بازگرداندن ایران به عصر حجر یک توهم است

بازگرداندن ایران به عصر حجر یک توهم است

دکتر عبد المجيد مبلغی| مجله خردورزی

نگاشته های رئیس جمهور آمریکا درباره از میان بردن تمدن ایرانی در فضای مجازی در دو سطح قابل بررسی است اقرار یک مقام رسمی بر عزم وی جهت ارتکاب جنایت جنگی؛ و شناسایی پیش فرض های معرفتی ای که صورت بندی و ارائه چنین گزاره هایی را ممکن و در ذهنیت دونالد ترامپ «معنامند» ساخته است. در پس اظهارات ترامپ درکی از تمدن نهفته است که عمیقاً تقلیل گرایانه و کوته نظرانه است و به جای ساخت مندیهای هویتی و ظرفیت های تاریخی سراغ از تمدن در صورت بندیهای شکلی و مظاهر بیرونی آن می گیرد.

اساساً آمریکا معرف وضعیتی است که در افق تجربه تاریخی آن تمدن به تظاهرات بیرونی آن تقلیل می یابد و قدرت به اشتباه معرف استعداد تمدنى فهم و لحاظ میشود به زبان دیگر در آنجا ما با سنتی مواجهیم که در فراغ تاریخ تمدنی واقعی توانمندیهای ابزاری ناشی از قدرت را به اشتباه امری تمدنی معرفی میکند و در تشخیص امر خطير تمدن دل مشغول وجوه بیرونی، خصایص مادی و سازمان یابی تکنولوژیکی میشود که پیامد تجربه کشور بی تاریخ و کم عمق آمریکا است. چنین وضعیتی سبب شده که درون این سنت نو آمد و کم بنیه «تمدن» به سادگی با صورت های بیرونی آن یکی گرفته و دانسته می شود.

تمدن را باید بسی فراتر از تجلیات مادی آن در سطح انباشت ،آگاهی ظرفیت تاریخی، الگوهای تولید و تکثیر معانی با یکدیگر سازگاری یافته شکل بخشی به نوع ویژه ای از سبک اندیشیدن و زیستن حائز وجاهت و تداوم تاریخی شیوه های عمیق ادراک و در یک کلام ساخت مندی های ژرف نگرانه منجر به نحوه مشخصی از بودن در جهان فهم کرد.

آنچه بی گمان ترامپ قادر به فهم آن نیست جایگاه تاریخی هویتی و جهانی تمدن ایرانی در کانون تمدن های گیتی است وی اساساً نمی تواند درکی از ایران به مثابه قلب تمدنهای جهان حاصل آورد و به یک معنا راهی به سمت فهم این مقوله که خارج از توان شناختی او است، پیش روی وی گشوده نیست. تمدن ایرانی را باید بخشی از توالی ژنتیک آگاهی بشر دانست. این آگاهی مشترک بشری حاوی شبکه ای از امکانات ادراکی و معنایی است که در طول تاریخ نظم یافته و حافظه تمدنی انسان را از دیرباز تاکنون تحت تأثیر قرار داده است.

سخن گفتن از نابودی چنین امکان تمدنی پر بسامدی، مستلزم فرضی است که خود به نحوی درونی متناقض و ناسازگار است؛ چرا که حذف بخشی از ظرفیت تاریخ آگاهی انسانی در حالی که این ظرفیت سازنده تاریخ آگاهی است، ناممکن می نماید و اساساً از دسترس توانایی های تخریب گر ابزاری هر انسانی از جمله ترامپ و ارتش ویرانگر وی خارج است توضیح بیشتر آنکه نابودی تمدن ایرانی به معنای حذف بخشی از نحوه و معنای زیستن و اندیشیدن بشر در جهان معاصر است؛ امری که طبعاً تا زمانی که آگاهی انسانی استمرار دارد ناممکن و ناشدنی می نماید
پایداری تمدنی ایران حاصل انباشت تاریخی استعداد و بضاعتی است که در اعماق دستگاه آگاهی و درونمایه فرهنگ این سرزمین جای گرفته است. تهدید به نابودی چنین تمدنی به جای آنکه نشانی از قدرت گوینده داشته باشد بیشتر حکایت از نادانی و بی خبری او دارد و نشانه ای آشکار از درماندگی وی در درک حقیقت و ماهیت آن چیزی است که بر زبان میآورد. در واقع بسامد چنین اظهار نظرهای ساده لوحانه ای که قطعاً به تخریب تمدن ایران منجر نخواهد شد رونمایی از ناکامی غافلگیر کننده گوینده از شناخت کشوری است که به جنگیدن به آن خطر کرده و در انجام این عمل جنایت کارانه خود ناتوان و درمانده گردیده است.

دیدگاهتان را بنویسید