توهم «ونزوئلاییسازی» ایران؛ خطای محاسباتی قرن / ترامپ باید تاریخ بخواند، ایران به آسانی تسلیم نمیشود
سراب پیروزی سریع
دونالد ترامپ، سرمست از موفقیتهای دیپلماتیک اخیر خود در رام کردن ناتو و کاراکاس، اکنون با تکیه بر اطلاعات ناقص، در پی اجرای سناریویی مشابه برای تهران است: حملات هوایی محدود به قصد «سر زدن» به رهبری و سپس تحمیل توافقی که صادرات نفت ایران را در انحصار واشنگتن قرار دهد.
این رویکرد تهاجمی بر پایه فرضیهای مهلک بنا شده که ایران را به دلیل اعتراضات داخلی و ضربات پیشین، در آستانه فروپاشی میبیند؛ غافل از اینکه ارزیابیهای اطلاعاتی تلآویو و واشنگتن، عمق تابآوری ایدئولوژیک و ساختار پیچیده قدرت در جمهوری اسلامی را بهکلی نادیده گرفتهاند.
تفاوتهای بنیادین ژئوپلیتیک
قیاس ایران با ونزوئلا یک خطای فاحش راهبردی است. برخلاف مادورو، رهبر ایران نفوذ معنوی گستردهای بر جمعیت شیعه منطقه دارد و سپاه پاسداران نه یک گارد محافظ، بلکه یک کارتل عظیم نظامی-اقتصادی است که توانایی بستن تنگه هرمز و مدیریت تجارت نفت از طریق شبکههای نامتقارن را داراست.
هرگونه تهاجم نظامی، نه به تسلیم بودجهای، بلکه به فعالسازی زرادخانه موشکی سههزار تایی و هدف قرار دادن زیرساختهای شرکای منطقهای اسرائیل، نظیر امارات و جمهوری آذربایجان، منجر خواهد شد.
هزینههای جنگ سوم خلیج فارس
تلاش برای احیای سلطه کنسرسیومهای نفتی مشابه دوران «هفت خواهران» در سال ۱۹۵۴، نادیده گرفتن حافظه تاریخی ملتی است که از کودتای ۲۸ مرداد و جنگ هشتساله عبور کرده است.
ترامپ با این قمار، نه یک مذاکره تاکتیکی، بلکه «جنگ سوم خلیج فارس» را کلید میزند که شروعش با اوست، اما پایانش قطعاً در اختیار او نخواهد بود. اصرار بر تسلیم کامل به جای دیپلماسی واقعی، منطقه را به انبار باروتی تبدیل میکند که دیپلماسی لرزان فعلی در عمان نیز قادر به خنثیسازی آن نیست.

