تا زمانی که اصلاحات در ایران به غرب گره بخورد،خشونت ادامه دار خواهد بود.

تا زمانی که اصلاحات در ایران به غرب گره بخورد، خشونت ادامه‌دار خواهد بود

عاملیت سیاسی مردم
تاریخ‌نگاری نشان می‌دهد که اعتراضات کنونی در ایران، ریشه در میراث انقلاب ۱۹۷۹ دارد؛ جایی که مردم خود را به عنوان «کارگزاران تغییر» بازیافتند. برخلاف تحلیل‌های رایج غربی که قیام‌ها را صرفاً ناشی از سرکوب یا فقر می‌دانند، این فوران‌های دوره‌ای نشان‌دهنده خودآگاهی تاریخی جامعه‌ای است که یک بار توانسته نظمی کهن را واژگون کند.
با این حال، خشونت‌های اخیر و سرکوب گسترده، فضا را برای مشارکت مدنی عادی مسدود کرده و جنبش‌های اعتراضی را به سمت رادیکالیسم هدایت کرده است؛ وضعیتی که در آن صدای عدالت‌خواهی اقتصادی زیر بار تقابل‌های سیاسی خفه می‌شود.

تله حاکمیت و نفوذ
پارادوکس سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران، بزرگ‌ترین مانع در مسیر تحقق مطالبات دموکراتیک داخلی است. تحریم‌های فلج‌کننده از یک سو با ایجاد عدم شفافیت، به رشد اولیگارشی‌های فاسد و رانت‌خوار در بدنه اقتصاد ایران دامن زده و از سوی دیگر، با مداخله‌گرایی لفاظانه، به حاکمیت بهانه می‌دهد تا هرگونه اعتراض مشروع را به «توطئه خارجی» نسبت دهد.
در واقع، پیوند زدن گشایش اقتصادی به عادی‌سازی روابط با آمریکا، به بهای از دست رفتن کامل حاکمیت ملی تمام می‌شود؛ امری که برای جامعه‌ای با حافظه تاریخی کودتای ۱۳۳۲، خط قرمز محسوب می‌گردد.

بن‌بست خروج از بحران
استراتژی فشار حداکثری ترامپ نه برای حمایت از مردم، بلکه با هدف بازگرداندن ایران به وضعیت «دولت دست‌نشانده» پیش از انقلاب و دسترسی آزاد به منابع نفتی طراحی شده است. این رویکرد دومینویِ مطالبات واشنگتن—از توقف غنی‌سازی تا برچیدن برنامه موشکی، عملاً راه را بر هرگونه توافق پایدار می‌بندد.
تا زمانی که اصلاحات مدنی و گشایش‌های اجتماعی در ایران به متغیرهای ژئوپلیتیک و خواسته‌های استعاری غرب گره بخورد، چرخه خشونت و بی‌ثباتی ادامه خواهد یافت. تنها راه خروج، بازگشت به مطالبات بنیادین «استقلال، آزادی و عدالت» بدون دخالت قدرت‌های بیگانه است.

دیدگاهتان را بنویسید