محمدعلی شفیعی با تاکید بر اینکه هدف اصلی آمریکا از حمله به ایران در دور جدید حملات اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز است، تصریح کرد: مانند آنچه که در ونزوئلا رخ داد و بیش از مسئله نفت، مسئله مدیریت بازار نفت برای آمریکا اهمیت داشت، در مورد تنگه هرمز هم اعمال قدرت و تثبیت حکمرانی بر آن مطالبه اصلی آمریکاست و آنها نمیخواهند چنین حقی در اختیار ایران باشد
، با گذشت چند روز از دور تازه تقابل نظامی میان ایران و آمریکا که در پی نقض تفاهمنامه اسلام آباد توسط واشنگتن آغاز شد، همچنان چشمانداز روشنی برای پایان این بحران دیده نمیشود. بسیاری از ناظران معتقدند یکی از مهمترین دلایل تداوم جنگ، نبود یک هدف سیاسی و نظامی مشخص از سوی واشنگتن است که سبب شده راهبرد آمریکا میان فشار نظامی، تهدید، مذاکره و عقبنشینیهای مقطعی در نوسان باشد. در مقابل، حملات قدرتمند ایران به پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه طی روزهای اخیر، هزینههای این جنگ را برای دولت آمریکا افزایش داده و به اعتقاد برخی تحلیلگران، میتواند فشارهای سیاسی و انتقادهای داخلی از کاخ سفید را بیش از گذشته تشدید کند.
بیشتر بخوانید:
حمله زمینی به ایران شکست تاریخی برای آمریکا رقم خواهد زد / نظامیان ایالات متحده نیروهای نیابتی اسرائیل!
همزمان، عملکرد میانجیها نیز با پرسشهای جدی روبهرو شده است. در حالی که انتظار میرفت کشورهای میانجی پس از نقض آتشبس از سوی آمریکا، نقش فعالتری در مدیریت بحران ایفا کرده و دستکم همانند برخی میانجیهای پیشین، نسبت به تشدید درگیریها موضعگیری صریحتری داشته باشند، واکنشهای محتاطانه آنها با انتقاداتی همراه شده است. از همین رو، بار دیگر این بحث مطرح شده که برخی میانجیها از ابتدا وزن سیاسی و ابزارهای لازم برای اثرگذاری بر رفتار واشنگتن را در اختیار نداشتند.
دکتر محمدعلی شفیعی -کارشناس مسائل بین الملل- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد جنگ اخیر پاسخ داد.
اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز مسئله اصلی درگیری اخیر بین ایران و آمریکا
وی در مورد هدف آمریکا از شروع مجدد درگیریها اخیر گفت: در جنگ 40 روزه هدف آمریکا تغییر نظام، از بین بردن برنامه هستهای و موشکی بود که هیچ یک محقق نشدند و آمریکاییها در جنگ قبلی مقاومت ایران را پیشبینی نکرده بودند و تصورشان این بود که با شهادت رهبر و فرماندهان نظامی، نظام دچار فروپاشی خواهد شد و اتفاقی مشابه ونزوئلا در ایران نیز رخ خواهد داد.
از نظر این کارشناس مسائل بین الملل، آمریکاییها همچنین در مورد اراده ایران برای اعمال قدرت علیه آمریکا و کشورهای منطقه دچار اشتباه شده بود و فکر میکردند ایران به چند ضربه محدود بسنده میکند و سپس عقب نشینی میکند.
وی افزود: مورد بعدی که معادله جنگ 40 روزه را تغییر داد، بسته شدن تنگه هرمز بود و آمریکا در دور جدید درگیری صرفا به دنبال این است که حکمرانی خود در تنگه هرمز را اعمال بکند و مانع حکمرانی ایران بر این تنگه باشد.
به گفته محمدعلی شفیعی، اکنون مسئله این نیست که باید عوارضی گرفته بشود یا نشود و مسئله اصلی اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز است و آمریکاییها به این دلیل دست به حمله زدند که بر اساس آنچه در تفاهمنامه اسلام آباد پذیرفته بودند و اتفاقا چند روزی هم عملکرد موفقی داشت، ترتیبات عبور و مرور در تنگه بر عهده ایران بود.
کارشناس مسائل بین الملل با بیان اینکه آمریکا میخواهد این موضوع را از بین ببرد، تصریح کرد: مانند آنچه که در ونزوئلا رخ داد و بیش از مسئله نفت، مسئله مدیریت بازار نفت برای آمریکا اهمیت داشت، در مورد تنگه هرمز هم اعمال قدرت و تثبیت حکمرانی آمریکا بر آن مطالبه اصلی آمریکاست و آنها نمیخواهند چنین حقی در اختیار ایران باشد.
میانجیگرها نمیتوانند پایبندی آمریکا به تعهدات را تضمین کنند
شفیعی با در خصوص عدم وجود تلاشهای ملموس توسط کشورهای میانجی برای توقف این جنگ خاطر نشان کرد: در هفتههای اول جنگ 40 روزه حرفی از میانجیگری در میان نبود اما اکنون طرحهایی از جمله «ایده آتشبس 10 روزه قطر» مطرح شده که در حال رایزنی با طرفین هستند اما نکته اینجاست که ایران به دلیل سوابق موجود نباید میانجیگریها را به راحتی بپذیرد.
وی افزود: عدم رعایت شروط تفاهمنامه اسلام آباد توسط آمریکا موجب سخت شدن کار میانجیها شده و هیچ طرفی نمیتواند از طرف آمریکا تضمینهای لازم برای پایبندی مجدد به هر طرحی را اعلام کند.
این کارشناس مسائل بین الملل در خصوص ویژگیها و وزن لازم برای کشوری که قصد میانجیگری دارد، اظهار کرد: میانجی باید وزن بین المللی معقول و متناسبی داشته باشد و پاکستان از این ویژگی برخوردار نیست و حتی در موضوعات بسیار کوچکتر هم این قابلیت را ندارد.
عمان و قطر میانجیهای مناسبتری به نسبت پاکستان هستند
از نظر وی، مسئله دیگر بیطرفی میانجی است که در مورد پاکستان به ویژه نیروهای مسلح این کشور صدق نمیکند و تمایل آنها به سمت آمریکا کاملا آشکار است و به همین دلیل روی آنها نمیتوان حساب کرد.
به اعتقاد محمدعلی شفیعی، از این حیث عمان شرایط بهتری دارد و سابقه طولانی در میانجیگری پروندههای ایران با آمریکا و حتی اروپا دارد و موفقیتهای نسبی نیز داشته است؛ از طرف دیگر، قطر هم لابی موثری در آمریکا دارد و با توجه به هزینههایی که در آمریکا انجام داده تاثیرگذاری بیشتری بر اعضای کنگره و دولتمردان آمریکایی دارد.
این کارشناس در مورد گمانهزنیهایی که در مورد میانجیگری عراق مطرح شد، تاکید کرد: عراق وزن لازم برای این کار را نزد هیچ یک از طرفین ندارد و جدی گرفته نمیشود.
مخالفتهای جدی در آمریکا با عملیات زمینی علیه ایران
وی در خصوص روزهای آتی درگیری کنونی گفت: به نظر میرسد یک مرحله تشدید پیش رو داشته باشیم و برخی نزدیکان ترامپ موضوع حمله زمینی را مطرح میکنند که البته هنوز لجستیک آن فراهم نشده است اما تحرکات نظامیان آمریکا در این زمینه در حال انجام است.
به گفته شفیعی، عملیات زمینی علیه ایران در آمریکا مخالفان جدی دارد و به دلیل شکست طرح دولت ترامپ در جنگ قبلی این بحث مطرح است که با توجه به حضور نیروی انسانی در عملیات زمینی، هرگونه شکست میتواند هزینههای به مراتب بدتری برای آمریکا داشته باشد و احتمال کشته شدن نیروهای آمریکایی وجود دارد و به همین دلیل از نظر مخالفان، شاید با ادامه محاصره و فشار اقتصادی بهتر بتوان ایران را شکست داد.

