مقامات ارشد دفاعی سابق ایالات متحده به یک متخصص روسیه میپیوندند تا در مورد چگونگی شکلگیری جاهطلبیهای نظامی، سیاسی و اقتصادی مسکو در منطقه توسط بحران ایران بحث کنند.
، انستیتو واشنگتن یک نشست مجازی سیاستگذاری با حضور متیو تاوارس، کیث کلوگ و آنا بورشچفسکایا برگزار کرد. تاوارس از مقامات سابق پنتاگون با دو دهه تجربه در امور امنیت ملی ایالات متحده است. کلوگ یک افسر بسیار مفتخر ارتش ایالات متحده است که علاوه بر سمتهای دیگر، به عنوان فرستاده ویژه ریاست جمهوری در امور اوکراین و مشاور ارشد امنیت ملی رئیس جمهور نیز خدمت کرده است. بورشچفسکایا، پژوهشگر ارشد هارولد گرینسپون در برنامه بنیاد دایان و گیلفورد گلیزر در مورد رقابت قدرتهای بزرگ و خاورمیانه در انستیتو واشنگتن و نویسنده مشترک (به همراه تاوارس) گزارش ۲۰۲۶ این موسسه با عنوان «پس از اوکراین: چشماندازهای تجدید حیات روسیه در خاورمیانه» است. این رویداد توسط کریستین کاریل، روزنامهنگار و نویسنده پیشکسوت، اداره میشد. در ادامه خلاصهای از سخنان گزارشگران آمده است.
متیو تاوارس
تجهیزات روسی ممکن است ارزان باشند و نتوانند با قدرت هوایی ایالات متحده رقابت کنند، اما بسیاری از کشورهایی که نیروی هوایی رقابتی یا دفاع مناسب ندارند، همچنان خرید سامانههای موشکی S-300 و S-400 را از مسکو انتخاب خواهند کرد. اکثر این مشتریان به دنبال ایجاد نیرویی نیستند که قادر به شکست حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل باشد.
علاوه بر این، علیرغم نمایش برتری هوایی بینظیر متحدان بر سیستمهای ایرانی، تهران و مسکو هر دو دارای یک پایگاه صنعتی دفاعی هستند که برای شکست دادن ایالات متحده در این نوع درگیریها طراحی شده است. یک جنگ فرسایشی مانند جنگ فعلی به نفع دشمن است – در این مورد، نیروهای تهران میتوانند برای انجام حملات بدون ردپا، استتار خود از تصاویر هوایی و پنهان کردن پایگاه صنعتی خود، به پهپادهای شاهد تکیه کنند.
از سوی دیگر، اوکراین میتواند با ارائه فناوریها و کمکهای ضد پهپاد، نقش کلیدی در کاهش نفوذ منطقهای روسیه ایفا کند. این امر در طول جنگ ایران ثابت شده است – پس از حملات متعدد ایران به کشورهای خلیج فارس، مقامات دفاعی اوکراین رهبری تماسهای متحدان با این دولتها را با هدف تدوین توافقنامههای کمک ضد پهپاد بر عهده گرفتند. در بسیاری از موارد، کیف میتواند با به عهده گرفتن قراردادهای دولتی برای استقرار و نگهداری سیستمهای تسلیحاتی و خودروهای جنگی، کمکهای مادی دفاعی که روسیه در حال حاضر ارائه میدهد را جایگزین کند. اگر این تغییر رخ دهد، شتاب روابط منطقهای متعدد روسیه میتواند کند شود.
اگرچه فروش و گسترش دفاعی مسکو به خاورمیانه به دلیل جنگ اوکراین متوقف شده است، اما مهم است که به این فکر کنیم که چگونه این روابط پس از پایان این درگیری ممکن است احیا و گسترش یابد. پیش از جنگ، صنعت دفاعی روسیه از اهرمهای اصلی دولت در بسیاری از کشورهای خاورمیانه بود. امروزه، این صنعت همچنان بازوی اصلی دولت است و ماهانه ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ پهپاد شاهد تولید میکند. الزام شرکتی روسیه قبل از جنگ میتواند به سرعت به یک الزام دیپلماتیک تبدیل شود و عزم کرملین را در خاورمیانه تقویت کند.
کشورهای مختلف به دلیل جنگ اوکراین میخواهند از تجارت با روسیه اجتناب کنند، اما به محض اینکه این مانع برداشته شود، احتمالاً خواهند دید که سیستمهای تسلیحاتی مسکو نه تنها کمهزینه و آزمایششده در نبرد هستند، بلکه از نظارت بر استفاده نهایی نیز معاف هستند – یک مزیت رقابتی بزرگ. برخی از کشورهای خاورمیانه در حال حاضر با تنوع بخشیدن به تأمینکنندگان سلاح خود، از جمله خریدهای احتمالی از روسیه و چین، به جنگ ایران و تناقضات سیاست ایالات متحده واکنش نشان میدهند. واشنگتن باید با دقت در مورد اصلاح خریدها و برنامههای فروش نظامی خارجی خود فکر کند تا برای مشتریان بالقوه مسکو در منطقه جذاب باقی بماند.
نکته قابل توجه این است که روسها در سیاست خارجی خود هم در اوکراین و هم در سوریه ضربات جدی خوردهاند و در هر مورد ثابت کردهاند که میتوانند از آن عبور کنند. در واقع، مسکو میتواند فردا هر دو پایگاه خود در سوریه را از دست بدهد و همچنان بتواند در جای دیگری تمرکز کند. روسیه گزینههای زیادی را در خاورمیانه و فراتر از آن حفظ کرده است. واشنگتن و متحدانش باید درک کنند که مسکو میتواند سریعتر از آنچه تصور میکنند، جهت خود را تغییر دهد و در مواجهه با شکستها، تصمیمات سیاسی هوشمندانهای بگیرد.
سپهبد (بازنشسته) جوزف «کیت» کلوگ
نقش و اعتبار جهانی روسیه از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ به طور پیوسته رو به وخامت گذاشته است و جنگ ایران ضربه دیگری به آن وارد کرده است. فناوری روسی در دستان تهران نتوانسته در برابر اقدامات جنبشی آمریکا مقاومت کند و اعتماد را از بین برده و اشتها برای نفوذ روسیه در خاورمیانه را کاهش داده است. با توجه به اینکه هر دو جنگ همچنان حل نشده باقی ماندهاند، کشورهای خاورمیانه به احتکار خود ادامه خواهند داد. با این حال، پس از حملات متعدد ایران به کشورهای خلیج فارس که با کمک روسیه انجام شده است، این کشورها به ویژه مستعد تجدید نظر در سیاست خود در قبال روسیه خواهند بود.
دفاع موفقیتآمیز اوکراین در طول سالها در برابر تجاوز روسیه، قدرت رو به کاهش مسکو را آشکار کرده است. اکنون در پنجمین سال جنگ، روسیه فاقد قدرت نظامی یا دیپلماتیک است و از نظر اقتصادی روز به روز ضعیفتر میشود. همچنین نمیتواند مانند اتحاد جماهیر شوروی، سیاست جهانی را دیکته کند و در عوض به نقش یک خرابکار واگذار شده است.
نقش بالقوه مخرب روسیه در روابط آمریکا و ترکیه شایان ذکر است. در سال ۲۰۱۷، ترکیه سامانه دفاع موشکی اس-۴۰۰ را از روسیه خریداری کرد و این امر باعث ایجاد تنشهایی در اتحاد قوی و تاریخی خود با ایالات متحده شد. واشنگتن نیز به نوبه خود نسبت به فروش جنگندههای اف-۳۵ به آنکارا که مدتها به حالت تعلیق درآمده بود، ابراز نگرانی کرده است، به ویژه به دلیل این احتمال که ممکن است تحت کنترل روسیه قرار گیرند.
با کاهش نقش روسیه، اوکراین خود را آماده تبدیل شدن به یک قدرت نظامی و اقتصادی میبیند. این کشور به دلیل تولید سریع مواد دفاعی، گاهی اوقات در یک جدول زمانی شش ماهه، خود را متمایز کرده است، که شاید الگویی
برای یک پایگاه دفاعی-صنعتی کمتر بزرگ ایالات متحده باشد. اوکراین حتی در حالی که در داخل با روسیه میجنگد، با منافع روسیه در ساحل نیز مقابله میکند و بدین ترتیب تواناییهای دفاعی و تفکر استراتژیک خود را تقویت میکند. کشورهای خلیج فارس در حال حاضر به دنبال همکاریهای نظامی با اوکراین هستند و رئیس جمهور ولودیمیر زلنسکی از طرفداران سرسخت چنین ترتیباتی بوده است.
در نقش رو به کاهش روسیه به عنوان یک قدرت منطقهای، نقاط اصلی اهرم فشار این کشور، سلاحهای هستهای و اقتصاد نفتی آن است. کشوری به قدرتمندی روسیه که ادعا میکند، نیازی به حمایت نیروهای کره شمالی، آنطور که مسکو به دنبال آن بوده، ندارد و روایتهای ایالات متحده که قدرت روسیه را بر اساس میراث شوروی بزرگ جلوه میدهند، میتوانند سیاستگذاری مبتنی بر ترس و مستعد اشتباه را تشویق کنند. در مقابل، حس واقعگرایی بیشتر میتواند موقعیت آمریکا را در رابطه با روسیه بیشتر تقویت کند. چین تهدید بزرگتری نسبت به روسیه است و بنابراین باید نقطه کانونی آمریکا و متحدانش باشد.
آنا بورشچفسکایا
هیچ نشانهای مبنی بر اینکه روسیه از خاورمیانه فاصله میگیرد، وجود ندارد. اگر از دریچه وسیعتری به آن نگاه کنیم، استراتژی منطقهای مسکو به طور قابل توجهی پیچیدهتر از اتحاد صرف با ایران است. به عنوان مثال، در سوریه پس از انقلاب، این اجماع که روسیه متحمل شکستی پایدار شده، به یک برداشت محدود تبدیل شد. رابطه روسیه با بشار اسد، رئیس جمهور سابق سوریه، هرگز هدف واقعی نبود، بلکه وسیلهای برای قرار دادن روسیه به عنوان وزنه تعادل در برابر ایالات متحده بود. به همین دلیل است که روسیه حتی پس از سقوط اسد، جای پای خود را در سوریه حفظ کرده و پایگاههای خود را به گونهای حفظ کرده است که ایالات متحده هرگز پس از خروج از ویتنام جنوبی نتوانست آن را انجام دهد.
رویکرد گستردهتر روسیه به منطقه، شباهتی به کتاب راهنمای قدیمی شوروی ندارد. رهبران مسکو شکستهای اتحاد جماهیر شوروی را از نزدیک بررسی کرده و بر اساس آن خود را وفق دادهاند. روسیه به جای تلاش برای جایگزینی ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت، در حال انجام یک بازی صبورانه و چندجانبه با هدف فرسایش نفوذ آمریکا است و فروش اسلحه یکی از ابزارهای آن است. نکته قابل توجه این است که منطقه به دلیل حمله روسیه به اوکراین، به سمت منزوی کردن آن حرکت نکرده است. در بهترین حالت، کشورهای خاورمیانه دودل بودهاند و برخی از روابط – به ویژه با امارات متحده عربی و ترکیه – در چهار سال گذشته در واقع عمیقتر شده و فراتر از روابط نظامی به تجارت گسترش یافته است.
پوشش ریسک منطقهای پیامدهایی برای جنگ اوکراین دارد، جنگی که از یک درگیری اروپایی به یک درگیری جهانی تبدیل شده و روابط عمیق بین اروپا و خاورمیانه را آشکار کرده است. کشورهای حوزه خلیج فارس، که تحت تأثیر تحریمهای غرب نیستند، به تعامل تجاری با روسیه ادامه دادهاند، از جمله در زمینه فناوریهای دو منظوره که به تداوم تلاشهای جنگی آن کمک کرده است. ابوظبی میتواند تقریباً از هر کشوری فناوری بخرد، اما همچنان با مسکو تجارت میکند، نشانهای از اینکه هیچ کشور منطقهای نمیخواهد طرف مقابل روسیه باشد. تا زمانی که منابع روسیه به طور معناداری تخلیه نشود، این پویایی احتمالاً جنگ را طولانیتر خواهد کرد.
امنیت انرژی و غذا به روسیه قدرت نفوذ بیشتری میدهد. مسکو در حال حاضر در مناقصه اولین نیروگاه هستهای تجاری عربستان سعودی شرکت میکند و نقش آن در اوپک پلاس، حتی در بحبوحه جنگ، آن را در مرکز محاسبات انرژی خلیج فارس قرار میدهد. روسیه همچنین به یکی از تولیدکنندگان برتر کود در جهان تبدیل شده است و خود را به عنوان ضامن امنیت غذایی جهانی و نه فقط یک صادرکننده نفت، معرفی میکند. رابطه روسیه با اسرائیل نیز از منطق دقیقی پیروی میکند. هیچ یک از طرفین خواهان بحران دوجانبه نیستند و جمعیت یهودیان روسیه به مسکو نقطه اهرم فشاری در برابر اورشلیم میدهد. سوریه همچنان یک نگرانی مشترک است و اسرائیل نقش روسیه را در آنجا به عنوان یک نیروی متعادلکننده در میان چندین نیروی هممرز خود زیر نظر دارد.
روسیه سابقه طولانی در بازگشت از شکستها و بازسازی روابط حتی با دشمنان سابق دارد، همانطور که در به رسمیت شناختن اخیر طالبان، یک گروه تاریخی ضد روسی، نشان داده شده است. این الگو نشان میدهد که باید به جای قضاوت روزمره، به رفتار روسیه نگاه بلندمدت داشت. نتیجه اوکراین هر چه باشد، ایالات متحده باید انتظار روسیهای را داشته باشد که در سالهای آینده خشمگین، پشیمان و همچنان یک چالش مداوم در سراسر خاورمیانه باقی بماند.

