به نظر میرسد مسئولین فرهنگی کشور باید اهتمام جدیای در مقابله با این مسئله اتخاذ کنند. در صورت ادامه این وضعیت و در سایه بی اعتنایی مدیران فرهنگی کشور، بعید نیست که در سالهای آتی سینمای زیرزمینی به یک جریان قدرتمند بدل شود.
چند روزی است از انتشار فیلم غیرقانونی منطقه بحرانی میگذرد. فیلمی که کاملا با هدف عقدهگشایی کارگردانش و عبور از تمامی مرزهای اخلاقی و ارزشهای جامعه ایرانی ساخته شده است. انتشار این فیلم بهانهای شد تا به مسئله مهمی که دامنگیر سینمای ایران است بپردازیم.
«سینمای زیرزمینی» مشکلی است که در سایه انفعال متولیان فرهنگی کشور، میتواند به بحرانی جدی برای جامعه بدل شود. سینمایی که از اساس برای مقابله با هنجارهای جامعه و القای تصویری غلط از کشور قدم برمیدارد. سینمایی از جنس فیلم کثیف «منطقه بحرانی».
این مسئله از سالها پیش بر سینمای ایران سایه انداخته است. چهرههایی چون «محمد رسولاف» و «جعفر پناهی» مدتهاست که در داخل ایران به تولید آثاری ضدارزش و در راستای اهداف جشنوارههای خارجی میپردازند و با فروش آن به شبکههای معاند درآمدهای چشمگیری را بدست آوردهاند.
سینمای زیرزمینی اما زمانی جدیتر شد که بلوای «زن، زندگی، آزادی» در نیمه سال ۱۴۰۱ این ذهنیت غلط را به وجود آورد که شرایط جامعه به نفع اقلیت پرمدعای جامعه در حال تغییر است. این امید واهی برخی سینماگران را واداشت تا از فرصت استفاده کرده و شروع به ساخت آثاری مغایر با قواعد حاکم بر سینمای ایران کنند؛ تا جایی که محمدرضا شفیعی تهیه کننده سینما و تلویزیون حدود یک سال پیش و در آذر ۱۴۰۱ در توئیتی از یک مسئله عجیب پرده برداشت. او در این توئیت نوشت: «امروز متوجه شدم برخی فیلمهای سینمایی در حال فیلمبرداری پلانهای خود را با دو وضعیت باحجاب و بیحجاب برداشت میکنن! جنگ ترکیبی دشمن با ایجاد محاسبات غلط برای برخی سینماگران، با بصیرت آنها چه کرده است؟!»
این مسئله محدود به سینمای بلند نمیشود و بستر فیلم کوتاه حتی بیشتر درگیر این موضوع است. تنها در یک سال گذشته و در میان آثار کوتاه، حداقل ۲۵ فیلم با بازیگران بدون حجاب جلوی دوربین رفته است!
حال سوالی که میتوان از متولیان فرهنگی کشور پرسید این است که این آثار چگونه بدون هیچ مجوزی در داخل کشور ساخته میشود؟ اگر بتوان قبول کرد که پلانهای داخلی این آثار به صورت پنهانی و در لوکیشنهای مخفی گرفته شده است با این حال ضبط پلانهای خارجی این فیلمها چگونه صورت گرفته است؟ برای نمونه میتوان باز هم به فیلم منطقه بحرانی اشاره کرد که نمونه خوبی از این مسئله است. پلانهای خارجی متعددی در این فیلم وجود دارد که در لوکیشنهایی چون یکی از تونلهای پر رفت و آمد تهران و یا فرودگاه امام خمینی ضبط شده است. چطور میتوان به راحتی چنین پلانهایی را بدون مجوز فیلمبرداری کرد؟
به نظر میرسد مسئولین فرهنگی کشور باید اهتمام جدیای در مقابله با این مسئله اتخاذ کنند. در صورت ادامه این وضعیت و در سایه بیاعتنایی مدیران فرهنگی کشور، بعید نیست که در سالهای آتی «سینمای زیرزمینی» به یک جریان قدرتمند بدل شود. جریانی که با هدایت عاملین داخل و خارج از کشور و با کمک شبکهها و رسانههای معاند و حمایت جشنوارههای ضدایرانی فرنگی، بیش از پیش در مسیر هنجارشکنی و اهداف سیاسی و فرهنگی خود به پیش برود.