تقلا برای برهم زدن همگرایی منطقه‌ای

یاض این روزها با رویکرد تعاملی منطقه‌ای و گرایش به نظم نوین جهانی، توانسته موقعیتی مستقل کسب نماید که با خواسته‌های سلطه گرایانه غرب مغایرت دارد، لذا غرب بر آن است تا با گرفتار سازی آن در معادلات و محاسبات اشتباه از جمله غبارآلودساختن روابط آن با ایران و حامیان نظم نوین، در نهایت سرکیسه کردن آن را رقم زند.

رسانه‌های صهیونیستی و غربی طی روزهای اخیر مجموعه‌ای از اخبار و گزارش‌ها با محوریت رفتارهای عربستان سعودی بویژه روابط آن با ایران مطرح کرده‌اند که بیش از آنکه برگرفته از واقعیت رفتاری ریاض باشد، نشانگر اقداماتی تعمدی برای گرفتار سازی این کشور در معادلات بحران‌سازی است که مغایر با منافع ملی، اهداف و جایگاه منطقه‌ای این کشور است. 

در این چارچوب وبسایت آمریکایی «آکسیوس» گزارشی مبنی بر برگزاری یک جلسه توجیهی بسته در واشنگتن منتشر کرد و به نقل از برخی منابع مدعی شد که «شاهزاده خالد بن سلمان اظهار داشته است که عقب‌نشینی واشنگتن از اجرای اقدام نظامی علیه تهران ممکن است بازدارندگی منطقه‌ای را تضعیف کرده و حاشیه نفوذ بیشتری به ایران بدهد». همزمان نیز در حالی وزارت خارجه آمریکا موافقت خود را با فروش یک بسته تسلیحاتی 9 میلیارد دلاری به عربستان سعودی برای تقویت دفاع هوایی این کشور اعلام کرد که رسانه‌ها برآن بوده‌اند تا این اقدام امریکا را برگرفته از مشارکت عربستان در طرح‌های ضد ایرانی عنوان نمایند. این بسته شامل ۷۳۰ فروند موشک پدافند هوایی پاتریوت مدل PAC-۳ MSE و تجهیزات پشتیبانی، قطعات یدکی، سامانه‌های لجستیکی، نرم‌افزارهای طبقه‌بندی‌شده، آموزش نیروها و خدمات فنی است. در همین حال در شرایطی که ریاض تاکید دارد که تا تحقق حقوق ملت فلسطین سخن از تعامل با رژیم صهیونی معنا ندارد، وبگاه «جویش اینسایدر» به نقل از منابع مدعی شد که سازمان‌های یهودی و سازمان‌های حامی رژیم صهیونیستی در واشنگتن به یک نشست با «خالد بن سلمان» وزیر دفاع عربستان دعوت شدند. فهرست مدعوین شامل کمیته یهودیان آمریکا، انجمن ضد افترا، کنفرانس رؤسای سازمان‌های بزرگ یهودیان آمریکا و ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه می‌شود.

ائتلافی صهیونیستی، غربی و اماراتی برآنند تا با حاشیه‌سازی و تخریب جایگاه سعودی و نیز گرفتار سازی آن در اشتباه محاسباتی برهم زدن روابط با ایران، زمینه ساز تضعیف و در نهایت تسلیم سازی آن را فراهم سازند.

این ادعاهای رسانه‌ای در حالی مطرح شده است که هدف گذاری آن از یک سو سوق دادن عربستان به سمت تقابل و رویارویی با ایران است و از سوی دیگر نمایش دادن چهره‌ای سازشکار و خیانت کار به فلسطین می‌باشد. این سناریو نویسی در شرایطی بوده که دولتمردان عربستان پس از توافقات برای از سر گیری روابط در دوران ریاست جمهوری شهید رئیسی به میانجی‌گری چین تا به امروز تلاش نموده تا با رویکردی واقع گرایانه به تعامل و افزایش روابط با ایران بپردازد. این واقع گرایی در میان سران ریاض ایجاد شده است که تعامل و همگرایی منطقه‌ای به جای تقابل و تضاد می‌تواند از سایش منطقه‌ای جلوگیری و زمینه را برای تحقق اهداف عربستان برای طرح‌هایی اقتصادی کلان و بازیگری منطقه‌ای فراهم سازد، لذا در روزهای گذشته نیز به رغم فشارهای آمریکا، عربستان رسماً مخالفت خود را با اقدام نظامی علیه ایران اعلام داشته و تاکید  کرده که هرگز حریم خود را در اختیار متجاوزان به ایران قرار نمی‌دهد. در همین حال ریاض به خوبی می‌داند که امروز افکار عمومی منطقه و جهان معطوف به حمایت از فلسطین است و سازشکاران با تنفر و مخالفت شدید مردمی مواجه می شوند. لذا رویکرد به همکاری و نزدیکی به رژیم صهیونی جز بدنامی و کاهش قدرت نرم عربستان حاصلی برای آن ندارد، چنانکه به رغم فشارهای آمریکا در سفر ترامپ به ریاض، این کشور حاضر به پذیرش روند سازش نشد و بر لزوم تحقق حقوق ملت فلسطین تاکید کرد.

مجموع این نقش آفرینی‌ها بر اساس رویکردهای واقع گرایانه در حالی توانسته تامین کننده منافع عربستان باشد که به نظر می رسد ائتلافی صهیونیستی، غربی و اماراتی برآنند تا با حاشیه‌سازی و تخریب جایگاه سعودی و نیز گرفتار سازی آن در اشتباه محاسباتی برهم زدن روابط با ایران، زمینه ساز تضعیف و در نهایت تسلیم سازی آن را فراهم سازند. در این معادله از یک سو رژیم صهیونی با این طراحی، سازشکاری سعودی را طلب می‌کند و از سوی دیگر کشوری همچون امارات که این روزها در بحران‌های منطقه از غرب آسیا تا آفریقا دست به بحران‌سازی برای توسعه منافعش می‌پردازد، با برهم زدن معادلات سعودی به دنبال انتقام گیری از آن در مباحثی همچون یمن  نیز تضعیف موقعیت آن است تا در نهایت برتری خود را به آن دیکته نماید. غربی‌ها نیز که از رویکرد مستقل سعودی در همگرایی با ایران، پاکستان، روسیه، چین، هند و… ابراز نگرانی می‌کنند برآنند تا با افزایش فشارهای رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی و امنیتی عربستان را از مسیر مذکور خارج ساخته تا آن را به کشوری بازیچه در دستان خود مبدل سازند.

به عبارتی دیگر ریاض این روزها با رویکرد تعاملی منطقه‌ای و گرایش به نظم نوین جهانی، توانسته موقعیتی مستقل کسب نماید که با خواسته‌های سلطه گرایانه غرب مغایرت دارد، لذا غرب  بر آن است تا با گرفتار سازی آن در معادلات و محاسبات اشتباه از جمله غبارآلودساختن روابط آن با ایران و حامیان نظم نوین، در نهایت سرکیسه کردن آن را رقم زند. بر این اساس به نظر می‌رسد عربستان برای خروج از این وضعیت توسعه روابط با کشورهایی همچون ایران و سایر اعضای بریکس را می‌تواند در دستور کار داشته باشد تا در کنار تقویت مواضع خود در برابر آن زیاده خواهی‌های سلطه گرایانه، نقش آفرینی بیشتری را در نظم نوین جهانی کسب نماید. حقیقت آن است که غرب دیگر آن جایگاه جهانی گذشته را ندارد و تن دادن به خواسته‌های آن نه تنها دستاوردسازی نخواهد بود، بلکه زمینه ساز حقارت‌ها و مشکلاتی می شود که حذف از معادلات جهانی و منفور افکار عمومی شدن بخش کوچکی از هزینه‌های این اشتباه محاسباتی است.  

دیدگاهتان را بنویسید