به تازگی طی یک پژوهش رسانهای مشخص شده است که بیبیسی و اینترنشنال، در پوشش اعتراضات دیماه، سهم و وزن شعارهای مرتبط با جریان سلطنتطلب و شخص رضا پهلوی را به طور معناداری بزرگنمایی کردهاند.
گزارش تحلیلی شبکه صدای آمریکا از یک پژوهش رسانهای تازه نشان میدهد دو شبکه فارسیزبان خارج از کشور، یعنی بیبیسی و اینترنشنال، در پوشش اعتراضات دیماه، سهم و وزن شعارهای مرتبط با جریان سلطنتطلب و شخص رضا پهلوی را به طور معناداری بزرگنمایی کردهاند.
اما بر اساس این پژوهش که با بررسی حدود ۴۵۰۰ محتوا و ویدئو از سه پلتفرم توییتر، تلگرام و اینستاگرام در بستر فضای مجازی انجام شده، شعارهای مطرحشده در حوادث دیماه صرفاً مربوط به یک شخص یا جریان سیاسی خاص نبودهاند. تحلیل محتوای دادهها نشان میدهد بخش عمده شعارها ماهیتی ساختارشکنانه داشتهاند.
بااینحال، یافتههای این تحقیق درباره سهم شعارهای مرتبط با پهلوی در واقعیت در مقایسه با آنچه بیبیسی و اینترنشنال بازتاب کردهاند؛ قابلتوجه است. طبق نتایج اعلامشده، در بازهای حدود ۲۰ روز از حوادث دیماه، تنها حدود ۱۷ درصد از مجموع شعارهای ثبتشده در فضای مجازی شامل کلیدواژههایی مانند «پهلوی»، «شاه» یا مضامین مشابه بوده است. این در حالی است که ۸۳ درصد دیگر شعارها به سایر مضامین از جمله شعارهای اقتصادی اختصاص داشتهاند.
در گام بعدی، پژوهشگران به سراغ بررسی نحوه بازتاب این شعارها در دو رسانه فارسیزبان معاند اینترنشنال و بیبیسی رفتند. نتایج نشان میدهد سهم ۱۷ درصدی شعارهای مرتبط با پهلوی در خروجی اینترنشنال به حدود ۸۱ درصد رسیده است؛ رقمی که به گفته پژوهشگران، بیانگر بزرگنمایی حدود ۴۰۰ درصدی نسبت به وزن واقعی این شعارها در کف خیابان است.
همچنین سهم ۱۷ درصدی شعارهای مرتبط با پهلوی در خروجی بیبیسی به حدود ۳۴ درصد رسیده است؛ رقمی که بیانگر بزرگنمایی حدود ۱۰۰ درصدی نسبت به وزن واقعی این شعارها در واقعیت است.
این نوع پوشش رسانهای سوگیرانه، با تمرکز پررنگ بر رضا پهلوی و سلطنتطلبان که سعی بر شکلگیری تصویری تکصدایی از مخالفان جمهوری اسلامی دارد؛ صدای دیگر گروههای مخالف جمهوری اسلامی را نیز در آورده است.
نکته اینجاست که این دو رسانه در جریان پوشش حوادث دیماه، از کارکرد حرفهای و بیطرفانه رسانهای فاصله گرفته و به سمت برجستهسازی هدفمند رضا پهلوی حرکت کردهاند.
پیشازاین نیز علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش در حمایت از رضا پهلوی نوشته بود: «جمهوری اسلامی یک اپوزیسیون بیشتر ندارد و آن شاهزاده رضا پهلوی است. هرکس دیگری این ادعا را کرد یک خائن به ایران است.» با این دیدگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمیگیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی میشود.
گفتمان مسلط سلطنطلبان، اپوزیسیون مفهومی باز و متکثر نیست، بلکه به طور کامل به یک فرد و گروه خاص محدود میشود. در این نگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمیگیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی میشود. این دقیقاً همان منطقی است که خودِ این جریان آن را بهعنوان ویژگی دیکتاتوری نقد میکند: تقسیم جامعه به «خودی» و «غیرخودی».
در این دیدگاه، نهتنها هر شخص یا جریان سیاسی که از رضا پهلوی حمایت نکند زیر پرچم اپوزیسیون قرار نمیگیرد بلکه از سوی جریان سلطنتطلب مورد حملات و فحاشیهای شدید در فضای مجازی و حقیقی قرار میگیرد.تناقض قابلتوجه اینجاست، جریانی که هنوز به قدرت نرسیده تحمل هیچ صدای مخالفی را در صف مخالفان خود ندارد، چگونه میتواند پس از رسیدن به قدرت، مدعی آزادی و دموکراسی باشد؟به نظر میرسد این رویکرد بیش از آنکه تهدیدی برای جمهوری اسلامی باشد، تصویری روشن از بحران درونی اپوزیسیونی ارائه میدهد که پیش از حل مسئله قدرت، هنوز با مسئله «تحمل دیگری» کنار نیامده است.

