تحلیل قیام 15 خرداد از نگاهی دیگر

بر اساس اسنادی که موجود است آقای شریعتمداری از سال 1326 به‌نوعی سازش با رژیم یا سکوت در برابر رژیم را از خود نشان داده بود. در واقع نوعی انعطاف پذیری از خود در برابر تصمیمات رژیم پهلوی از خود نشان داده بود. رژیم به‌نوعی ایشان را شناسایی کرده بود . متأسفانه فرد روحانی بنام شیخ غلامرضا زنجانی با آقای شریعتمداری در ارتباط بود که این فرد با ساواک همکاری می‌کرد.  همین مسئله یکی از دلایلی شد که آقای شریعتمداری مورد استقبال مردم قرار نگرفت . البته تعدادی از مردم که اکثرا هم آذری زبان بودند به ایشان ابراز ارادت می‌کردند و از ایشان تقلید می‌کردند. چند تن از علمای دیگر نیز خودشان از حضرت امام اعلان حمایت کردند و معتقد بودند که امام باید پرچم دار نهضت باشد. آقای شریعتمداری اینگونه نبود و تا آخر هم خود را به‌نوعی رقیب امام خمینی و این ادعا را داشت که می‌تواند مرجع عام شیعیان باشد. در رابطه این موضوع اسناد زیادی وجود دارد که حاکی از این سیره رفتاری ایشان می‌باشد و حتی تا بعد از انقلاب و تا زمان کودتای نقاب هم این گونه رفتار ها ادامه داشته است.

 خرداد 1342 سرآغاز قیامی شد که امواج توفنده آن علیه رژیم پهلوی شدت گرفت و  15 سال بعد یعنی بهمن 1357 به سقوط آن انجامید. تا به حال از زوایای مختلفی پیرامون زمینه‌ها ، ابعاد و پیامدهای قیام 15 خرداد سخن رفته است اما بازخوانی‌های مکرر این حادثه هنوز نکات قابل تأملی با خود به همراه دارد.
جواد منصوری یکی از مبارزان انقلابی است که هم در دوران مبارزه طعم زندان رژیم پهلوی را چشیده و هم پس از پیروزی انقلاب مسئولیت‌های مختلفی را تجربه کرده است. علوه بر این منصوری در حوزه پژوهش‌های تاریخی سیاسی یکی از نویسندگان و محققان برجسته است. از مهمترین آثار او می‌توان به مجموعه دوجلدی ” تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد” اشاره کرد که پژوهش گسترده‌ای درباره قیام 15 خرداد است.

به همین مناسبت در آستانه 15 خرداد 1401 با جواد منصوری به پیرامون آن حادثه عظیم به گفت و شنود نشسته‌ایم که مشروح آن در ادامه از نظر می‌گذرد.

ضمن تشکر از شما بابت وقتی‌که در اختیار ما گذاشتید؛ برای شروع بحث به‌طور مختصر مقدمات و وقایعی که منجر به قیام 15 خرداد سال 1342 شد را بیان فرمایید؟

جواد منصوری: بسم‌الله الرحمن الرحیم. از مهرماه سال 1341 سیاست‌های جدید آمریکا در ایران با اعلام تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز شد. این لایحه چند نکته قابل‌توجه دارد . اولاً نشانه‌ای از هویت زدایی اسلامی از کشور و نظام مستقر در کشور دیده می‌شد. به‌نوعی ترویج سبک زندگی جدید را هدف قرار داده بود. علما و در رأس آن‌ها حضرت امام از این لایحه این استنباط را داشتند که این لایحه مقدمه‌ای برای کارهای بزرگ‌تر مغایر باارزش‌های دینی و سیاسی و همچنین تسلط بیشتر آمریکا بر کشور است. لذا  حرکت های اعتراضی علیه این لایحه شروع شد. رژیم شاه اصلاً انتظار نداشت در حوزه‌های علمیه حرکات اعتراضی علیه رژیم به وجود بیاید. زیرا که علاوه بر دوران رضاخان ، محمدرضا پهلوی نیز در دو دهه گذشته حوزویان را سرکوب کرده بود. دو شخصیت بزرگ حوزوی حضرات آیات بروجردی و کاشانی  نیز در همین ایام به رحمت خدا رفته بودند. با توجه به این دلایل رژیم شاه اصلاً تصور حرکت اعتراضی از جانب حوزه‌ها را نداشت و راه‌حلی را هم برای برخورد با این پدیده را هم نداشتند. به همین دلیل دولت در مقابل حجم زیادی از اعتراضات دولت لایحه را پس گرفت . این اقدام دولت نوعی پیروزی برای این حرکت اعتراضی تلقی شد. مردم و علما خیلی خوشحال بودند . اما حضرت امام با توجه به هوشیاری و اطلاعاتی که داشتند علما را جمع کردند و فرمودند : ما نباید فریب این حرکت دولت را در توقف این لایحه بخوریم . احتمالاً این حرکت دولت مقدمه‌ای است برای حرکت بزرگ‌تر بعدی که می‌خواهند انجام بدهند. این حرکت امام تأثیر مهمی در رهبری ایشان در جریان نهضت داشت. امام با این حرکت هوش و درایت خود را نشان دادند.

بعدها بحث انقلاب سفید پیش آمد که همان برنامه آمریکایی‌ها را برای تغییر وضعیت کشور بود. آمریکایی‌ها در ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی برنامه داشتند. مبارزات علیه رژیم با تصویب طرح انقلاب سفید نه‌تنها کاهش پیدا نکرد بلکه بیشتر هم شد. . کار به‌جایی رسید که رژیم شروع به سرکوب جریان‌های سیاسی نمود . این روند ادامه پیدا کرد تا زمانی که در روز دوم فروردین سال 1342 فاجعه فیضیه را به وجود آورد. رژیم قصد داشت با این حرکات به‌نوعی مردم را مرعوب کند و از صحنه خارج نماید و مردم از روحانیت خسته شوند. لذا بعد از ماجرای فیضیه تصمیم گرفتند نام انقلاب سفید را  به انقلاب شاه و مردم تبدیل نمایند.  تصور رژیم این بود که مردم از روحانیون جدا می‌شوند و به شاه می‌پیوندند البته هیچ‌کدام از این برنامه‌ها عملی نشد و بدین ترتیب به زمان محرم سال 42 رسیدیم که اتفاقات مربوط به قیام 15 خرداد صورت گرفت.

بعد از رحلت آیت‌الله‌العظمی بروجردی مراجع دیگری مثل حضرات گلپایگانی و شریعتمدار نیز مرجعیت داشتند چه چیزی باعث شد که رژیم پهلوی بین این مراجع سرشناس عرصه را برای امام خمینی تنگ کند؟ یا به‌عبارت‌دیگر چه ویژگی در امام خمینی وجود داشت که رژیم پهلوی تسلیم گرفت ایشان را سرکوب کند؟

جواد منصوری: بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی شاه پیام تسلیت را خطاب به آیت‌الله حکیم در عراق فرستاد. رژیم این تصور را داشت که با این کار مرجعیت را از قم و حتی از ایران خارج نماید ، ولی آنچه که به‌تدریج در سال 1341 اتفاق افتاد به گونه دیگری بود و در اواخر سال 1341 امام عملاً رهبری نهضت اسلامی را عهده‌دار شد و موردحمایت مردم قرار گرفت. روند به‌گونه‌ای پیش رفت که خلاف آن چیزی که رژیم پهلوی می‌خواست اتفاق افتاد. رژیم به همین دلیل برای سرکوب و از صحنه خارج کردن علما و مردم فاجعه دوم فروردین سال 42 را طراحی کرد. بعد از اتفاقات فیضیه امام با سخنان جدید و برخوردهای تند صحنه مبارزه با رژیم پهلوی را خیلی گسترده‌تر و جدی تر کرد . طبق اسنادی که وجود دارد رژیم به اشتباه خود در فیضیه پی برد و تصمیم گرفت که کمی ملایم تر با علما برخورد کند. ولی عملاً این تصمیم رژیم بازهم تأثیری نداشت.

امام خمینی چه ویژگی داشت که مردم ایشان را بعنوان رهبری نهضت همراهی کردند؟ چرا آقای شریعتمدار و آقای گلپایگانی را بعنوان رهبر نهضت انتخاب نکردند؟

جواد منصوری: در متن سخنان و اعلامیه‌های امام که از مهرماه سال 1341 منتشر شد ، به‌تدریج نشان داده شد که هوشمندی ، قاطعیت ، پیگیری حضرت امام در مورد مسائل بسیار گسترده‌تر از آن چیزی بود که سایر مراجع داشتند. طلاب جوان قم نیز وقتی رفتار حضرت امام و سایر مراجع را در مواجه با رژیم پهلوی دیدند متوجه شدند که رفتار امام خمینی بسیار حساب شده تر از سایر آقایان است. در ملاقات‌ها و صحبت‌ها رفتار دقیق و عمیق امام خمینی برای مردم مشخص می‌شد و به‌تدریج ایشان مورد عنایت شایر اقشار مردم قرار گرفت. در مقوبلیت امام نزد مردم تعدادی از روحانیون مثل آقای فلسفی بی تأثیر نبودند.  مرحوم فلسفی وقتی وقایع سیاسی اتفاق افتاد با توجه به تجربیات و دانش سیاسی که داشت در منابر  خود از حضرت امام تعریف و تمجید می‌کردند. البته متقابلا حضرت امام از ایشان بعنوان زبان گویای اسلام نام می‌بردند. با توجه به محبوبیتی که آقای فلسفی از دهه 20 و 30 کسب کرده بود حمایت هایش از امام خمینی مورد قبول مردم واقع می‌شد. امام خمینی با این اوصاف بعنوان یک مرجع شاخص و پیشتاز در جریان نهضت شناخته شده بود. این نکته را هم باید عرض کنم در رابطه با بعضی از مراجع نکاتی در جهت تضعیف شان بیان شد در حالیکه هیچ نکته‌ی منفی نتوانستند به امام خمینی نسبت بدهند. این ماجرا در شاخص شدن امام در بین مراجع بی تأثیر نبود.

در پاسخ سوال های قبلی گفتید که شاه برای اینکه مرجعیت را به خارج از ایران انتقال بدهد به آیت‌الله حکیم پیام داد و ایشان را مرجع عام دانست ، این تصمیم رژیم پهلوی به ثمر ننشست ، آیا رژیم پهلوی بعد از شکست تئوری شان برای مقابله با  امام خمینی از مرجع دیگری حمایت کردند؟

جواد منصوری: سوال خوبی مطرح کردید. بر اساس اسنادی که موجود است آقای شریعتمداری از سال 1326 به‌نوعی سازش با رژیم یا سکوت در برابر رژیم را از خود نشان داده بود. در واقع نوعی انعطاف پذیری از خود در برابر تصمیمات رژیم پهلوی از خود نشان داده بود. رژیم به‌نوعی ایشان را شناسایی کرده بود . متأسفانه فرد روحانی بنام شیخ غلامرضا زنجانی با آقای شریعتمداری در ارتباط بود که این فرد با ساواک همکاری می‌کرد.  همین مسئله یکی از دلایلی شد که آقای شریعتمداری مورد استقبال مردم قرار نگرفت . البته تعدادی از مردم که اکثرا هم آذری زبان بودند به ایشان ابراز ارادت می‌کردند و از ایشان تقلید می‌کردند. چند تن از علمای دیگر نیز خودشان از حضرت امام اعلان حمایت کردند و معتقد بودند که امام باید پرچم دار نهضت باشد. آقای شریعتمداری اینگونه نبود و تا آخر هم خود را به‌نوعی رقیب امام خمینی و این ادعا را داشت که می‌تواند مرجع عام شیعیان باشد. در رابطه این موضوع اسناد زیادی وجود دارد که حاکی از این سیره رفتاری ایشان می‌باشد و حتی تا بعد از انقلاب و تا زمان کودتای نقاب هم این گونه رفتار ها ادامه داشته است.

همانطور که شما گفتید و در تاریخ هم آمده مردم همزمان با شروع نهضت همراه امام خمینی شدند این همراهی در بستر چه مشکلات و چه دلایلی شکل گرفت؟ 

جواد منصوری: واقعیت این است که تشیع در بدنه اکثریت جامعه ما نفوذ عمیق داشته است. ارتباط مردم با روحانیون از این رو در ادوار تاریخی مختلف بسیار مستحکم بوده است. علی رغم تلاش های زیادی که دشمنان تشیع و ایران علیه اتحاد مردم و روحانیون این وحدت همچنان پابرجا است. باز هم تکرار می کنم علی رغم تمام هجمه هایی که به روحانیت وارد می شود هنوز هم روحانیت مهم ترین مرجع فکری و سیاسی و دین جامعه ما هستند. در آن زمان رژیم شاه به این مسئله چندان توجه نداشت . آن‌ها فکر می‌‍کردند که توانسته اند مرجعیت سیاسی را از روحانیون بگیرند و فقط روحانیون مرجعیت دینی صرف دارند. لذا حضرت امام از همان ابتدا برای خنثی کردن این توطئه فرمودند : همه‌ی اسلام سیاست است . در واقع امام خمینی با این کار توطئه رژیم را خنثی کرد و هم مرجعیت سیاسی روحانیت را تثبیت کرد.  با توجه به این شرایط نارضایتی روحانیت از اجرای دستورات اسلام توسط رژیم از مهم ترین دغدغه های مردم بحساب می‌آمد. به‌عبارت‌دیگر تقلید و تبعیت مردم از روحانیون زمینه اعتراضات مردمی را فراهم کرد.  مردم به نکات دینی و اجتماعی بیش از مسائل اقتصادی توجه داشتند . امروز  هم می‌توان گفت که اولین مسئله مردم اقتصادی نیست بلکه حفظ اسلام است. شاید این جمله را امروز کم تر کسی قبول داشته باشد و لی من باز هم تکرار می‌کنم مردم ما امروز یکی از نگرانی هایشان تضعیف اسلام است. نگرانی از انحطاط دینی و اخلاقی مردم است. اگر چه خیلی ها اصرار دارند بگویند اصلی ترین مسئله امروز مردم اقتصاد است. مثالی که برای تثبیت حرفم می‌توان بزنم استقبال بی نظیر مردم از سرودی بنام سلام فرمانده است . این استقبال مردمی را کمی تجزیه و تحلیل بکنید ببینید به چه جمع بندی می‌رسید. اگر مردم از برخی از مسئولین گذشته و امروز نارحت هستند به دلیل زیر پا گذاشتن ارزش های اسلامی مانند دروغگویی از جانب فرد مسئول است.  مردم ما علی رغم مشکلات اقتصادی که دارند ذره ای از ارادتشان نسبت به امام حسین (ع) در ایام محرم کم نمی‌شود. شاید در ظاهر شهر خلاف این را ببینید اما در باطن چیزی جز ارادت مردم به اسلام نمی‌بینید. یک روحانی موجهی مثل آقای فاطمی نیا از دار دنیا می‌رود شما ملاحظه می‌کنید که چه جمعیت زیادی برای شرکت در مراسم تشییع ایشان شرکت می‌کنند. این علاقه چه معنایی دارد. جمعیت حاضر در تشییع شهید سلیمانی و تشییع چند روز پیش شهید صیاد خدایی چه معنی دارد؟ !  آیا این عزیزان در راه اسلام و دفاع از وطن شهید نشدند.

یکی از دلایلی دیگری که باعث شد مردم در جریان نهضت اسلامی شرکت داشته باشند سلطه آمریکا بر کشورمان بود. مردم از اینکه می‌دیدند چگونه آمریکا کشورشان را به انحطاط می‌برد زجر می‌کشیدند. ماجرای کاپیتولاسیون ، داستان فیلم ها و فرهنگ آمریکایی که در ایران داشت رواج پیدا می‌کرد مردم را خیلی منزجر می‌کرد و لذا وقتی می‌دیدند که یک روحانی مثل امام خمینی با این مشکلات دارد مبارزه می‌کند از ان حمایت می‌کردند.

آمار دقیقی از کشتار و شهدای 15 خرداد دارید؟

جواد منصوری: هیچ عدد دقیقی برای تعداد شهدای آن روز وجود ندارد. در آن روزها صحبت از 5000 نفر تا 10000 شهید هم می‌شد. بعد از انقلاب هم تحقیقات زیادی شد اما به عدد دقیقی نرسیدند. آن چیز که واضح بود کشتار وسیعی صورت گرفت.

به غیر از شهر قم کدام شهر ها قیام کردند؟

جواد منصوری: تهران که از شهر های اصلی این قیام بود. شهرهای دیگری مردم در آن به پا خواستند شهرهای تبریز ، کاشان ، مشهد ، اصفهان ، آبادان ، یزد و چند شهر دیگر.

حرکت امام خمینی در آن مقطع اصلاحی بود یا انقلابی؟

جواد منصوری : تا ظهر عاشورای 13خرداد سال  1342به نظر می رسید که نظر امام اصلاحی بود. اما سخنرانی ظهر عاشورای امام جنبه انقلابی و براندازی رژیم را داشت. به همین دلیل رژیم تصمیم به دستگیری ایشان گرفت. قصد محاکمه امام را نیز داشتند.

قبل از قیام 15 خرداد ما یکسری از حرکات اعتراضی مثل فدائیان اسلام را می‌بینیم چرا هیچ کدام از این حرکات مانند 15 خرداد به ثمر ننشست و بازتاب نداشت؟

جواد منصوری : کارهای آگاه سازی مردم از مهر سال 1341 شروع شده بود . به خصوص سخنرانی های وعاظ در دهه اول محرم و اعلامیه های امام بر علیه حکومت در آگاه سازی مردم تأثیر بسزایی داشت. سخنرانی امام در ظهر عاشورا هم که دیگر حجت را برای مردم تمام کرد. تمام این عوامل دست به دست هم داد تا مردم در روز 15 خرداد با شعار «یا مرگ یا خمینی » به خیابان ها آمدند. لذا به همین دلیل روز 15 خرداد را مبداء انقلاب می‌نامند. یعنی روزی که مردم خواهان براندازی رژیم پهلوی شدند.

محبوبیت امام خمینی در بین مردم

امام خمینی با اینکه سابقه طولانی از شناخته شدن برای مردم نداشت. به دلیل سخنرانی ها و اعلان مواضعی که یکی دو سال قبل از 15 خرداد داشتند بین مردم و توده های جامعه محبوبیت پیدا کردند. سخنان امام خمینی مسیر خیلی از انسان‌ها را عوض کرد. در روز  13 خرداد 42 که مصادف با روز عاشورا بود و آن راهپیمایی عظیم اتفاق افتاد تمام اقشار جامعه اعم از  کارمند ، کارگر ، کشاورز ، کاسب ، دانش آموز و دانشجو و …. دیگر در راهپیمایی حضور داشتند و شعار « درود برخمینی، درود برخمینی» سر می‌دادند.   در شعار ها نام کسی غیر از امام خمینی مطرح نبود. شعار مردم در 15 خرداد بعد از دستگیری امام خمینی «یا مرگ یا خمینی» بود. وقتی‌که مردم فهمیدند امام را دستگیر کردند از سر تا سر شهر به خیابان‌ها آمدند.

در یکی از جلسات جنابعالی گفتید :  از سال 1342 تا 1356 اتفاق تاریخی خاصی را ملاحظه نمی‌کنیم. دلیل اینکه 15 سال طول کشید تا نهضت به پیرزوی برسد چه بود؟

جواد منصوری : در واقع از 15 خرداد جامعه ما به‌تدریج تغییر کرد . مردم آگاه شدند تغییر کردند. اینکه ما می‌بینیم در سال 57 آن انفجار به وجود می‌آید خیلی ناگهانی نبوده است. در طول این سال‌ها مردم به‌تدریج آگاه شدند . شرایط در دانشگاه‌ها و حوزه‌های ما در این مقطع آهسته آهسته تغییر کرد. بعد از این دوران بسیاری از مدارس شرایطش تغییر کرد.  بعبارت دیگر بعد از 15 خرداد یک دوره ی آمادگی و گسترش فرهنگ انقلاب در جامعه به وجود آمد.  تا اینکه در سال 57 این تلاش ها به ثمر نشست. بازهم می‌گویم این گونه نبود که به یکباره در سال 57 انقلاب به وجود بیاید.  هیئت‌های مذهبی هم حتی حال و هوایشان تغییر کرد. نکته دیگری که خیلی مهم است و کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که رژیم شاه با دستگیری انقلابیون زندان‌ها را تبدیل به دانشگاه انقلاب کرد. اگر شخصی که حال و هوای انقلابی نداشت با یک فرد انقلابی هم بند می‌شد از فرد انقلابی تأثیر می‌پذیرفت . الان شما نگاه کنید بسیاری از افرادی که بعد از انقلاب سمت گرفته بودند مقطعی در دوران طاغوت در زندان بودند. این نکته را یکی از مقامات ساواک در سال 1355 به من گفت: ما اشتباه کردیم شما را زندانی کردیم ، وقتی‌که شما را دستگیر کردیم باید یا می کشتیمتان یا اینکه یک تعهد از شما می‌گرفتیم و آزادتان می‌کردیم. شما ها با سایر زندانی ها ارتباط برقرار کردین و آنها را همراه خودتان کردید.

دیدگاهتان را بنویسید