فرجام ناکام پروژه آشوب شهری در ایران
دگردیسی مطالبات معیشتی
اعتراضات اخیر که با جرقههای نوسان ارزی و اعتصاب بازار تهران آغاز شد، در اصل واکنشی شوکآور به جراحی اقتصادی دولت پزشکیان و حذف رانت فسادزای ارز ترجیحی بود.
اگرچه این خیزش در ده روز نخست ماهیتی صرفاً صنفی و مسالمتآمیز داشت، اما به سرعت با تغییر فازی رادیکال، از مدار مطالبات اقتصادی خارج و به سمت شعارهای ساختارشکنانه و امنیتی منحرف گردید. این دگردیسی ناگهانی، بستر را برای گذار از «اعتراض مدنی» به «خشونتهای کمسابقه» و ورود عناصر مسلح به صحنه خیابانهای ایران فراهم ساخت.
مهندسی خشونت و مداخله
نقطه عطف بحران، تشدید درگیریهای مسلحانه و حملات تروریستی به مراکز حساس امنیتی در روزهای پایانی هفته بود که با حمایت آشکار سیاسی و سیگنالهای اطلاعاتی تلآویو و واشنگتن همگام شد.
این مداخله صریح خارجی و ظهور نشانههای جنگ شهری، برخلاف محاسبات طراحان آشوب، موجب عقبنشینی بدنه اجتماعی معترضان گردید؛ چرا که جامعه ایران با درک عمیق از خطر ناامنی فراگیر و هراس از تکرار سناریوهای ویرانگر منطقهای، به سرعت صف خود را از جریان خشونتطلب جدا کرد و عملاً به استراتژی براندازی خشن «نه» گفت.
تثبیت بازدارندگی داخلی
فروکش سریع ناآرامیها اثبات کرد که تلاش محور غربی-عبری برای تداوم جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ از طریق فعالسازی گسلهای داخلی، با شکست استراتژیک مواجه شده است.
حاکمیت با تفکیک هوشمندانه میان «نقد اقتصادی» و «تروریسم مسلحانه»، موفق به مدیریت افکار عمومی و بازگرداندن فوری ثبات شد. در نهایت، بازدارندگی درونزای جمهوری اسلامی و عدم همراهی توده مردم با پروژههای براندازی وکالتی، محاسبات دشمن برای فروپاشی از درون را بار دیگر با بنبست مواجه ساخت.

