جنگ سرد و بلوک بندی های جدید در قاره آفریقا

بلافاصله پس از شروع تهاجم روسیه به اوکراین، تقسیم بندی بین کشورهای آفریقایی در جریان رای گیری در ۲۴ مارس ۲۰۲۲ در مورد پیش نویس قطعنامه سازمان ملل متحد “پیامدهای بشردوستانه تجاوز به اوکراین” (قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد A/ES-۱۱) به وضوح قابل مشاهده است. از ۱۴۰ رای موافق، تنها ۲۷ رای آفریقایی بود. بسیاری از ناظران در مورد یک «جنگ سرد جدید» در آفریقا صحبت می کنند و شکاف بین کشورهای طرفدار روسیه و غرب تا حدودی از خطوط گسل قبلی جنگ سرد پیروی می کند. در طول این رای گیری سازمان ملل به عنوان نشانه ای از موضع طرفدار روسیه، به نظر می رسد بوتسوانا و مراکش (و برخی کشورهای کوچکتر) به سمت طرفداری از روسیه رفته اند، اما بنین و به ویژه مصر علیه موضع روسیه رأی دادند.

با ظهور مجدد روندهای جنگ سرد، آفریقا به صحنه ای کلیدی برای رقابت استراتژیک بین بازیگرانی با منافع متفاوت و گاه آشتی ناپذیر تبدیل شده است. ارتباط ژئوپلیتیکی این قاره قرار است به طور چشمگیری افزایش یابد. جمعیت آن در حال افزایش است و منابع معدنی آن برای انتقال انرژی سبز، تقاضای زیادی خواهد داشت. علاوه بر این، به نظر می رسد بلوک آفریقا آماده ایفای نقش تعیین کننده در نهادهای چندجانبه است.

بلافاصله پس از شروع تهاجم روسیه به اوکراین، تقسیم بندی بین کشورهای آفریقایی در جریان رای گیری در 24 مارس 2022 در مورد پیش نویس قطعنامه سازمان ملل متحد “پیامدهای بشردوستانه تجاوز به اوکراین” (قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد A/ES-11) به وضوح قابل مشاهده است. از 140 رای موافق، تنها 27 رای آفریقایی بود. بسیاری از ناظران در مورد یک «جنگ سرد جدید» در آفریقا صحبت می کنند و شکاف بین کشورهای طرفدار روسیه و غرب تا حدودی از خطوط گسل قبلی جنگ سرد پیروی می کند. در طول این رای گیری سازمان ملل به عنوان نشانه ای از موضع طرفدار روسیه، به نظر می رسد بوتسوانا و مراکش (و برخی کشورهای کوچکتر) به سمت طرفداری از روسیه رفته اند، اما بنین و به ویژه مصر علیه موضع روسیه رأی دادند.

با این حال، چشم انداز سیاسی از نیمه دوم قرن بیستم به طور قابل توجهی تغییر کرده است. کشورهای آفریقایی اکنون برای بهره مندی از مزایای این رقابت سیستمی مجهزتر هستند.

رقابت بین روسیه و غرب در آفریقا که با اسلحه، طلا و رسانه های اجتماعی تقویت می شود، به سرعت در حال افزایش است. نقاط اشتعال کشور چاد و کودتاهای اخیر در غرب آریقاست.

در سطوح بالاتر دیپلماسی، چین و ایالات متحده از نشست های سران با رهبران آفریقایی برای تعیین دستورالعمل های گسترده همکاری در تجارت و سرمایه گذاری، آب و هوا، بهداشت عمومی، زیرساخت های ساختمانی و سایر زمینه ها استفاده کرده اند.

در این میان باید به کاهش نفوذ فرانسه در این قاره اشاره کرد. ترکیه و عربستان سعودی هم فقط در بخش اقتصادی و فرهنگی در حال فعالیت هستند.

استراتژی ایالات متحده برای آفریقا

آفریقا هرگز اولویت سیاستگذاران آمریکایی نبوده است. دولت بایدن هم از این قاعده مستثنی نیست، استراتژی 2022 ایالات متحده در قبال آفریقای جنوب صحرا به وضوح ارتباط این قاره را در نظم جهانی در حال تکه تکه شدن به رسمیت می شناسد.

آفریقا تا سال 2050 15 درصد از جمعیت جهان را تشکیل خواهد داد. این قاره 30 درصد از ذخایر معدنی حیاتی جهان را در اختیار دارد و 28 درصد از گروه های رای دهنده سازمان ملل را تشکیل می دهد. اما منطق تعامل ایالات متحده در منطقه نیز مبتنی بر نیاز به مقابله با نفوذ در حال گسترش بازیگران دیگر، یعنی چین و روسیه است.

در دهه های اخیر، سیاست ایالات متحده در قبال آفریقا بیشتر به دلیل نگرانی های امنیتی تعیین شده است. در همین راستا آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده به کشورهای منطقه سفر کرده و با وزیران خارجه نیجریه و کشورهای ساحلی غرب آفریقا نیز ملاقات کرده است او روز سه شنبه گفت که ایالات متحده به عنوان بخشی از طرح مبارزه با بی ثباتی، 45 میلیون دلار اضافی به کشورهای غرب آفریقا ارائه می دهد و مجموع بودجه تحت برنامه یک ساله را به نزدیک به 300 میلیون دلار می رساند.

به خصوص پس از حملات سپتامبر 2011. واشنگتن ردپای امنیتی قوی در این قاره، از جمله یک پایگاه نظامی دائمی در جیبوتی، حفظ کرده است. این کشور همچنین دارای چندین تأسیسات نظامی در شرق آفریقا، غرب آفریقا و منطقه ساحل است که نقش مهمی، هرچند محتاطانه، در عملیات ضد تروریسم ایفا می کند.

در مقایسه با سایر بازیگران مانند اتحادیه اروپا یا چین، رویکرد ایالات متحده با تجارت و سرمایه گذاری به جای کمک های توسعه یا وام مشخص شده است. واشنگتن به جای برنامه های گسترده، بر برنامه های خاص تکیه می کند به عنوان مثال: قانون رشد و فرصت آفریقا در سال 2000، طرح اضطراری رئیس جمهور در سال 2003 برای کمک به ایدز، ابتکار قدرت آفریقا در سال 2013، یا ابتکار جدیدتر «آفریقا شکوفا» طراحی شده توسط دولت ترامپ.

راهبرد جدیدی در کاخ سفید تدوین شده است که مجدداً بیانیه‌های سال 2017 را تأیید می‌کند، زمانی که استراتژی امنیت ملی چین و روسیه را به عنوان بازیگرانی که «در تلاش برای از بین بردن امنیت و رفاه آمریکا هستند» نام برد. در این سند آمده است که رقبای آمریکایی از ابزارهای غیرنظامی برای پیشبرد نفوذ و منافع خود در قاره آفریقا استفاده می کنند.

استراتژی ایالات متحده برای کشورهای جنوب صحرای آفریقا بسیار جامع تر شده است و اکنون شامل چهار هدف گسترده است. اولی تقویت و ایجاد جوامع باز، دوم مطابقت با نظم جهانی لیبرال بین‌المللی به رهبری ایالات متحده” سوم، پیشبرد بهبود بیماری همه گیر و فرصت اقتصادی و در نهایت، هدف چهارم حمایت از حفاظت، سازگاری با آب و هوا و انتقال عادلانه انرژی است.

در پرتو این اهداف بلندپروازانه، عوامل متعددی در شکل دادن به روابط ایالات متحده با کشورهای آفریقایی حیاتی خواهد بود.

آفریقا تنها 1 درصد از تجارت خارجی ایالات متحده را تشکیل می دهد. تجارت اتحادیه اروپا و چین بسیار بیشتر است. با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای آفریقایی با سطوح بدهی ناپایدار مواجه هستند، تعامل با منطقه نیز به ظرفیت بازیگران خارجی بستگی دارد. موسسات مالی و همچنین وام دهندگان کلیدی مانند چین نقش مهمی از طریق تعدیل بدهی و بخشش خواهند داشت. پکن می تواند تلاش کند تا این اهرم را به یک مزیت رقابتی تبدیل کند و نفوذ آمریکا را کاهش دهد.

همچنین انتظار می‌رود که جنگ اوکراین در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت بر روابط ایالات متحده با آفریقا تأثیر بگذارد. هم واشنگتن و هم بروکسل مایلند کشورهای آفریقایی تهاجم روسیه به اوکراین را صریحاً محکوم کنند. اما واکنش های اخیر علیه حضور غرب در این قاره نشان می دهد که تأمین چنین همسویی دشوار خواهد بود.

تصمیم دولت آمریکا برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات حساس با رئیس یک کشور آفریقایی – افشاگری که سپس فاش شد – یکی از راه‌های حرکت دولت بایدن در آفریقا و استفاده از تاکتیک‌های جدید برای جلوگیری از دستاوردهای روسیه در این قاره را نشان می‌دهد. (ایالات متحده اخیراً به رئیس‌جمهور چاد هشدار داد که مزدوران روسی برای کشتن او و سه دستیار ارشد خود نقشه می‌کشند و مسکو از شورشیان چاد که در جمهوری آفریقای مرکزی جمع شده‌اند حمایت می‌کند. در عین حال، مسکو با هواداران حاکم چاد، از جمله وزرای کابینه و برادر ناتنی رئیس‌جمهور، تماس گرفته است.)

در آفریقا، رویکرد ایالات متحده تا حدی به منظور تقویت موقعیت در حال فروپاشی فرانسه است که در سال های اخیر در مستعمرات سابق مانند مالی و جمهوری آفریقای مرکزی و جمهوری نیجر که زمین را به روسیه واگذار کرده است. اکنون، روس‌ها به دنبال سرنگونی دومینوی فرانسوی در مرکز و غرب آفریقا هستند و ایالات متحده نیز در حال واکنش است.

یوگنی پریگوژین، که رهبری واگنر را بر عهده داشت، با فرستادن جنگجویان خود برای حمایت از حاکمان مستبد متزلزل، معمولاً در ازای پرداخت پول، یا مجوزهای استخراج الماس یا طلا، جای پای خود را در کشورهای آسیب پذیر آفریقایی ایجاد کرده بود.

توطئه در چاد نشان داد که او آماده است تا رهبرانی را که در راه او قرار دارند سرنگون کند. این تغییر ایالات متحده را وادار به اتخاذ تدابیر رو به جلوتر، مانند اقدامات مورد استفاده در اوکراین، کرده است که هدف آن کاهش، مهار، محدود کردن و معکوس کردن گسترش روسیه در آفریقا است.

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، سال گذشته پس از کودتای جمهوری نیجر در سفری به نیجر گفت: «جایی که واگنر حضور داشته، ناگزیر اتفاقات بدی رخ داده است.» این سفر که طی آن بلینکن متعهد شد 150 میلیون دلار (139 میلیون یورو) به منطقه ساحل کمک کند، چهارمین سفر یک مقام ارشد آمریکایی در سال 2023 به آفریقا بود. جانت یلن، وزیر خزانه داری، لیندا توماس-گرینفیلد، سفیر در سازمان ملل (سازمان ملل) و بانوی اول جیل بایدن پیش از او بودند.

برای بسیاری در آفریقا و فراتر از آن، تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ بوی جنگ سرد می‌دهد، زمانی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی از رهبران آفریقایی رقیب، از جمله دیکتاتورها حمایت کردند. این مقایسه‌ای است که دولت بایدن شدیداً می‌خواهد از آن اجتناب کند، زیرا استراتژی آن در آفریقا که توسط بلینکن در سال گذشته در آفریقای جنوبی اعلام شد، کشورهای آفریقایی را به‌عنوان شرکای ارزشمند معرفی می‌کند

مکی سال، رئیس اتحادیه آفریقا، در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر گفت: «آفریقا به اندازه کافی از بار تاریخ رنج برده است. این کشور نمی‌خواهد بستر یک جنگ سرد جدید باشد.» به نوبه خود، رهبران آفریقا به صراحت اعلام کرده اند که نمی خواهند مجبور به انتخاب طرف شوند.

آفریقا با “جنگ سرد جدید” روبرو است زیرا ایالات متحده تلاش می کند در برابر دستاوردهای روسیه مقاومت کند. ایالات متحده و اتحادیه اروپا هر دو خواهان حفظ نظم لیبرال به رهبری غرب هستند. آنها احتمالاً در برخی زمینه ها مانند دموکراسی و آب و هوا همکاری خواهند کرد و در برخی دیگر مانند تجارت رقابت خواهند کرد.

اتحادیه اروپا

دولت‌های اروپایی‌ که در یکصد سال استعمار قاره آفریقا، منابع ارزشمند آن را مصادره کردند، در اندیشه حاکمیت دوباره، به تلاش‌های خود در جهت گسترش نفوذ اقتصادی و نظامی بر قاره سیاه به بهانه‌های توسعه این قاره و مبارزه با تروریسم افزوده‌اند.

البته حضور اروپایی‌ها در قاره آفریقا تنها و منحصر به اقتصاد این قاره نمی‌شود و بعد نظامی را هم شامل می شود. تا سال ۲۰۵۰ میلادی، ۳0۰ میلیون جوان آفریقایی وارد بازار کار خواهند شد که با توجه به این مساله، اروپا تلاش می‌کند با حمایت‌های به‌اصطلاح خاص خود، از چنین ظرفیت و پتانسیل نیروی انسانی به بهترین شکل مناسب استفاده کند. اما اهمیت توسعه حضور نظامی اروپا در قاره کهن بیش از بهبود اقتصاد آفریقا ارجحیت دارد.

از دیگر مسائل که به زعم اروپایی‌ها ضرورت حضور آنها در قاره آفریقا را توجیه می‌کند ویروس کرونا بود. همه گیری این ویروس بهانه مضاعفی شد تا به دنبال تاکید رهبر کاتولیک‌های جهان در بخشش بدهی‌های آفریقا به اروپا، اروپا گستره نفوذ خود در قاره سیاه را بیشتر کند.

در سال ۲۰۲۱ که آفریقا با چالش‌های عمده‌ای چون تشدید تنش‌ها،‌ فقر و بحران بدهی‌ها در کنار بحران کرونا که نوع جهش‌یافته‌ای از این ویروس در آفریقای جنوبی – دست برتر اقتصاد قاره در کنار مصر – شناسایی شده، اروپایی‌ها به دنبال نفوذ مجدد خود در این قاره بودند.

پیشتر و به مناسبت روز آفریقا، «جوزپ بورل» مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته بود:‌ آفریقا و اروپا خواهرخوانده و شرکای طبیعی هستند. ما با عمق بخشی به روابط خود از همه چیز برای دستاوردهای خود برخورداریم.

بیست و سه سال از توافق‌نامه «کوتونو » Cotonou بین اتحادیه اروپا و آفریقا می‌گذرد؛ توافق‌نامه‌ای که ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا و کشورهای واقع در جنوب صحرای آفریقا آن را امضا کرده‌اند. این توافق ۲۰ ساله با جمعیت زیر پوشش ۷۰۰ میلیون نفری به پایان خود رسیده است.»

توسعه نظامی اروپا در آفریقا

فرانسه به بهانه مبارزه با تروریسم از سال ۲۰۱۳ عملیات نظامی خود را در منطقه ساحل آغاز کرده است و اگر چه این عملیات‌ها پشتیبانی دیگر کشورهای اروپایی را هم داشته اما فرانسه تنها کشوری است که در این منطقه حضور نظامی دارد و به گفته «ژان ایولودریان» وزیر خارجه وقت این کشور، عملیات نظامی در ساحل طولانی مدت خواهد بود.

ساحل مناطقی (از غرب به شرق) شمال سنگال، جنوب موریتانی، مرکز مالی، جنوب الجزیره و نیجر، مرکز چاد، جنوب سودان، شمال سودان جنوبی و اریتره را در بر می‌گیرد.

فرانسه که همواره برای مجاب کردن همتایان اروپایی خود به منظور حمایت‌های بیشتر از حضور نظامی‌اش در منطقه ساحل با هشدار نسبت به این که حضور افراط گریان می‌تواند تهدیدی برای کل اروپا باشد، تلاش کرده بهانه‌های بهتری برای تداوم عملیات‌های نظامی‌اش در منطقه ساحل بیابد.

اروپا و توافق‌های اقتصادی با آفریقا

در کنار تلاش‌های فرانسه برای تقویت حضور نظامی در قاره آفریقا، دولت انگلیس قبل از خروج از اتحایه اروپا موفق شد ۱۱ قرارداد تجاری و سرمایه گذاری با کشورهای آفریقایی امضا کند؛ بریتانیا با امضای این قراردادها که یک سال پیش محقق شد، از راهبرد جدیدی برای سرمایه گذاری در این قاره ثروتمند پرده برداشت که بیشتر بر توسعه زیرساخت ها و تجارت آفریقا متمرکز است.

از جمله دیگر کشورها که نمی‌خواهد از منابع عظیم موجود در قاره آفریقا بی‌بهره بماند،‌ ترکیه است؛ این کشور که هم‌اینک از یک سو در مدیترانه شرقی با اکتشاف‌های گازی خود به دنبال بردن سهم هر چه بیشتر از ذخایر موجود در این منطقه است، در سوی دیگر به دنبال ارتقای جایگاه خود در تجارت قاره سیاه است.

همسو با افزایش حضور نهادهای رسمی و خصوصی ترکیه در این قاره و توسعه مناسبات دیپلماتیک، صادرات آنکارا به قاره آفریقا حتی در یک دوره ۵ ساله (۲۰۱۵ – ۲۰۱۱ میلادی) از ۶۴ میلیارد به ۹۳.۸ میلیارد دلار رسید. لیبی، الجزایر و مصر همواره از بازارهای مهم تامین انرژی ترکیه بوده‌اند اما به دنبال بحران لیبی، نقش این کشور کم رنگ شده است. هم‌اینک نیز الجزایر یکی از مهمترین کشورهای تامین کننده گاز مایع ترکیه به شمار می‌رود.

مناسبات ترکیه با آفریقا تنها شامل روابط اقتصادی نیست و این قاره یکی از مهمترین بازارهای هدف شرکت‌های پیمانکاری و خدمات مهندسی ترک محسوب می شود به طوری که حجم پیمان های اجرا شده توسط این شرکت‌ها در قاره کهن در یک دوره ۴۰ ساله به ۵۸ میلیارد دلار هم رسید.

اکنون تلاش ترکیه برای حضور پررنگ در کشورهای غرب آفریقا که در رقابت با قدرت‌های منطقه ای و فرامنطقه ای صورت می گیرد، ناشی از چالش‌های ژئواستراتژیک در این بخش از آفریقاست که می تواند برمعادلات سیاسی و امنیتی آن تاثیر داشته باشد.

چین

چین نیز به نوبه خود می تواند تهدیدی برای منافع و نفوذ آمریکا باشد. در آفریقا، پکن بیشتر بر همکاری اقتصادی از طریق کاهش کسری زیرساخت آفریقا، خرید کالاهای آفریقایی و ارائه تسهیلات اعتباری تمرکز کرده است. اما نفوذ و اهداف آن فراتر از حوزه اقتصادی است. هدف رهبری چین تغییر سیستم بین المللی از درون است. علاوه بر پیوستن به نهادهای تحت رهبری پکن مانند بانک توسعه زیرساخت آسیا، کشورهای آفریقایی به طور فزاینده ای با مواضع چین در مورد نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل همسو می شوند.

ایالات متحده مدت‌هاست که تشخیص داده است که سیاست چین در قبال رژیم‌های آفریقایی «نپرس، نگو» به پکن یک مزیت استراتژیک داده است. اما واشنگتن احتمالاً در درک میزان جذابیت مدل چینی برای رهبران آفریقا شکست خورده است و همچنین تلاش‌های سیاسی چین برای افزایش نفوذ خود در آفریقا تحت حکومت رئیس‌جمهور شی جین پینگ از طریق دپارتمان ارتباط بین‌المللی حزب کمونیست را دست کم گرفته است.
در اینجا چند نکته در مورد نقش چین در آفریقا، تأثیر آن بر منافع ایالات متحده و آنچه آفریقایی ها از سیاست ایالات متحده می خواهند، وجود دارد.

–    اجلاس سران رهبران ایالات متحده و آفریقا به تاخیر افتاده است

چین از سال 2000 هر سه سال یک بار مجمع همکاری چین و آفریقا را برگزار می کند که به طور گسترده به عنوان ابزار مهمی برای پیشبرد منافع دیپلماتیک و تجاری چین تلقی می شود. کشورهای دیگر از جمله روسیه، ترکیه و ژاپن نیز اجلاس آفریقا را برگزار می کنند. این تنها دومین اجلاس آفریقا است که توسط ایالات متحده برگزار می شود، اولین اجلاس سران در سال 2014 برگزار شد.
–    چین بیش از 20 سال است که مشارکت خود را در آفریقا افزایش داده است.

فعالیت‌های چین در آفریقا با حمایت پکن از جنبش‌های آزادی‌بخش در مبارزه با حکومت استعماری آغاز شد. از اواخر دهه 1990، تعامل تجاری چین تشدید شد و در سال 2013 با ابتکار کمربند و جاده رسمی شد، تلاشی با منابع خوب برای ایجاد نفوذ سیاسی و رشد روابط تجاری در سراسر جهان در حال توسعه. فعالیت های کلیدی شامل اعطای وام برای توسعه زیرساخت های مهندسی شده و ساخته شده توسط شرکت های چینی و استخراج منابع توسط شرکت های معدنی و انرژی چینی است. در حالی که برخی کشورها از جمله اتیوپی، آنگولا و زامبیا در اولویت قرار دارند، چین حضور خود را در اکثر کشورهای آفریقایی افزایش داده است. در طول دهه های پس از جنگ سرد، نفوذ چین در آفریقا به طور قابل توجهی افزایش یافته است، در حالی که نفوذ ایالات متحده کاهش یافته است.

–    چین به عنوان یک بازیگر اقتصادی در آفریقا بسیار از ایالات متحده پیشی گرفته است.

چین بزرگ ترین شریک آفریقاست. به گزارش گلوبال تایمز، تجارت چین و آفریقا درسال 2023 7.4 درصد افزایش داشته و امسال نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. به گفته گمرک چین، چین برای 14 سال متوالی بزرگترین شریک تجاری آفریقا بوده است و تجارت بین دو طرف در سالهای اخیر به سرعت در حال رشد بوده است.

در سال 2022، تجارت چین با آفریقا 14.8 درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت و به 1.87 تریلیون یوان (282 میلیارد دلار) رسید. که چهار برابر بیشتر از تجارت ایالات متحده و آفریقا است. چین بزرگترین تامین کننده سرمایه گذاری مستقیم خارجی است که از صدها هزار شغل آفریقایی حمایت می کند. این تقریباً دو برابر میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی ایالات متحده است. در حالی که وام دهی چین به کشورهای آفریقایی اخیرا کاهش یافته است، چین همچنان بزرگترین وام دهنده به کشورهای آفریقایی است. می توان انتظار داشت که فعالیت تجاری چین در آفریقا با رشد چشمگیر اقتصاد این کشور افزایش یابد و به دومین اقتصاد بزرگ در جهان تبدیل شود، به ویژه با توجه به نیاز چین به مواد خام برای پشتیبانی از پایگاه بسیار بزرگ تولیدی خود. اما این رشد همچنین نشان دهنده تلاش مصمم دولت چین برای ایجاد نفوذ قابل توجه در آفریقا است.

–    هر تعامل چینی در آفریقا نگران کننده نیست.

مقامات آمریکایی نسبت به فعالیت های نظامی چین در آفریقا ابراز نگرانی کرده اند. در سال 2017، چین اولین پایگاه نظامی خارج از کشور خود را در جیبوتی تکمیل کرد. گزارش‌هایی مبنی بر اینکه چین به دنبال ساخت پایگاه‌های دریایی در سواحل اقیانوس اطلس آفریقا است، از جمله در گینه استوایی، جایی که شرکت‌های چینی تأسیسات بندری را ساخته و ارتقا داده‌اند، وجود دارد. گینه استوایی به چین بدهکار است و این گمانه زنی را افزایش می دهد که پکن از اهرم اقتصادی خود برای دستیابی به بندری استفاده می کند.. این امر باعث شد که دولت بایدن تعامل با گینه استوایی را افزایش دهد.

–    اکثر کشورهای آفریقایی تمایل به روابط خوب با ایالات متحده و چین دارند و می خواهند از خطرات رقابت قدرت های بزرگ جلوگیری کنند.

رهبران آفریقایی با نگرانی جنگ سرد را به یاد می آورند، زمانی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در جنگ های نیابتی در آفریقا با هم جنگیدند و آنها را نسبت به رقابت قدرت های بزرگ محتاط کرد. برخی از آفریقایی ها چین را به عنوان یک مدل توسعه مثبت می بینند. این برداشت مطلوب به طور فعال توسط دیپلماسی چین در سراسر آفریقا پرورش می یابد.

–    آفریقایی ها می خواهند تجارت بیشتری با ایالات متحده داشته باشند.

آفریقا فقیرترین و سریعترین قاره در حال رشد است. تجارت و سرمایه گذاری بیشتر بسیار مهم است، با افزایش بیکاری، تنش های اجتماعی و سیاسی بیشتری را دامن می زند و به ناآرامی های خشونت آمیز منجر می شود. متأسفانه آفریقا از اقتصاد جهانی به حاشیه رانده شده و تنها سه درصد تجارت جهانی را تشکیل می دهد. رهبران آفریقایی، چه در دولت و چه در تجارت، اهمیت بازار ایالات متحده، رهبری بسیاری از شرکت‌های آمریکایی و استانداردهای بالای کسب‌وکارهای ایالات متحده، به ویژه در مقایسه با شفافیت ضعیف و سوابق زیست‌محیطی بسیاری از شرکت‌های چینی را درک می‌کنند.

روسیه

اتحاد جماهیر شوروی یکی از حامیان مهم استعمارزدایی و جنبش‌های آزادی‌بخش آفریقا بود و این امر هنوز در آفریقا تا به امروز ارزش بالایی دارد. در طول جنگ سرد بین اتحاد جماهیر شوروی و «غرب»، بین سال‌های 1948 و 1990، بسیاری از کشورهای آفریقایی مسیر سوسیالیستی و طرفدار اتحاد جماهیر شوروی را انتخاب کردند: به ویژه الجزایر، مصر، جمهوری عربی متحده، جمهوری خلق کنگو، جمهوری خلق بنین، آنگولا، موزامبیک، اتیوپی پس از انقلاب در سال 1974، و گینه. ارتباط مهمی با حزب کمونیست آفریقای جنوبی و با ANC وجود داشت.

در سال 1960/1961، دانشگاه پاتریس لومومبا در مسکو تأسیس شد که در سال 1992 به دانشگاه دوستی ملل تغییر نام داد. بیش از 50000 آفریقایی در زمان اتحاد جماهیر شوروی در آنجا تحصیل کردند و اگرچه روسیه تنها بخشی از اتحاد جماهیر شوروی سابق است (همانطور که اوکراین بود)، در بسیاری از کشورهای آفریقایی، همدردی با اتحاد جماهیر شوروی به همدردی با روسیه تغییر کرد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای سال‌ها، روسیه کم و بیش آفریقا را نادیده گرفت. آفریقا آشکارا اولویت کمی برای رهبری جدید روسیه داشت. با این حال، از سال 2007، و به ویژه از سال 2016 به بعد، می توان یک سیاست آشکار روسیه در ایجاد روابط قوی با بسیاری از کشورهای آفریقایی و رهبری آنها را مشاهده کرد. روسیه در حال حاضر 40 سفارت در آفریقا و همچنین 6 کنسولگری دارد. نفوذ روسیه در صادرات رو به رشد غلات روسیه به آفریقا آشکارتر شد.

تا سال 2010، ایالات متحده مهمترین انبار تأمین کننده گندم آفریقا بود. پس از آن، روسیه این نقش را بر عهده گرفت (در حالی که اوکراین نیز در بخش گندم و ذرت مهم شد). تا سال 2021، برخی از کشورهای آفریقایی تقریباً به طور کامل به این دو تامین کننده مواد غذایی (مانند اریتره، سومالی) وابسته شده بودند. در سال 2019، سنگال، مصر، تانزانیا و تونس بیش از 50 درصد به واردات غلات از این دو تأمین‌کننده، کامرون، سودان و موزامبیک بیش از 40 درصد و گینه، لیبی، کنیا، موریتانی، اوگاندا و نیجریه بیش از بیش از 40 درصد وابسته بودند. 30 درصد کاهش نفوذ ایالات متحده همچنین ارتباط زیادی با تأثیر تغییرات آب و هوایی در جایی دارد که قبلاً سبد نان جهان بود. غرب میانه ایالات متحده به دلیل خشکسالی و هزینه های بالا، غلات کمتری به بازار جهانی عرضه می کند. از سوی دیگر، روسیه برنده بزرگ اثرات کشاورزی ناشی از تغییرات آب و هوایی است و خواهد بود و پتانسیل زیادی برای کشت گندم به سمت شمال دور دارد.

روسیه به بزرگترین تامین‌کننده تسلیحات این قاره تبدیل شده است. آخرین حرکت آن برای نفوذ به طور جدی حدود هفت سال پیش آغاز شد، زمانی که مزدوران واگنر پریگوژین – بسیاری از روسها برخی سوری، صرب و لبنانی – در برخی از پرتلاطم ترین گوشه های قاره ظاهر شدند.

تلاش روسیه برای نفوذ و تأثیرگذاری در سراسر این قاره است، اما بیشترین تأثیر را در ساحل، منطقه نیمه خشک هم مرز با صحرا داشته است. مبارزان واگنر با شورشیان اسلامگرا در مالی می جنگند، محافظان رئیس جمهور جمهوری آفریقای مرکزی هستند و در چندین کشور از جمله سودان طلا استخراج می کنند. ورود مزدوران روسی باعث شد ارتش فرانسه از چندین کشور عقب نشینی کند. در نوامبر، فرانسه به طور رسمی به عملیات نظامی هشت ساله خود علیه شورشیان اسلامگرا در ساحل که در اوج خود شامل نیروهایی از پنج کشور آفریقایی بود، پایان داد. یکی از آنها، مالی، اکنون کاملاً در مدار روسیه قرار دارد. جمهوری نیجر آخرین کشوری بود که با کودتای نظامیان باعث شدند فرانسوی ها آنجا را ترک کنند.

جنگ در اوکراین باعث کاهش فشار روسیه به آفریقا نشد. مقامات ایالات متحده می گویند واگنر بین 3500 تا 4500 پرسنل را در این قاره نگهداری می کند.

نفوذ روسیه در آفریقا

نفوذ روسیه به ویژه در الجزایر قوی شده است (تسلیحات و مخابرات). آنگولا تسلیحات ؛ الماس ؛ بخش نظامی؛ رسانه و بخش آموزش. بورکینافاسو بخش نظامی و طلا؛ کامرون گندم و آموزش نظامی؛ کنیا گندم؛ چاد بخش نظامی و حمایت از شورشیان؛ کنگو رسانه و نفت؛ مصر تسلیحات ، گندم، گردشگری، ، نیروگاه هسته ای: روس اتم؛ اریتره گندم و تسلیحات ؛ اتیوپی رسانه ها و طرح های انرژی هسته ای؛ غنا رسانه؛ گینه آلومینیوم، طلا؛ رسانه و گندم؛ گینه بیسائو رسانه؛ لیبی بخش نظامی، حمایت از شورشیان، تأسیسات بندری، نفت، نفوذ بر جریان مهاجرت به اروپا، رسانه ها و گندم؛ ماداگاسکار مشاوره، رسانه، حمایت از انتخابات؛ مالی نظامی؛ آموزش؛ مراکش سلاح، سیستم آموزش؛ موریتانی بخش نظامی و گندم؛ موزامبیک بخش نظامی، گاز، سنگهای قیمتی، رسانه و گندم؛ نامیبیا اورانیوم و آموزش؛ نیجر نظامی؛ نیجریه تسلیحات و گندم؛ رواندا طرح های انرژی هسته ای؛ سنگال تسلیحات و گندم: آفریقای جنوبی همکاری نظامی و نیروگاه هسته ای؛ سودان جنوبی رسانه؛ سودان تسلیحات ، نظامی، معادن طلا، انرژی هسته ای و گندم؛ تانزانیا گندم و طرح های خط لوله؛ تونس دانشجویان؛ اوگاندا گندم؛ رسانه ها و طرح های خط لوله؛ زامبیا تسلیحات و برنامه های انرژی هسته ای؛ و زیمباوه الماس و رسانه

نتیجه گیری

نیروهایی که نفوذ غرب در آفریقا را به چالش می کشند، ناسیونالیست هستند و ایده نظم جهانی پسا حاکمیتی را رد می کنند. بازیگران غربی تمایل دارند جذابیت بالقوه مدل های جایگزینی را که چین و روسیه نمایندگی می کنند، دست کم بگیرند. برای مثال تصادفی نیست که معترضان به حضور و نفوذ فرانسه در مالی، بورکینافاسو یا جمهوری دموکراتیک کنگو که اغلب پرچم های روسیه یا عکس هایی از رئیس جمهور ولادیمیر پوتین را حمل می کنند، عکس العمل نشان می دهند.

استراتژی ایالات متحده آمریکا در آفریقا، نفوذ پراکنده است. این رویکرد احتمالاً منجر به تعامل با کشورهای آفریقایی بیشتر خواهد شد، اما بسیاری از پیشرفت‌ها می‌توانند موفقیت آن را به خطر بیندازند. آفریقا برای واشنگتن اولویت ندارد و هژمونی ایالات متحده در چند جبهه به چالش کشیده شده است. قطبی شدن و بحران سیاسی در ایالات متحده که انتظار می رود در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 2024 عمیق تر شود، مانع اجماع در سیاست خارجی خواهد شد. علاوه بر این، اهداف تعیین شده توسط واشنگتن – و اتحادیه اروپا – توسط برخی به عنوان جدایی از نیازها و اولویت های آفریقا تلقی می شود. غرب به احتمال زیاد به سختی می تواند به شعارهای خود عمل کند و انتظار می رود همکاری با رژیم های مستبد در سراسر این قاره ادامه یابد.

به موازات آن، چین و روسیه نیز با چالش های حیاتی روبه رو هستند. در چین، کاهش جمعیت و کاهش رشد اقتصادی ممکن است به یک بحران اقتصادی با پیامدهای گسترده، هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی منجر شود. روسیه نیز به نوبه خود ممکن است مجبور شود حضور خود در این قاره را کاهش دهد (از جمله از طریق بازیگران نیابتی مانند گروه واگنر).

 

دکتر علیرضا محمدی نیگجه

دیدگاهتان را بنویسید