هیچکس در تهران به چیزی کمتر از تسلیم کامل واشنگتن راضی نیست
The Hill| روندنگار بینالملل
عقبنشینی به سنگر زمان
تغییر ناگهانی لحن کاخ سفید از تهدید به آغاز مجدد حملات نظامی به اتخاذ یک موضع مبهم و نظارهگرانه، نشاندهنده شکست ادعاهای مکرر در کسب پیروزی قطعی است. توصیف تقابل جاری به عنوان یک «بازی شطرنج» و اتکا به این گزاره اثباتناپذیر که گذر زمان و فشارهای تورمی و بیپولی رقیب را تسلیم خواهد کرد، تلاشی آشکار برای طفره رفتن از مسئولیت شکست ضربالاجلهای پیشین برای بازگشایی تنگه هرمز است.
این رویکرد انفعالی واشنگتن بلافاصله با ضربات سنگین پاسخ داده شد؛ طرح شروط ششگانه و غیرقابلانعطاف شورای عالی امنیت ملی، شامل توقف تهدیدها، پایان قطعی حملات به متحدان منطقهای در لبنان، فلسطین، یمن و عراق، لغو محاصره دریایی و خروج نیروهای آمریکایی، پرداخت غرامت دو جنگ، لغو کامل تحریمها و آزادسازی بیقیدوشرط اموال مسدودشده، عملا مذاکره فنی بر سر کشتیرانی را به یک مصالحه سیاسی بنیادین برای پایان جنگ تبدیل کرد. همزمان، اصابت موشک به نفتکش متعلق به شرکت ادنوک امارات در تنگه هرمز و تکذیب مذاکرات مستقیم از سوی وزارت امور خارجه، توهم دستیابی سریع به توافق را در هم شکست.
کودتای فرماندهان کهنهکار
تغییرات ناگهانی و پرآشوب در راس هرم امنیتی، حکایت از قبضه کامل پرونده مذاکرات توسط جناح تندرو دارد. پس از استعفای زوالقدر، محسن رضایی، فرمانده اسبق و شانزدهساله سپاه پاسداران و مشاور نظامی رهبر جدید، همزمان به عنوان نماینده رهبری و دبیرکل شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. این جابهجایی درست یک روز پس از انتشار فهرست مطالبات حداکثری، پیام روشنی از آرایش تهاجمی به همراه دارد.
حذف علی لاریجانی در حملات هوایی اسفند گذشته، آخرین حلقه اتصال معتدل میان نهادهای نظامی، روحانیون و دولت مسعود پزشکیان را قطع کرد و زمینه را برای تسلط کامل نظامیان فراهم ساخت. گزارشهای متعدد مبنی بر منع دخالت دیپلماتها و عباس عراقچی در روند مذاکرات، اثبات میکند که کانالهای دیپلماتیک مسقط و توافقات اولیه کاملا تحتالشعاع و کنترل ساختار امنیتی قرار گرفتهاند. انتصاب یک فرمانده ارشد جنگ به هیچ عنوان پیام مصالحه تلقی نمیشود.
تله محاسباتی کاخ سفید
شرطبندی استراتژیک واشنگتن بر سر اینکه فشارهای اقتصادی و گذر زمان میتواند طرف مقابل را وادار به عقبنشینی با شروط آسان کند، با یک خطای محاسباتی بزرگ روبهرو شده است. تصمیمگیرندگان جدید نه تنها حاضر به کاهش مطالبات نیستند، بلکه هزینه هرگونه توافق را به بالاترین سطح ممکن ارتقا دادهاند. اکنون بحران اصلی دیگر تمایل به دریافت امتیاز نیست.
مسئله اساسی این است که هیچ مقامی در ساختار فعلی، اختیاری برای پذیرش شروطی کمتر از یک تسلیم کامل از سوی واشنگتن ندارد؛ مطالباتی که کاخ سفید اساسا توان یا تمایل برآورده کردن آنها را دارا نیست. با بسته شدن دست رئیسجمهور آمریکا برای اجرای گزینههای نظامی و ناکارآمدی حربه فرسایش اقتصادی، استراتژی موسوم به «صبر و تماشا» به یک باتلاق بیپایان تبدیل شده که در آن زمان، بر خلاف تصور تحلیلگران غربی، نه به سود واشنگتن، بلکه در جهت افزایش اهرمهای فشار تندروها به گردش درآمده است.
https://thehill.com/opinion/international/6024251-iran-security-council-reshuffle/

