تبیین تاریخی استراتژی ایران توسط شهید سلامی:
1⃣ انتقال میدان نبرد به حوزه مزیتهای خودی
بحث این نیست که طرف مقابل بههیچوجه امکان پیروزی ندارد یا بتوان با قطعیت از شکست او سخن گفت.
مسئله این است که جنگ باید به حوزهای کشیده شود که امکان اجرای نبرد نامتقارن فراهم باشد.
اگر دشمن صرفاً از قدرت هوایی خود استفاده کند، توان نیروهای منطقهایِ مخالف آمریکا برای پاسخ به این برتری هوایی محدود است.
اما اگر جنگ از حوزه هوا به دریا و زمین کشیده شود، امکان درگیری مستقیم با نیروهای آمریکایی بهخوبی فراهم میشود و در چنین شرایطی امکان پیروزی نیز واقعاً وجود دارد؛ همانگونه که در نمونههایی مانند جنگ ویتنام مشاهده شد.
2⃣ خنثیسازی برتری تسلیحاتی دشمن
مهمترین ویژگی نبرد نامتقارن آن است که کارایی و اثربخشی بسیاری از سامانههای تسلیحاتی پیشرفته دشمن را خنثی میکند.
برای مثال، ناوهای بزرگ آمریکایی که در خلیج فارس مستقر میشوند، اساساً برای مقابله با ناوهای همرده و مشابه خود طراحی شدهاند؛ اما همین ناوها هنگامی که در برابر تعداد زیادی قایق تندرو قرار میگیرند، بخش قابلتوجهی از کارایی و اثربخشی خود را از دست میدهند. از این رو، یکی از مزایای نبرد نامتقارن آن است که تا حدی توان رزمی و مزیت تسلیحاتی دشمن را بیاثر میکند.
فرسایشی کردن جنگ و افزایش هزینههای دشمن
یکی دیگر از مزایای نبرد نامتقارن، نامتقارن بودن هزینههای اقتصادی آن است؛ موضوعی که امکان فرسایشی و طولانیمدت شدن جنگ را فراهم میکند.
این ویژگی از آن جهت اهمیت دارد که ابرقدرتها همواره بهدنبال کوتاهترین زمان ممکن برای پایان دادن به جنگ هستند. دلیل این امر، هزینه بسیار بالای عملیات نظامی در مناطق دوردست، حساسیت نسبت به تلفات انسانی و همچنین پیامدهای سیاسی داخلی چنین جنگهایی است.
تداوم جنگ میتواند موجب افزایش تنشهای سیاسی در داخل کشورها و حتی تغییر دولتها و تأثیرگذاری بر ساختارهای سیاسی داخلی آنها شود.
طنین سنتر

