آمریکا قبل از جنگ ذهن ها را هدف میگیرد

آمریکا قبل از جنگ ذهن ها را هدف میگیرد

گفتگو با پروفسور گرگ سیمونز

استاد دانشگاه پژوهشگر حوزه روابط بین الملل، ژئوپلیتیک و مطالعات رسانه

طرح واژگانی چون «دولت سرکش» با تبدیل یک بازیگر سیاسی به یک «تهدید امنیتی دائمی»، دیگری خطرناکی را ایجاد کرده و نه تنها بودجه های عظیم نظامی و گسترش ناتو یا پیمانهای مشابه را در افکار عمومی توجیه میکند بلکه از بازنگری در نظم لیبرال حاکم نیز جلوگیری مینماید؛ چرا که در این منطق هرگونه تغییر در نظم موجود به معنای قدرت گرفتن نیروهای شرور تلقی شده و بدین ترتیب، تداوم هژمونی آمریکا به عنوان تنها ضامن بقای جهان معرفی میشود
ایالات متحده یک قدرت قاره ای نیست و ظرفیت کافی برای اجرای یک کمپین زمینی مؤثر عليه قدرتی زمینی همچون ایران را ندارد آمریکا همچنین در افول فیزیکی و اخلاقی به سر میبرد؛ افولی که جنگ جنبشی فیزیکی آن را کم اثرتر کرده است. از این رو استفاده از اطلاعات و دانش که بعد پنجم استراتژی پس از زمین آب هوا و فضاست اهمیت بیشتری می یابد چراکه واقعیت ساخته شده را با تعریف فضای فیزیکی شکل میدهد.
پلتفرم های آمریکایی تحت پوشش عملاً به مهندسی حذف مشغول اند؛ به طوری که هر روایتی که خارج از چهارچوب منافع هژمونیک تعریف شود مانند بازنمایی قدرت بازدارندگی ایران یا مقاومت در منطقه با حذف سیستماتیک، سایه نشینی یا برچسب گذاری های محدود کننده مواجه میگردد. این استعمار نو نه با لشکرکشی نظامی بلکه با اشغال فضای ذهنی و مسدود کردن شریانهای تنفسی اطلاعاتی کشورهای مستقل عمل میکند

در واقع ایالات متحده با کنترل بر گره های اصلی شبکه تلاش میکند تا با ایجاد یک قرنطینه اطلاعاتی پیرامون روایتهای بدیل اجازه ندهد که منطق مقاومت به یک گفتمان جهانی تبدیل شود؛ بدین ترتیب این زیر ساخت ها دیگر نه ابزارهای ارتباطی، بلکه تسلیحات راهبردی در خدمت تثبیت نظم تک قطبی هستند.
سنت مفتخرانه ایران در تاریخ و فرهنگش و همچنین بودن یک تمدن طبیعی و نه یک دولت ملت مصنوعی انسجام و تاب آوری را تقویت میکند. این امر حتی بیشتر تقویت شده است؛ پس از دهه ها سختی اقتصادی ایجاد شده توسط جنگ اقتصادی ایالات متحده از زمان انقلاب ۱۹۷۹ برخی ایرانیان ممکن بود شک داشته باشند و در برابر جنگ ترکیبی آمریکا آسیب پذیر باشند. اما جنگهای تهاجمی انتخابی اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ نشان دادند که دولت و مردم ایران در کنار هم قوی تر هستند و زندگی با کرامت و احترام به خود برایشان غیر قابل مذاکره است؛ اینکه سوژه روابط بین الملل باشند نه ابژه مانند اتحادیه اروپا

غرب مغرور و کور است زیرا هنوز ضد تمدن خود را که بر اساس ارزشها و رویه های انحطاطی است و بقیه جهان از آنها نفرت دارند برتر میداند.

مغرورانگی ای همچون زمانی که بورل اتحادیه اروپا را باغ و بقیه جهان را جنگل نامید. اما این نما به سرعت در حال فروپاشی است؛ فروپاشی ای که با تحقیرهای غرب در اوکراین و غرب آسیا تقویت می شود.
مجله خردورزی

دیدگاهتان را بنویسید