بحثِ «دیدن» و «مقایسه‌ کردن»

ما در دنیای انتخاب کردن زندگی می‌کنیم. انتخاب‌ها سطح زندگی ما را تغییر می‌دهند یا اصلا می‌سازند؛ این مربوط به ایران هم نیست.

 1.سریال‌های خارجی از تمام پلتفرم‌های قانونی یا غیرقانونی پخش می‌شود. هر کدام بر حسب حال خودشان چیزی از فیلم‌ها را کم می‌کنند یا نگه می‌دارند. جوان‌های ما می‌بینند. لوکیشن‌ها قشنگ، بازیگرها قشنگ، روابط رمانتیک، جوان‌ها در اوج رفاه مالی، وضعیت بسیار عالی! دخترها و پسرها به‌راحتی با هم به سفرهای خارج از کشور می‌روند، در گرانترین ویلاها زندگی می‌کنند و از صبح تا شب مشغول خوش گذرانی هستند. جوان‌های ما می‌بینند و با زندگی خود مقایسه  می‌کنند.

2. در شبکه‌های اجتماعی، زندگی سلبریتی‌ها یا اینفلوئنسرها یا حتی آدم‌های نه‌چندان معروف خارجی یا ایرانی در دسترس همه هست. می‌توانید خیلی ساده هیچ شخصی عجیبی نباشید اما با کمک ریلز و هشتگ و با درک درست الگوریتم‌های رشد در شبکه‌های اجتماعی چهره مشهوری بشوید. حتی شاید به موقعیتی برسید که زندگی‌تان کمی لاکچری‌تر باشد. همین الآن هم در ایران آدم‌های بسیاری با کلیپ‌هایی که از خودشان درست می‌کنند معروف و ثروتمند شده‌اند؛ بحثی نیست. جوان‌های ما می‌بینند و با زندگی خود مقایسه می‌کنند.

3. قبلا برای دیدن فقط صداوسیما وجود داشت؛ صدا برای گوش کردن و سیما برای دیدن؛ مجبور بودی. انتخاب دیگرت نوارهای کاست یا ویدئو بود. الآن می‌توانی روزها را سپری کنی و تلویزیون خانه‌ات خاموش باشد؛ حتی ماهواره هم نبینی. همین گوشی موبایلت یا تبلت و لپ‌تاپت برایت کافی است. جوان‌های ما برنامه‌ها را می‌بینند، مقایسه می‌کنند و بعد می‌روند سراغ چیزی که برایشان جذاب‌تر است. مقایسه می‌کنند، می‌بینند و انتخاب می‌کنند.

4. فوتبال درحال پخش‌شدن است. هیجان برای فوتبال داخلی جای خودش که بیشتر مبتنی بر کری‌های رنگی است. با این همه تلویزیون، فوتبال سایر دنیا را هم پخش می‌کند. آلمان، ایتالیا، انگلیس، اسپانیا و حالا به تازگی عربستان. جوان ما نگاه می‌کند و مقایسه می‌کند. بازیکنان و مربیان را و ورزشگاه‌ها را و سطح مسابقات را.

ما در دنیای انتخاب کردن زندگی می‌کنیم. انتخاب‌ها سطح زندگی ما را تغییر می‌دهند یا اصلا می‌سازند؛ این مربوط به ایران هم نیست؛ در تمام دنیا شاهد همین هستیم. هر چه بیشتر برای مردم حق انتخاب پذیرفته شود؛ آن جامعه چیزهای کمتری برای مقایسه با دیگران خواهد داشت و نگاهش به سمت خود می‌رود. یادمان باشد؛ زندگی، ورزش، سینما، تفریح، رسانه و تمام چیزهای دیگری که در زندگی ما جریان دارند الزاما نباید چیزی باشند که به مردم اجبار می‌شود. انتخاب‌های دیگری هم هست. از هرچیز که دلتان بخواهد هم اهمیت‌زدایی صورت گرفته؛ سابقا مهم بود مدرک دانشگاهی داشته باشیغ الآن دوره‌های تحصیلی خارج از جریان اصلی و رسمی آمده‌اند که مدرک هم می‌دهند و شما می‌توانی آنجا تحصیل کنی. همان تخصص و مدرک برایت از بسیاری از عنوان‌ها و فارغ التحصیلی‌هایِ رسمی بیشتر به دردت می‌خورد! سابقا مهم بود کارمند استخدامی جایی باشی. این روزها دیگر نه! شاید آنلاین‌شاپی که درست کرده‌ای به‌راحتی زندگی‌ات را تکان بدهد. الگوهای رسمی و محدودِ قبل دیگر کافی نیست؛ ضروری هم نیست.

جامعه دنبال انتخاب است؛ انتخاب را از مقایسه به‌دست می‌آورد. می‌بیند و می‌خواهد. ورزشگاه‌های قطر و عربستان را می‌بیند و می‌خواهد. چرا نباید داشته باشد؟ سینماهای مدرن جهان را  می‌بیند و می‌خواهد. چرا نباید داشته باشد؟ حواسمان باشد.

 

هومن جعفری

دیدگاهتان را بنویسید