چطور ترامپ می‌تواند از باتلاق ایران جان به در ببرد؟

چطور ترامپ می‌تواند از باتلاق ایران جان به در ببرد؟
The Hill

توهم تضعیف نظامی
با ورود درگیری‌های واشنگتن و تهران به ماه ششم، توصیف تقلیل‌گرایانه دونالد ترامپ از این منازعه به عنوان یک «زد و خورد» ساده، با واقعیت ده‌ها هزار حمله متقابل کاملاً در تضاد است. این نبرد تمام‌عیار اکنون زیر سایه سنگین فشارهای بی‌امان داخلی و هزینه‌های کمرشکن اقتصادی قرار دارد. نظرسنجی‌ها از مخالفت قاطع هفتاد درصدی افکار عمومی آمریکا حکایت دارند و با تعطیلی قریب‌الوقوع سنا، خشم رأی‌دهندگان به زودی طوفانی سیاسی به پا خواهد کرد. برخلاف ادعاهای پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، مبنی بر رسیدن ایران به ضعیف‌ترین نقطه نظامی خود، تهران همچنان حملات سهمگین و انبوه پهپادی و موشکی را اجرا می‌کند.

اطلاعات محرمانه نشان می‌دهد ایران نه تنها ظرفیت‌هایش را بازسازی کرده، بلکه توان تولید این تسلیحات را نیز افزایش داده است. در مقابل، ائتلاف آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس به سرعت در حال تخلیه انبارهای موشک‌های دفاعی خود هستند؛ محدودیتی که ماشین جنگی واشنگتن را فلج کرده است.

کابوس فاجعه فراگیر
گسترش حملات هوایی و موشکی آمریکا به سمت اهداف غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی مانند شبکه‌های برق و مخابراتی، تنها به یک خودکشی استراتژیک ختم می‌شود. این اقدام ضمن ایجاد اتهام جنایت علیه بشریت برای ترامپ، انسجام افکار عمومی ایران را علیه واشنگتن به بالاترین حد خواهد رساند. در هرگونه تشدید تنشی، تأسیسات حیاتی آب‌شیرین‌کن و انرژی در خلیج فارس هدف قرار می‌گیرند؛ بحرانی انسانی که هیچ برنامه‌ای برای مهار آن نیست و این کشورها بیش از نود درصد آب شرب خود را از این طریق تامین می‌کنند. همزمان، نفت صد و پنجاه تا دویست دلاری، اقتصاد جهانی را در بحرانی بی‌سابقه غرق خواهد کرد. گزینه استقرار نیروی زمینی نیز کاملاً مردود است؛ مخالفت هفتاد و چهار درصدی مردم آمریکا و ضعف بنیادین نیروهای هوابرد و واکنش سریع حاضر در منطقه، هرگونه پیشروی زمینی را ناممکن می‌سازد.

ژنرال بازنشسته باری مک‌کافری معتقد است اشغال بندرعباس نیازمند ارتشی ششصد هزار نفری است و حمله به جزیره خارک نیز به ترانزیتی چهارصد مایلیِ بدونِ مانع نیاز دارد که عملاً محال است. استفاده از سلاح هسته‌ای نیز تنها جعبه پاندورای تبعات آخرالزمانی، نابودی سیستم‌های الکترونیکی و یک ابر رادیواکتیو کشنده با پیامدهای هولناک برای جنگ اوکراین و ولادیمیر پوتین را می‌گشاید.

سراب دیپلماسی اجباری
در میان این گزینه‌های هولناک و غیرقابل اجرا، تنها مسیر معقول و ممکن برای واشنگتن، اعلام یک پیروزی ساختگی و روی آوردن مجدد به دیپلماسی است. ترامپ با پنهان کردن واقعیت تداوم مذاکرات، ادعا خواهد کرد که با قدرت خود تهران را به میز مذاکره کشانده است.

اولویت‌های اصلی این توافق، بازگشایی تنگه هرمز و تامین امنیت باب‌المندب خواهد بود؛ رخدادی که منجر به سقوط قیمت نفت و احیای بازارهای سهام می‌شود. ترامپ با مصادره این دستاورد اقتصادی، تمام اعتبار آن را به نام خود ثبت کرده و از یک تجاوز زمینی خونبار و بی‌ثمر که می‌توانست به یک فاجعه ملی برای آمریکا تبدیل شود، هوشمندانه اجتناب خواهد کرد. جهان اکنون در انتظار تماشای اجرای این سناریوی گریز از مهلکه است.

https://thehill.com/opinion/national-security/6003826-us-war-iran-options/

دیدگاهتان را بنویسید