دیپلمات پوکرفیس تهران در برابر املاکی واشنگتن؛ عراقچی میتواند با تکنیک «پل طلایی»، جنگ را عقب براند؟
تقابل دو مکتب مذاکراتی
رویارویی قریبالوقوع عباس عراقچی و استیو ویتکوف در ژنو، فراتر از یک نشست دیپلماتیک، نبرد دو جهانبینی متضاد است: «دیپلماسی بازار» در برابر «منطق کشتیکج».
عراقچی، دیپلمات کهنهکار و نویسنده کتاب «قدرت مذاکره»، با تکیه بر استراتژی صبر، تکرار مداوم مواضع و چانهزنی فرسایشی پا به میدان میگذارد؛ رویکردی که ریشه در سنت بازار دارد و هدف آن خسته کردن حریف است.
در مقابل، ویتکوف به عنوان نماینده ترامپ، با ذهنیت معاملات املاک و دستورکارهای متغیر و تهاجمی وارد شده که دیپلماسی را نه هنر ظریف، بلکه صحنه زورآزمایی میبیند.
هنر کتمان و «پل طلایی»
دکترین عراقچی بر دو اصل استوار است: «چهره سنگی» برای پنهان کردن احساسات و تاکتیک «پل طلایی» برای حفظ راه گریز آبرومندانه حریف.
او معتقد است در شرایطی که موازنه قوا پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به نفع ایران نیست، باید با ایجاد ابهام و امتناع از پیروزیطلبی آشکار، ترامپ را به سمت توافقی سوق داد که اگرچه ایدهآل نیست، اما از جنگ فراگیر جلوگیری میکند.
این استراتژی، بازتابی از باور اوست که در نبود تعادل نظامی، میز مذاکره تنها زمانی کارآمد است که حریف احساس شکست نکند.
توافق نانوشته و هزینه داخلی
با توجه به تخریب زیرساختهای هستهای و بیاعتمادی مطلق، احتمال دستیابی به یک معاهده رسمی اندک است و تمرکز بر «تفاهمهای نانوشته» و پیمان عدم تجاوز خواهد بود.
عراقچی، برخلاف ظریف، اگرچه از حمایت محافظهکاران و سپاه پاسداران برخوردار است، اما آگاه است که هرگونه مصالحه، حتی شامل آزادسازی داراییها یا ورود شرکتهای نفتی آمریکا او را در سیبل انتقادات داخلی قرار خواهد داد.
او به نیکی میداند که در این قمار دیپلماتیک، حتی در صورت نجات کشور از جنگ، در صحنه سیاست داخلی احتمالاً نقش «قربانی» را ایفا خواهد کرد.

