نقش لابی باکو در تخریب روابط ایران و فرانسه

در دنیای امروز لابی های وابسته به هر کشور تلاش می کنند برای حفظ منافع دولت های متبوع خود تلاش کنند ولی لابی دولت الهام علیف در کشورهای مختلف جهان به دنبال این اهداف است: پنهان کردن فساد دولت علیف، تخریب روابط کشورهای مخالف باکو با دیگر کشورها و ضرب و شتم منتقدان الهام علیف.

دو کشور ایران و فرانسه دارای دو تمدن بزرگ و باسابقه در دو قاره مهم جهان هستند و حفظ روابط دو کشور برای ارتقای صلح و امنیت در جهان اهمیت فراوانی دارد. اما برخی نیروهای ثالث که حفظ و ارتقای این روابط را به ضرر منافع خود می دانند برای تخریب آن تلاش می کنند.

از جمله این نیروها باید به لابی باکو در ایران و فرانسه اشاره کرد. یک نمونه روشن در این زمینه تیره شدن روابط دو کشور بعد از انتشار کاریکاتورهای نشریه شارلی هبدو است. برای صاحب نظران و کارشناسان مشخص بود که دولت فرانسه از چاپ کاریکاتورهای ضد ایرانی و ضداسلامی در این نشریه حمایت نکرده و نشریه مذکور با تنها ۵۵ هزار نسخه تیراژ جایگاه بالایی در میان مطبوعات فرانسوی ندارد. همچنین آشکار بود که بخش عمده کاریکاتورهای مذکور با حمایت سازمان مجاهدین خلق (منافقین) طراحی شده اند. این سازمان عامل بسیاری از اقدامات تروریستی در ایران و عراق، کشتار مردم عادی و حامی صدام حسین در هشت سال جنگ علیه ایران در دهه ۸۰ میلادی بوده است. نیروهای این سازمان مدتی است به آلبانی منتقل شده اند و الهام علیف در سفر به آلبانی مذاکراتی برای انتقال برخی از اعضای این سازمان به مرز ایران برای فعالیت های تروریستی داشته است.

اما لابی باکو در تهران به خواست الهام علیف این رویداد را به گونه ای جلوه داد که انگار نشریه شارلی هبدو، نشریه بسیار مهم و معتبری است و دولت فرانسه حامی و سفارش دهنده چاپ کاریکاتورهای مذکور بوده و به همین علت باید در برابر رویداد مذکور پاسخگو باشد. این لابی اصرار داش دولت فرانسه به همین علت مجازات شود.  در نتیجه، این فشارها و مصاحبه ها و تحریک بخش قابل توجهی از افکار عمومی، انجمن ایران شناسی فرانسه در تهران تعطیل شد.

لابی باکو در فرانسه نیز نقش مخربی دارد. میرزامحمدعلی، فعال سیاسی ساکن فرانسه که در یوتیوب به انتقاد از سیاست های مافیای حاکم بر باکو می پردازد، بارها مورد ضرب و شتم لابی باکو قرار گرفته است.  روزنامه لوموند هفت سال قبل با تکیه بر ۴۶ مدرک افشا شده توسط پلیس فرانسه، سازمان اطلاعات ملی ترکیه را به عنوان عامل ترور سه فعال زن پ.ک.ک معرفی کرد.  مرکز تحقیقات اطلاعات فرانسه هم در ژانویه سال ۲۰۲۱ گزارش مفصلی در مورد فعالیت های برون مرزی جمهوری آذربایجان و ترکیه در فرانسه با استفاده از ابزارهای قومیتی و نژادی با عنوان دیاسپورای ترکیه و جمهوری آذربایجان در فرانسه:  ابزارهایی در خدمت پان ترکیسم منتشر کرد.  در این گزارش به هزینه‌ مالی گسترده باکو در برخی کشورهای جهان برای لابی گری سیاسی، ضرب و شتم ارمنیان فرانسه و گسترش ایدئولوژی افراطی پانترکی در میان مهاجران ترکیه در فرانسه با هدایت دولت ترکیه اشاره شده است.

در این گزارش به توزیع میلیونها دلار در سراسر جهان از سوی لابی باکو اشاره شده که به دیپلماسی خاویار معروف است. به گفته این مرکز مطالعاتی فرانسوی، پول هایی که باید صرف جلب نظر «سیاستمداران» و «رسانه ها» در کشورهای هدف می شدند ابتدا به چهار شرکت بریتانیایی منتقل شده و سپس در کشورهای مختلف از جمله جمهوری اسلامی ایران هزینه شده اند.

علاوه بر لابی باکو، لابی اسرائیل نیز در این زمینه نقش مخربی ایفا می کند. نکته جالب این است که باکو و تل آویو رابطه بسیار خوبی با یکدیگر دارند و تل آویو علیه ارمنستان فعالیت می کند و حتی به تازگی ارامنه ساکن بیت المقدس مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، اما لابی باکو به دروغ مدعی می شود که لابی اسرائیل با ارمنستان دوستی و همراهی دارد! این ادعای دروغ به خصوص در تهران توسط لابی باکو برای تحریک مردم ایران ضد ارمنستان مطرح می شود.

نکته جالب این است که رسانه های دولت علیف به طور مرتب به ایران و رهبران جمهوری اسلامی توهین می کنند و به خاطر همراهی ایران و ارمنستان از لفظ “خوک” درباره ایرانیان استفاده می کنند و به مقام معظم رهبری علنا توهین می کنند تا جایگاه ایران را در میان کشورهای اسلامی تضعیف کنند. اما لابی حامی باکو در تهران در این موارد سکوت می کند و خواستار پاسخگویی دولت علیف نمی شود!

بنابراین دولت الهام علیف که هم از حمایت مردم و دولت فرانسه از ارمنستان خشمگین است و هم به علت حمایت ایران از ارمنستان در برابر تجاوزات مکرر باکو، قصد تضعیف جمهوری اسلامی را دارد، با ضربه زدن به روابط ایران و فرانسه تلاش می کند از شکل گیری یک محور همکاری احتمالی علیه خود جلوگیری کند و ایران و فرانسه را از یکدیگر دور کند. متاسفانه دولت های ایران و فرانسه به این نکته ظریف توجه کافی ندارند.

علت موفقیت نسبی الهام علیف و لابی حامی وی این است که تعاملات و گفت وگوهای مستقیم دو کشور ایران و فرانسه تا حدی زیادی متوقف شده و ارتباطات دو کشور با یکدیگر به طور غیرمستقیم و از طریق رسانه ها و کشورهای ثالث صورت می گیرد که تمایلی به تقویت روابط دو کشور ندارند. رسانه های ثالث با تحریف واقعیات و بزرگ نمایی اختلافات ایران و فرانسه دو کشور مهم و تاثیرگذار در غرب آسیا و اروپا را از یکدیگر دور می کنند.

بنابراین، کارشناسان و متخصصان ایرانی و فرانسوی باید در گفت وگوی مستقیم با یکدیگر برای رفع سوءتفاهم ها تلاش کنند. دانشگاهیان، صاحبان صنایع، کارشناسان و غیره می توانند دیدگاه های دو کشور را در بسیاری از زمینه ها به یکدیگر نزدیک کنند. دولت فرانسه به خوبی آگاهی دارد که ایران از صدور تروریسم به اروپا و گسترش فعالیت های تروریست های وابسته به داعش در کشورهایی مانند فرانسه مانع شد. اگر فرماندهان برجسته نظامی ایرانی مانند ژنرال قاسم سلیمانی نیروهای داعش را در عراق و سوریه متوقف نکرده بودند، این تروریست ها امنیت مردم اروپا را به طور جدی به خطر می انداختند. خوشبختانه این خطر امروزه از اروپا دور شده است. امروزه کاملا مشخص شده که شکل گیری داعش حاصل همکاری برخی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و امارات با ترکیه بوده است و هر سه کشور نیز از طریق همکاری گسترده با باکو به دنبال آسیب زدن به ارمنستان هستند. این همکاری به حضور تروریست های تکفیری در منطقه حساس قفقاز منجر خواهد شد که به منافع ایران و فرانسه هم آسیب خواهد زد.

لذا همکاری برای توقف مطامع باکو ضد ارمنستان می تواند ایران و فرانسه را به هم نزدیک کند و دید فرانسه در مورد نقش ایران در حفظ امنیت و ثبات غرب آسیا و جهان را تصحیح کند. فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی باید درک کنند ایران کشوری قدرتمند است و جمهوری اسلامی با توجه به ارتش توانمند، تسلیحات بومی و خاص، حامیان گسترده در کشورهای منطقه و جهان، گفتمان خاص فرهنگی و عدم وجود نیروی اپوزیسیون جدی قابل سرنگونی نیست. دیدار امانوئل مکرون با یکی از نیروهای اپوزیسیون ایرانی که از تجزیه ایران، حمله خارجی به خاک ایران و افزایش تحریم ها ضد مردم ایران حمایت می کند، اقدام سازنده ای نبود.

به نظر می رسد دولت فرانسه با اعزام یک سفیر جدید به ایران، رویکرد قبلی را کنار گذاشته است. امید می رود پاریس بتواند یک سیاست خارجی جدید و مستقل را در ارتباط با ایران با کنار گذاشتن لابی های مخرب آغاز کند. اشتراک نظر دو کشور در مورد نقش مخرب باکو در قفقاز می تواند نقطه آغاز این تعامل باشد.

در ادامه فرانسه می تواند با سرمایه گذاری در بازار انرژی ایران، برای تضمین دسترسی خود و سایر کشورهای اروپایی به منابع سرشار گاز ایران و رفع نگرانی های فعلی در این زمینه اقدام کند. این گاز از مسیر ایران – ارمنستان – گرجستان یا مسیرهای دیگر قابل انتقال به اروپاست. اگرچه تحقق این هدف با توجه به سوءتفاهم های گسترده میان ایران و غرب بسیار دشوار است، اما فرانسه باید درک کند، تداوم خصومت با ایران به نفع هیچ یک از دو کشور نیست و احیای همکاری های گسترده دهه ۷۰ میلادی میان ایران و فرانسه شرایط هر دو کشور را ارتقا خواهد داد و به حفظ تمامیت ارضی ارمنستان نیز کمک خواهد کرد.

ما در تهران آماده هستیم، با افزایش تعاملات دانشگاهی، اولین گام را در این زمینه برداریم. امیدواریم فرانسه نیز به زودی آمادگی خود را اعلام کند. شعر نظامی شاعر برجسته ایرانی در قرن ۱۲ میلادی می تواند راهنمای ایران و فرانسه برای شروع مجدد همکاری ها باشد:

خردمند آن بود کو در همه کار
بسازد گاه با گُل گاه با خار

(فرد خرمند کسی است که برای انجام امور در کنار شرایط مساعد بتواند دشواری ها را نیز تحمل کند)

دیدگاهتان را بنویسید

*

code