چرا ایران از جنگ استقبال میکند؟ جمهوری اسلامی با احساس پشتوانه بالای مردمی، آماده حرکات تهاجمیتر است
تغییر موازنه قوا
توافقنامه صلح میان ایالات متحده و ایران با یک نقص ساختاری اساسی متولد شد؛ این معاهده تنها بازتابدهنده موازنه قوای موقت در لحظه امضا بود، موازنهای که واشنگتن برای برهم زدن آن و تهران برای حفظش مصمم بودند. جنگ اولیه که با هدف سرنگونی نظام یا تحمیل دیکتههای اتمی و منطقهای آمریکا آغاز شده بود، در عمل با دستیابی ایران به کنترل تنگه هرمز، به یک پیروزی راهبردی برای تهران تبدیل شد.
رهبران ایران با سوءظن شدید معتقد بودند که این آتشبس تنها یک عقبنشینی تاکتیکی از سوی واشنگتن برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و بازسازی قوا است. اظهارات صریح معاون رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه این توافق فرصت لازم را برای بازسازی ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده فراهم میکند، در کنار مسدود ماندن داراییهای ایران و نادیده گرفتن شروط تهران در توافق اسرائیل و لبنان، این بدبینی را به یک یقین استراتژیک تبدیل کرد.
فرسایش اهرمهای فشار
اقدامات میدانی ایالات متحده به طور هماهنگ در جهت تضعیف اهرمهای برآمده از پیروزی اولیه ایران هدایت شد. اعزام تجهیزات نظامی بیشتر به خلیج فارس و ترغیب کشتیهای تجاری به نادیده گرفتن دستورات تهران و عبور از آبهای نزدیک به عمان، تلاشی آشکار برای درهمشکستن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بود. از نظر حاکمان تهران، هرگونه خویشتنداری در برابر این اقدامات، صرفاً دعوت از واشنگتن برای اعمال فشارهای بیشتر تلقی میشد.
رهبران ایران بر این باورند که برای بازدارندگی در برابر آمریکا و مجبور کردن آن به مذاکره جدی برای رفع تحریمها و تضمین امنیت، باید رویکردی تهاجمی اتخاذ کرده و تنشها را فراتر از حد تحمل واشنگتن بالا ببرند. تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین اهرم دیپلماتیک ایران برای آینده شناخته میشود که از دست دادن آن، کشور را در مذاکرات بعدی کاملاً بیدفاع خواهد ساخت.
آمادگی برای تقابل
حضور گسترده و میلیونی مردم در مراسم تشییع رهبر فقید ایران، این پیام را به حاکمان کشور منتقل کرد که جامعه از اتخاذ رویکرد سختگیرانه در تنگه هرمز به عنوان یک آرمان ملی حمایت میکند. در همین راستا، ایران با حمله به دو نفتکش در نزدیکی سواحل عمان، طرحهای آمریکا برای بازگشایی تنگه را به چالش کشید؛ اقدامی که با موج شدیدی از بمبارانهای آمریکا علیه زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران مواجه شد. تهران که از پیش خود را برای این نبرد آماده کرده بود، ترجیح داد پیش از بازسازی کامل توان نظامی آمریکا و بهبود اقتصاد جهانی از شوکهای انرژی، وارد این رویارویی شود.
استراتژی کنونی ایران، جذب حملات هوایی آمریکا و تشدید ضربات متقابل به اهداف نظامی و زیرساختهای انرژی در خلیج فارس است تا نشان دهد سطح تنشها را واشنگتن تعیین نمیکند. تهران با پذیرش سختیهای محاصره دریایی جدید، شرطبندی کرده است که بستن هرمز و دریای سرخ، در نهایت ترامپ را به عقبنشینی وادار خواهد کرد.
https://www.ft.com/content/22fdb2d5-b454-4a65-9aa9-e56371533ccf
