چرا خبری از اسرائیل نیست؟

چرا خبری از اسرائیل نیست؟

دکتر سید علی موسوی

با شدت گرفتن درگیری‌های ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز پس از توافق آتش بس و آغاز حملات شبانه آمریکا به نوار ساحلی جنوب ایران یک پرسش بیش از هر زمان دیگری در افکار عمومی مطرح شده است؛ چرا اسرائیل که در دور نخست درگیری ها نقش پررنگی در میدان داشت، اکنون حضور نظامی آشکاری ندارد؟ آیا تل آویو از معادله جنگ کنار رفته یا تنها شیوه حضور خود را تغییر داده است؟

تغییر روش جنگ
پاسخ این پرسش را باید در تغییر دکترین امنیتی و نظامی اسرائیل جست وجو کرد تجربه سالهای اخیر نشان داده است که تل آویو همواره تلاش میکند هزینه های جنگ مستقیم را کاهش داده و در عوض از ابزارهای اطلاعاتی رسانه ای عملیات روانی و جنگ شناختی برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرد. در چنین الگویی آمریکا نقش بازوی نظامی را ایفا میکند و اسرائیل مدیریت جنگ روایت ها و عملیات روانی را بر عهده میگیرد.

گزارش محرمانه موساد
در همین چارچوب گزارش منتشر شده از سوی روزنامه اسرائیل هیوم اهمیت ویژه ای پیدا می کند. این روزنامه مدعی است موساد از سال ۲۰۲۱ ساختاری محرمانه برای عملیات نفوذ جنگ روانی و زمینه سازی جهت براندازی جمهوری اسلامی ایجاد کرده بود. در این گزارش ادعا شده است که برنامه اولیه برای اقدام نظامی علیه ایران در اردیبهشت یا خرداد ۱۴۰۵ طراحی شده بود، اما تحولات داخلی و اعتراضات بازار تهران باعث تغییر در محاسبات شد. این گزارش حتی به نقل از یک منبع آگاه مدعی است که همین شرایط موجب شد دونالد ترامپ زودتر از زمان پیش بینی شده وارد تقابل نظامی با ایران شود.
رسانه به جای موشک

اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، روشن میشود که اسرائیل از مدت‌ها قبل خود را تنها برای یک جنگ نظامی آماده نکرده بود بلکه بخش مهمی از سرمایه گذاری امنیتی خود را بر جنگ شناختی و تغییر افکار عمومی متمرکز کرده بود جنگی که در آن گلوله و موشک تنها بخشی از ماجرا هستند و رسانه شبکه های اجتماعی عملیات روانی و روایت سازی نقش تعیین کننده تری ایفا می‌کنند.

علت دلسوزی ناگهانی برای جنوب ایران چیست؟
آنچه امروز بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تغییر ناگهانی ادبیات رسانه ای همین جریان است.
گروه هایی که تا دیروز حمله نظامی به ایران را راه حل می دانستند و حتی از تشدید فشارهای خارجی علیه کشور حمایت میکردند اکنون خود را در جایگاه مدافع مردم جنوب ایران و مخالف جنگ معرفی می کنند.این تغییر موضع بیش از آنکه ناشی از دلسوزی باشد از نگاه منتقدان تلاشی برای باز تعریف نقش رسانه ای و تأثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی است.

خط خبری دشمن چیست؟
در روزهای اخیر بررسی محتوای منتشر شده در برخی رسانه های فارسی زبان و شبکه های اجتماعی نشان میدهد که خطوط خبری تقریباً یکسانی دنبال می‌شود؛ برجسته سازی مشکلات القای ناامیدی تمسخر حامیان جمهوری اسلامی ایران القای ناکارآمدی حاکمیت بزرگ نمایی اختلافات داخلی و تلاش برای تبدیل هر حادثه به بستری برای تشدید نارضایتی اجتماعی این همان الگوی شناخته شده ای است که در ادبیات امنیتی از آن با عنوان عملیات «روانی» یا «جنگ شناختی یاد می شود.
هدف از این عملیات
هدف چنین عملیاتی الزاماً تغییر نتیجه یک نبرد نظامی نیست بلکه فرسایش روحیه جامعه کاهش سرمایه اجتماعی ایجاد بی اعتمادی میان مردم و حاکمیت و تضعیف انسجام ملی است. در این مدل هر تصویر هر خبر هر شایعه و حتی هر هشتگ می تواند به اندازه یک عملیات نظامی در میدان نبرد اثرگذار باشد.

جنگ بدون گلوله
از همین منظر غیبت ظاهری اسرائیل در میدان جنگ را نباید به معنای خروج آن از معادله دانست.
تل آویو ممکن است امروز کمتر در آسمان ایران دیده شود اما همزمان در میدان رسانه فضای مجازی و جنگ روایتها حضوری پررنگ تر از گذشته دارد.
این همان جنگی است که بدون شلیک گلوله نیز میتواند بر افکار عمومی، روحیه جامعه و تصمیمات سیاسی اثر بگذارد.

تمرکز اسرائیل بر روی چیست؟
امروز بیش از هر زمان دیگری نبرد اصلی تنها در خلیج فارس تنگه هرمز یا سواحل جنوبی ایران جریان ندارد؛ بخش مهمی از این تقابل در ذهن مردم در تلفن‌های همراه در شبکه های اجتماعی و در رسانه ها دنبال میشود اگر جنگ نظامی برای تصرف زمین است جنگ شناختی برای تصرف ذهن هاست؛ و به نظر می‌رسد اسرائیل در این مرحله، بیش از هر چیز بر فتح میدان روایت ها تمرکز کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید