اگر جنگ ایران تمام شود.روایت پیروزی آن می تواندسالها سیاست آمریکا را تغییر دهد

اگر جنگ ایران تمام شود، روایت پیروزی آن می‌تواند سال‌ها سیاست آمریکا را تغییر دهد

نبرد بر سر روایت
جنگ با ایران که هرگز واقعاً پایان نیافته بود، دوباره شعله‌ور شده و هنوز هیچ‌کس، از دولت ترامپ تا جمهوری اسلامی، نمی‌داند چگونه خاتمه خواهد یافت. بااین‌حال، پایان نظامی تنها بخشی از ماجراست؛ آنچه بعدها درباره این جنگ پذیرفته می‌شود، ممکن است به‌اندازه نتیجه واقعی آن اهمیت داشته باشد. سیاست همواره عرصه رقابت میان روایت‌های رقیب درباره هویت ملی، عظمت کشور و معنای رخدادهاست.

گاهی خود روایت هدف است، مانند مناقشه بر سر تأسیس آمریکا و تقابل ۱۶۱۹ با ۱۷۷۶؛ گاهی نیز روایتی برای توجیه قانون‌گذاری، پیروزی انتخاباتی یا تخریب اعتماد عمومی ساخته می‌شود. اگر مردم باور کنند انتخابات به‌طور گسترده با آرای مهاجران غیرقانونی دزدیده می‌شود، تصویب قانون SAVE منطقی جلوه می‌کند؛ اما اگر این ادعا را نادرست و بخشی از تلاش ترامپ برای بی‌اعتبارکردن انتخابات بدانند، همان قانون معنایی کاملاً متفاوت پیدا می‌کند. در سیاست، روایت‌ها اغلب بیش از واقعیت‌ها دوام می‌آورند و نسل‌ها بعد همچنان بر تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند.

افسانه نیودیل
نمونه روشن این قدرت، روایت پیروزمندانه نیودیل است؛ روایتی که حزب دموکرات مدرن را تعریف کرد و حتی هویت جمهوری‌خواهان را نیز شکل داد. تصویر غالب برای دهه‌ها این بود که برنامه فرانکلین روزولت کشور را متحد کرد، رکود بزرگ را شکست داد و توانایی سیاستمداران و کارشناسان برای هدایت اقتصاد به سود همه آمریکایی‌ها را ثابت کرد. بااین‌حال، اقتصاد تا مدت‌ها پس از پایان نیودیل بهبود کامل نیافت و دهه ۱۹۳۰ نه دوران همبستگی ملی، بلکه عصر شورش‌های هارلم، اعتراض‌های بیکاران و اعتصاب‌های عظیم صنعتی بود.

خود برنامه نیز طرحی منسجم و یکپارچه نداشت. ریموند مولی، از نزدیک‌ترین همکاران روزولت، مجموعه سیاست‌های نیودیل را به اتاق آشفته کودکی تشبیه کرد که پر از مارهای تاکسیدرمی‌شده، کفش‌های کهنه، ابزار نجاری و کتاب‌های درسی است و نمی‌توان آن را محصول طراحی داخلی دانست. حتی آلوین هنسن، مشاور اقتصادی روزولت، در سال ۱۹۴۰ اذعان کرد که نمی‌داند اصل بنیادین نیودیل چیست. بااین‌همه، روایت موفقیت آن سایر برداشت‌ها را کنار زد و سیاست داخلی آمریکا را برای چند نسل جهت داد.

پیروزی یا تصادف
جنگ ایران نیز ممکن است به سرنوشتی مشابه دچار شود. پس از آنکه ترامپ دریافت این جنگ کوچک تکرار موفقیت عملیات ونزوئلا نخواهد بود، بدون برنامه روشن به بداهه‌پردازی روی آورد و راهبردش بیش از آنکه طراحی‌شده باشد، به همان اتاق آشفته توصیف‌شده از سوی مولی شباهت یافت. بااین‌حال، شکست قطعی نیست. ترامپ ایرانی‌ها را بد فهمید، اما تهران نیز ممکن است برداشت درستی از او نداشته باشد؛ ازسرگیری درگیری‌ها پس از حملات تازه ایران در تنگه هرمز می‌تواند نتیجه همین محاسبه نادرست باشد.

سقوط حکومت ایران یا پیوستن اروپا به عملیات برای تأمین امنیت تنگه، هرچند محتمل‌ترین سناریوها نیستند، ناممکن هم نیستند. در صورت پایان موفق جنگ، مخالفان مداخلات بی‌پایان همچنان آن را شکست خواهند خواند، برخی موفقیت را حاصل شانس می‌دانند و حامیان ترامپ ادعا خواهند کرد همه‌چیز از ابتدا بخشی از نقشه «استاد شطرنج» بوده است. سرانجام یکی از این روایت‌ها غلبه خواهد کرد و همان روایت، چه دقیق باشد و چه نباشد، سیاست خارجی آمریکا را برای سال‌های آینده شکل خواهد داد.

How Will We Remember the Iran War?

دیدگاهتان را بنویسید