پلههای بیپایان ترامپ در باتلاق ایران؛ وقتی هیچ گزینۀ خوبی وجود ندارد
CNN | روندنگار بینالملل
بحران بیخروجی
درگیری دونالد ترامپ با ایران به مسیری شبیه «پلههای پنروز» تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن حرکت ظاهری به سمت بالا یا پایین، در نهایت به همان نقطه آغاز بازمیگردد. جنگی که ترامپ آغاز کرد، از ابتدا مسیر خروج قطعی نداشت و تفاهمنامهای که بعداً با تهران شکل گرفت نیز به مسائل اصلی مناقشه پاسخ نداد.
پس از حملات تازه آمریکا علیه اهداف مرتبط با ایران در واکنش به حملات تهران به کشتیرانی در تنگه هرمز، واشنگتن بار دیگر با همان معضل قدیمی روبهرو شد: تشدید جنگ با هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی سنگین، یا تلاش برای احیای آتشبسی که در ازای گفتوگو، امتیازات مالی قابل توجهی به ایران میدهد. حملات جدید تنها سه هفته پس از امضای تفاهمنامهای انجام شد که ترامپ آن را توافقی معرفی کرده بود که تنها او قادر به دستیابی به آن است؛ اما بحران تازه نشان داد تلاشهای جنگی آمریکا تاکنون نتوانسته وضعیت موجود را تغییر دهد.
اهرم هرمز
حملات ایران به کشتیها نشان داد تهران قصد دارد نفوذ خود بر تنگه هرمز را حفظ کند؛ اهرمی که در کنار بقای حکومت، یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ برای ایران محسوب میشود. هدف حملات به نظر میرسد وادار کردن کشتیها به استفاده از مسیرهای مورد نظر ایران و تثبیت نقش این کشور در کنترل گذرگاه حیاتی انرژی باشد. حملات آمریکا و واکنش ایران با مفاد تفاهمنامه در تضاد قرار گرفت، اما ابهام، نبود سازوکار اجرایی و خوشبینی نسبت به نیت تهران، این توافق را از ابتدا شکننده کرده بود. ترامپ پس از آن، تفاهمنامه را «تمامشده» دانست و ایران را به شدت مورد انتقاد قرار داد، اما همزمان اعلام کرد مذاکرهکنندگانش میتوانند به گفتوگو ادامه دهند.
او همچنین گفت ایران در چارچوب توافق هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت، اما ممکن است بدون توافق نیز این هدف دنبال شود. گزینه تشدید گسترده جنگ، از حملات بیشتر به زیرساختها تا عملیات نظامی در مناطق ساحلی یا تصرف جزیره خارگ، هزینههای سنگینی به همراه دارد و میتواند واکنشهای گسترده ایران علیه متحدان آمریکا، پایگاههای منطقهای و بازار انرژی را در پی داشته باشد.
بنبست راهبردی
حتی یک جنگ تمامعیار نیز تضمینی برای از بین بردن توان ایران در تهدید تنگه هرمز ندارد، زیرا ابزارهای کمهزینه مانند پهپادها میتوانند مسیر کشتیرانی را مختل کنند. بازگشت به محاصره اقتصادی نیز با چالشهای خود همراه است؛ زیرا فشارهای قبلی نتوانست ایران را به «تسلیم بدون قید و شرط» مورد انتظار ترامپ وادار کند. برخی گزینه فشار اقتصادی گستردهتر را مطرح کردهاند، اما چنین رویکردی خطر واکنش شدید ایران را در بر دارد. در مقابل، عقبنشینی کامل نیز به معنای پذیرش واقعیتی خواهد بود که در آن تنگه هرمز به منطقهای مورد مناقشه تبدیل شده، هزینه انرژی افزایش یافته و تصویر قدرت آمریکا آسیب میبیند. تفاهمنامه مالی با ایران نیز با این واقعیت مواجه شد که انگیزههای اقتصادی همیشه نمیتواند رفتار سیاسی حکومتها را تغییر دهد.
همزمان، انتقادهایی درباره نقش مذاکرهکنندگان آمریکایی و میزان استفاده از کارشناسان تخصصی در روند توافق مطرح شده است. در سوی دیگر، رویکرد تهاجمی ایران نیز خطراتی دارد و ممکن است حمایت منطقهای از سیاست سختگیرانهتر آمریکا را افزایش دهد یا نشانهای از اختلاف میان جریانهای مختلف در ساختار قدرت ایران باشد. با وجود تهدیدهای تازه ترامپ، ایران در برابر فشارهای شدیدتر پیشین نیز عقبنشینی نکرده بود و همچنان وعدههای تکراری درباره آمادگی تهران برای توافق، با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
https://edition.cnn.com/2026/07/09/politics/trump-iran-peace-deal-strait-analysis

