فراتر از نزاع های ایدوئولوژیک؛نگاهی به میراث رهبر شهید

فراتر از نزاع‌های ایدئولوژیک؛ نگاهی به میراث رهبر شهید

سامح عسکر، نویسنده مصری

من یک نویسندهٔ لیبرالم و صدها دلیل دارم که با این مرد مخالف باشم. اما به کسانی که بعد از مرگ [شهادت] او به او می‌تازند چنین می‌گویم:_

یکم: این مرد به دست پلیدترین، کثیف‌ترین و نفرت‌انگیزترین نهاد سیاسی تروریستی تاریخ معاصر به شهادت رسید.

دوم: او در راه دفاع از کشورش جان داد، چون حاضر نشد بر سر حاکمیت یا اقتدار ایران مصالحه کند.

سوم: او در راه دفاع از آرمان فلسطین جان داد، چون از آن دست نکشید –و این آرمان، بزرگ‌ترین آرمان انسانی در عصر حاضر است. هر کس دیگری جای او بود، ۲۰۰ میلیارد دلار از آمریکا می‌گرفت و فلسطین و هر آنچه را که نماد آن است، می‌فروخت.

چهارم: او با یک ترور سیاسی خائنانه به قتل رسید و نحوهٔ کشته شدنش نشان می‌دهد که نفوذش و تأثیر کشورش بر قاتلانش چقدر بوده است.

پنجم: او در حالی از دنیا رفت که فقیر بود و جز خانه‌ای ساده، که حتی امکانات اولیه در آن کمیاب بود، چیزی از خود بر جای نگذاشت.

ششم: دستش به روی اعراب و مسلمانان باز بود و هیچ‌کس را ناامید نمی‌کرد. او همواره در برقراری ارتباط و حسن‌نیت با همسایگان عرب خود پیشگام بود، به‌گونه‌ای که بیشتر آن‌ها به او احترام می‌گذاشتند.

هفتم: او فقط با اسرائیل و آمریکا دشمنی می‌کرد و به‌ویژه اسرائیل را دست استعمار و خرابکاری در خاورمیانه و ریشهٔ اصلی مشکلات منطقه می‌دانست.

هشتم: او به هنر احترام می‌گذاشت و در دوران حکومتش، ایران به جایگاهی پیشرفته در عرصهٔ هنر در سطح جهانی دست یافت، تا جایی که هم‌اکنون گروه‌های موسیقی در مراسم تشییع او پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کنند.

نهم: او خواستار اتحاد اعراب و مسلمانان بود – نه زیر یک چتر حاکمیتی واحد، بلکه اتحادی عاطفی و اقتصادی تا آن‌ها را در جهانی که فقط به بلوک‌ها اعتقاد دارد، گرد هم آورد.

دهم: او هرگونه حمله به صحابه یا نمادهای مذهب سنی را رد می‌کرد، توهین یا تحقیر آن‌ها را به هر شکلی ممنوع می‌دانست و در دوران او، چاپ برخی از کتاب‌های شیعهٔ دوازده‌امامی که به صحابه می‌تاختند، از جمله بخش‌هایی از دایرةالمعارف «بحارالانوار»، ممنوع شد.

یازدهم: او علاقه خاصی به مصر داشت، از آن تمجید می‌کرد و به نمادهای آن از همهٔ جریان‌ها و عقاید، بدون استثنا، احترام می‌گذاشت. از میان چهره‌های مصری که برای او و ایرانیان ارزش والایی داشتند، به نام‌های لیبرال، روشن‌اندیش و سکولار اشاره کرده بود.

البته این به این معنا نیست که ما در همه چیز با او و نظام سیاسی‌اش موافق باشیم – اختلاف‌نظر طبیعی است. اما تمرکز بر این نقاط مشترک، فاصله و اختلافات بین مذاهب اسلامی از یک سو، و بین اعراب و مسلمانان از سوی دیگر را کاهش می‌دهد.

به این ۱۱ نکته فکر کنید؛ درخواهید یافت که پروژه‌های فکری، سیاسی و انسانی در آنها نهفته است که اگر توسعه یابند، می‌توانند اعراب و مسلمانان را به جایگاهی کاملاً متفاوت و با منزلتی شایسته در جهان برسانند.

در ضمن، این مرد فقط به هنر احترام نمی‌گذاشت، بلکه در دوران او با وجود محاصره و تحریم‌ها، یک شکوفایی علمی واقعی رخ داد.
تعداد مقالات علمی منتشرشده در ایران از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰ هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ رسید، یعنی افزایشی ۸۲ برابری، و این ایران را در رتبهٔ شانزدهم جهان از نظر تولیدات علمی قرار داد.

در زمان او، ایران صاحب برنامهٔ هسته‌ای و موشکی شد که این کشور را به قدرتی منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کرد که همه ناچارند بارها و بارها آن را جدی بگیرند.

همچنین میانگین طول عمر در کشورش از ۵۰ سال به ۷۵ سال افزایش یافت و مرگ‌ومیر کودکان زیر ۵ سال از ۱۸۵ به ۱۴.۹ در هزار تولد کاهش پیدا کرد؛ یعنی توسعه‌ای در بخش سلامت که نشان می‌دهد محاصره نتوانسته مانع دستیابی به دانش پزشکی تجربی شود – دانشی که ایران در آن شهرتی ممتاز در سطح جهان دارد و پزشکان و بیمارستان‌هایش به طرز چشمگیری پیشرفته هستند.

دیدگاهتان را بنویسید