محاسبه اشتباه دشمن در جنوب ایران
رفتار آمریکا در حملات اخیر، واکنشی لحظهای و تنبیهی صرف نیست، این ضربات بر اساس یک نقشه راه بلندمدت و با دقت طراحی شدهاند. تمرکز دقیق و مداوم بر تاسیسات راداری، پایگاههای نظامی و حتی مناطق مسکونی وابسته به نیروهای مسلح در جنوب ایران، نشان از یک هدف راهبردی مشخص دارد بعبارتی دشمن قصد دارد شبکه پدافند هوایی و کرده و خلأ اطلاعاتی در گستره خلیج فارس و دریای عمان ایجاد کند. در کنار آن، هدفگیری زیرساختهای زیستی و پشتیبانی، از پیامدهای روانی فراتر رفته و به دنبال کاهش تابآوری اجتماعی و تضعیف زنجیره لجستیک یگانهای عملیاتی در این منطقه حساس است.
به بیان واضحتر، این دو محور در کنار یکدیگر، مقدمات گشودن یک پنجره عملیاتی در جنوب کشور را فراهم میآورند، منطقهای که هر گونه درگیری بزرگتر (خواه زمینی با پشتیبانی هوایی و خواه عملیات غیرزمینی مبتنی بر موشک و جنگ الکترونیک)، به تسلط نسبی بر آسمان و مسیرهای دریایی آن وابسته است. آمریکا با شبیه سازی یک نبرد ترکیبی، در حال آزمودن سرعت واکنش، چرخه تعمیرات و انعطافپذیری فرماندهی ایران است تا نقاط آسیبپذیر را برای زمان مقتضی شناسایی و محفوظ نگه دارد. اما این راهبرد، بر دو پیشفرض شکننده استوار شده که واقعیت میدان آنها را نقض خواهد کرد:
نخست، تصور موفقیت در تخریب پایدار سامانههای شناسایی
دوم، چشمپوشی از توانمندیهای نامتقارن و عمق استراتژیک سپاه پاسداران.
تجربههای پیشین نشان داده که سپاه در بازسازی سریع شبکههای دفاعی و بکارگیری تاکتیکهای نوین جنگ ناهمگون، ظرفیتی فراتر از محاسبات دشمن دارد. هر گشایش موقتی در جنوب، با پاسخی چندلایه از سوی موشکی، دریایی و سایبری مواجه خواهد شد که نه تنها دستاورد مهاجم را خنثی، بلکه هزینههای منطقهای آن را به مراتب فراتر از اهداف اولیهاش افزایش میدهد. بنابراین، هوشیاری مستمر، به روزرسانی الگوی پدافند غیرعامل و حفظ آمادگی عملیاتی در تمام ترازها، محور بازدارندگی پایدار است و هرگونه اشتباه محاسباتی دشمن در ارزیابی قدرت جمهوری اسلامی، با پاسخی قاطع و مقتدرانه، معادلات میدان را به زیان مهاجم رقم خواهد زد.
منبع:طنین سنتر
حسین نجفی

