-۳ رقم خورد.

سپس در ۲۵ مه ۲۰۲۶، در جریان درگیری‌های جزیره قشم پس از غرق شدن شناور مین‌گذار ایرانی، سامانه «آرش کمانگیر» در نخستین حضور عملیاتی خود یک ریپر را سرنگون کرد. این سلاح ترکیبی که تکامل‌یافته پروژه ۳۵۸ است، از ریل‌های ساده روی کامیون پرتاب شده، با پیشران توربوجت و سرعت ۰.۶ ماخ تا شعاع ۱۰۰ کیلومتری پرواز می‌کند و با اتکا به حسگرهای فروسرخ منفعل، دارایی ۳۰ میلیون دلاری آمریکا را با هزینه‌ای ناچیز منهدم می‌سازد.

اتحاد پنهان فناوری
تکامل این پدافند بدون پشتیبانی‌های فناوری پنهان چین غیرممکن بود. پکن با تحویل رادارهای سه‌بعدی YLC-8B در باند یو‌اچ‌اف، امکان کشف پرنده‌های پنهان‌کار نظیر اف-۳۵آ را در فواصل بیش از ۲۰۰ کیلومتری فراهم کرده است. علاوه بر این، شرکت‌های ماهواره‌ای چینی مانند چانگ گوانگ و مینو اسپیس، جریان مستمری از اطلاعات ژئوفضایی را از طریق ناوبری بومی بیدو (مقاوم در برابر جمرهای جی‌پی‌اس) در اختیار ایران قرار داده‌اند. این شبکه، زنجیره کشتار موشکی را علیه زیرساخت‌های سنتکام از جمله رادارهای هشدار زودهنگام و هواپیماهای سوخت‌رسان دقیق‌تر کرده است.

پنتاگون در واکنش به این آرایش، کارآمدی موشک‌های ضد رادار هارم را در برابر حسگرهای بدون انتشار امواج از دست داده و مجبور به دور کردن گشت‌های پروازی از سواحل ایران و اتکا به تسلیحات دورایستا شده است؛ هم‌زمان فرماندهی سایبری آمریکا برای اختلال در بیدو فعال شده و واشنگتن تحریم‌های سختی را علیه شرکت‌های ماهواره‌ای چین وضع کرده است.

موازنه شکننده هرمز
موفقیت میدانی سامانه آرش، اعتماد به نفس ایرانی‌ها را تقویت کرده و توازن قوا را به سمت بازدارندگی سیاسی سوق داده است. خطر سقوط هواپیماها و اسارت خلبانان آمریکایی، انگیزه واشنگتن را برای تشدید تنش کاهش داده و به ابتکارات دیپلماتیک دامن زده است. طرح آتش‌بس ۶۰ روزه با میانجی‌گری چین و پاکستان، موقعیت مسعود پزشکیان را برای چانه‌زنی از موضع برتر تثبیت کرد.

در این موازنه، واشنگتن خواستار عدم وضع عوارض عبور در هرمز، پاک‌سازی مین‌ها و انتقال اورانیوم غنی‌شده به کشور ثالث است؛ در حالی که تهران بر آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، لغو تحریم‌های نفتی و به رسمیت شناختن نظارت اداری خود بر این شاهراه پافشاری می‌کند. این دکترین پدافندی نه تنها احتمال مداخله نظامی را کاهش داده، بلکه حاکمیت را به سمت مواضع تهاجمی‌تر و تلاش برای ادغام سیستم‌های پرداخت با یوان چین سوق می‌دهد؛ بن‌بستی راهبردی که ثبات بازارهای انرژی را به میانجی‌گری عمان در برابر خطوط قرمز کاخ سفید گره زده است.

دیدگاهتان را بنویسید