جنگی که تهران برد؛آمریکا واسرائیل با بمب آمدند وبا شروط ایران عقب نشستند

جنگی که تهران برد؛ آمریکا و اسرائیل با بمب آمدند و با شروط ایران عقب نشستند

War On The Rocks

معماری بقا
ایران در برابر قدرت نظامی برتر آمریکا و اسرائیل، جنگی را پذیرفت که خود برای آن آماده شده بود، نه جنگی را که دشمنانش طراحی کرده بودند. «دفاع موزاییکی» سپاه، با فرماندهی غیرمتمرکز، برای زنده‌ماندن پس از حملات قطع رأس و ادامه عملیات بدون اتکا به سلسله‌مراتب مرکزی شکل گرفته بود. تهران برتری هوایی را به‌طور مستقیم به چالش نکشید؛ بلکه سامانه‌های پشتیبان آن، از سوخت‌رسان‌ها و رادارها تا شبکه‌های ارتباطی و مراکز فرماندهی، را هدف گرفت. موشک‌ها و پهپادهای ارزان ایران، رهگیرهای چندمیلیون‌دلاری را مصرف کردند و فشار مستمر بر ذخایری وارد آوردند که به‌سرعت جایگزین نمی‌شدند.

هم‌زمان، ایران میدان اصلی نبرد را به تنگه هرمز، اختلال اقتصادی، جنگ اطلاعاتی و اراده سیاسی منتقل کرد؛ جایی که نابودی ناوگان متعارفش نیز مانع استفاده از مین، موشک، پهپاد و شناورهای کوچک برای تهدید کشتیرانی نمی‌شد. هدف تهران نه پیروزی کلاسیک، بلکه بقا، تحمیل هزینه و تبدیل ضعف نظامی به اهرم ژئوپلیتیکی بود.

شکاف در ائتلاف
واشنگتن و تل‌آویو با اهدافی مبهم و ناهمگون وارد جنگ شدند؛ اسرائیل از نابودی حزب‌الله و برنامه هسته‌ای ایران سخن گفت و آمریکا بر تضعیف توان نظامی و قطع حمایت از نیروهای منطقه‌ای تمرکز کرد، اما هیچ‌یک پایان قابل‌اندازه‌گیری برای جنگ تعریف نکرد. لفاظی‌هایی چون «نابودی»، «تسلیم بدون قیدوشرط» و «محو کامل» فراتر از توان واقعی عملیات بود و اعتماد شرکای منطقه‌ای را فرسود. حملات ایران به عربستان و امارات، هزینه همراهی با آمریکا را ملموس کرد؛ کویت و عربستان حریم هوایی خود را بر هواپیماهای نظامی آمریکا بستند و ریاض حتی پس از مداخله مستقیم دونالد ترامپ، از میزبانی طرح اسکورت نفتکش‌ها در هرمز خودداری کرد.

امارات نیز زیر فشار حملات و نبود همبستگی همسایگان، از اوپک خارج شد و تهدید به ترک اتحادیه عرب کرد. تهران در حوزه اطلاعاتی نیز تاب‌آوری خود را به روایت مقاومت تبدیل کرد و با محتوای رسانه‌ای هدفمند، این تصور را تقویت کرد که ائتلافی برتر نتوانسته نظام را درهم بشکند. اقتصاد مقاوم در برابر تحریم و ناوگان نفتکش گسترده نیز امکان ادامه درآمدهای نفتی را حفظ کرد.

صلح به شروط تهران
ایران بهای سنگینی پرداخت: آیت‌الله علی خامنه‌ای کشته شد، بخش بزرگی از ذخیره موشکی و پرتابگرهایش از بین رفت، نیروی دریایی متعارفش عملاً نابود شد و زیرساخت غنی‌سازی از کار افتاد؛ بااین‌حال، هدف اصلی آن ــ بقای نظام ــ محقق شد. آمریکا از مطالبه تسلیم کامل و حذف غنی‌سازی عقب نشست و پذیرفت ذخیره اورانیوم در ایران باقی بماند. در مقابل، پیش از حل پرونده موشکی، هسته‌ای و نیروهای منطقه‌ای، رفع محاصره دریایی، عقب‌نشینی نیروهای آمریکا، صدور معافیت‌های تحریمی و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده آغاز می‌شود.

تهران حتی مطالبات تازه‌ای چون غرامت جنگی و دورشدن نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران مطرح کرد. میلیاردها دلار منابع آزادشده می‌تواند برای بازسازی برنامه موشکی و هسته‌ای و تقویت نیروهای همسو به‌کار رود. حزب‌الله تضعیف شد اما از میان نرفت، شبه‌نظامیان عراقی جایگاه بیشتری یافتند و کشورهای خلیج فارس به‌جای نزدیک‌شدن به اسرائیل، روابط خود با تهران را حفظ یا تعمیق کردند. جنگ پایان یافت، اما نه با صلحی بهتر برای آمریکا و اسرائیل؛ بلکه با توافقی که ترتیب امتیازدهی، منطق بازدارندگی و قواعد آن در تهران نوشته شد.

https://warontherocks.com/outgunned-but-not-outplayed-irans-theory-of-victory/

دیدگاهتان را بنویسید