ترامپ و در عمل آمریکا در دورانهای مختلف نشان دادهاند که در مواردی که احساس کنند، کاخ سفید هزینه زیادی متحمل میشود در آن ورود نمیکند.
ترس پنهان آمریکایی که روزنامه انگلیسی آن را فاش کرد
ترامپ و در عمل آمریکا در دورانهای مختلف نشان دادهاند که در مواردی که احساس کنند، کاخ سفید هزینه زیادی متحمل میشود در آن ورود نمیکند.
گروه فارس پلاس: آمریکا پس از جنگ جهانی دوم زمانی که کشورهای متخاصم یکدیگر را تضعیف کرده بودند با توجه به اینکه از لحاظ جغرافیایی نیز دور از این منازعات جهانی بود توانست از فضا استفاده کند و خود را به عنوان قدرت جهانی معرفی کند. از آن زمان تا کنون این کشور یک رویه حساس دارد و در منازعاتی که فکر میکند در آن سود نمیکند یا قدرتش به خطر میافتد ورود نمیکند. جنگ ویتنام که یک شکست برای این کشور بود این رویه را تشدید کرد.
ماجرای گرینلند و درس گاردین به اروپا
این موضوع در دوره ترامپ نیز به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. ترامپ نشان داده در منازعات جهانی سنت حساسیت آمریکا را بیشتر از گذشته مورد توجه قرار میدهد.
ماجرای گرینلند در این حوزه به خوبی شاهد مثال خوبی برای روانشناسی رفتار ترامپ است. جایی که حتی روزنامه انگلیسی گاردین در برابر فشار آمریکا برای تصاحب این جزیره یخی عنوان کرد که ترامپ تنها زبان زور را میفهمد.
روزنامه انگلیسی گاردین درباره استدلال خود مینویسد:« پسازآنکه تعدادی از دولتهای اروپایی اعلام کردند که میخواهند در واکنش به تهدیدهای ترامپ، در گرینلند مانور نظامی برگزار کنند، او در سخنرانیاش در داووس اعلام کرد که دیگر به دنبال تصاحب این جزیره با زور نخواهد بود.»
این روزنامه میافزاید:« درس این ماجرا برای اروپا واضح است؛ رهبران اروپا باید بفهمند که حتی قاطعیت آزمایشی آنها بسیار بهتر از چاپلوسیها، عقبنشینیها و تسلیمی است که در گذشته برابر ترامپ داشتند. او فقط زبان قدرت و زور را درک میکند.»
این مسئله از یک ترس پنهانی در آمریکا پرده برداری میکند. سیاست آمریکا به طور سنتی دارای یک واهمه است که خللی بر قدرتش ایجاد نشود. به چالش کشیده شدن این قدرت به خوبی میتواند آن ترس مهم و ارثی آمریکایی را پررنگ و زنده کند.
آمریکا در دوران ترامپ بیش از گذشته و به صورت کاملا آشکاری اقدام به استفاده از روش زور میکند. اما در این راستا با هر بن بستی که روبرو شده بلافاصله عقب نشینی کرده است. در ماجرای تعرفه گذاری برای چین نیز همین روش بکار گرفته شد اما بلافاصله آمریکا در این حوزه کوتاه آمد.
شروع پر سر و صدا عقب نشینی خاموش
هر چند که آمریکا سعی دارد با سیاستهای مختلف وضعیت بعد از جنگ جهانی دوم یعنی تضعیف جهان برای بقای قدرت خود را حفظ کند اما در این راه با سدهای مستحکمی هم روبرو شده است. یمن یکی از همین موارد بوده که با شروع پر سر و صدا و اما عقب نشینی بی صدا و پنهانی آمریکا روبرو شد.
این در شرایطی است که به هیچ وجه از لحاظ تجهیزات این دو کشور قابل مقایسه نیستند اما ضربات یمن به ناوهای آمریکایی و تحمیل هزینه به ترامپ وی را وادار به عقبنشینی کرد.
حساسیت آمریکا برای هزینههای تهدید
این موارد به خوبی نشان میدهد که آمریکا در هزینه و فایده جنگ بسیار حسابگرانه و حساس عمل میکند و سعی دارد با ایجاد ترس این هزینه را تا حد ممکن بکاهد.
ترامپ حتی در این مدیریت هزینه عنوان کرده که ناتو باید هزینه خود را از همپیمانان دیگر بگیرد و اروپا باید هزینه امنیت خود را پرداخت کند. عدم ورود آمریکا به جنگهای مستقیم نشان میدهد که این کشور برای هزینههای خود بسیار با حساسیت عمل میکند.
مجموع این تحولات نشان میدهد که راهبرد آمریکا ـ بهویژه در دوره ترامپ ـ بیش از آنکه بر ورود به جنگهای پرهزینه استوار باشد، بر مدیریت هزینه از طریق نمایش قدرت و ایجاد هراس در طرف مقابل بنا شده است.
تجربههای اخیر نیز نشان داده هرجا این راهبرد با مقاومت واقعی و افزایش هزینه روبهرو شده، واشنگتن ناچار به عقبنشینی یا تغییر مسیر شده است. خصوصا اینکه حالا آمریکا در رقابت شدید با چین خود را احساس میکند.
ترس پنهان آمریکایی که روزنامه انگلیسی آن را فاش کرد
ترامپ و در عمل آمریکا در دورانهای مختلف نشان دادهاند که در مواردی که احساس کنند، کاخ سفید هزینه زیادی متحمل میشود در آن ورود نمیکند.
گروه فارس پلاس: آمریکا پس از جنگ جهانی دوم زمانی که کشورهای متخاصم یکدیگر را تضعیف کرده بودند با توجه به اینکه از لحاظ جغرافیایی نیز دور از این منازعات جهانی بود توانست از فضا استفاده کند و خود را به عنوان قدرت جهانی معرفی کند. از آن زمان تا کنون این کشور یک رویه حساس دارد و در منازعاتی که فکر میکند در آن سود نمیکند یا قدرتش به خطر میافتد ورود نمیکند. جنگ ویتنام که یک شکست برای این کشور بود این رویه را تشدید کرد.
ماجرای گرینلند و درس گاردین به اروپا
این موضوع در دوره ترامپ نیز به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. ترامپ نشان داده در منازعات جهانی سنت حساسیت آمریکا را بیشتر از گذشته مورد توجه قرار میدهد.
ماجرای گرینلند در این حوزه به خوبی شاهد مثال خوبی برای روانشناسی رفتار ترامپ است. جایی که حتی روزنامه انگلیسی گاردین در برابر فشار آمریکا برای تصاحب این جزیره یخی عنوان کرد که ترامپ تنها زبان زور را میفهمد.
روزنامه انگلیسی گاردین درباره استدلال خود مینویسد:« پسازآنکه تعدادی از دولتهای اروپایی اعلام کردند که میخواهند در واکنش به تهدیدهای ترامپ، در گرینلند مانور نظامی برگزار کنند، او در سخنرانیاش در داووس اعلام کرد که دیگر به دنبال تصاحب این جزیره با زور نخواهد بود.»
این روزنامه میافزاید:« درس این ماجرا برای اروپا واضح است؛ رهبران اروپا باید بفهمند که حتی قاطعیت آزمایشی آنها بسیار بهتر از چاپلوسیها، عقبنشینیها و تسلیمی است که در گذشته برابر ترامپ داشتند. او فقط زبان قدرت و زور را درک میکند.»
این مسئله از یک ترس پنهانی در آمریکا پرده برداری میکند. سیاست آمریکا به طور سنتی دارای یک واهمه است که خللی بر قدرتش ایجاد نشود. به چالش کشیده شدن این قدرت به خوبی میتواند آن ترس مهم و ارثی آمریکایی را پررنگ و زنده کند.
آمریکا در دوران ترامپ بیش از گذشته و به صورت کاملا آشکاری اقدام به استفاده از روش زور میکند. اما در این راستا با هر بن بستی که روبرو شده بلافاصله عقب نشینی کرده است. در ماجرای تعرفه گذاری برای چین نیز همین روش بکار گرفته شد اما بلافاصله آمریکا در این حوزه کوتاه آمد.
شروع پر سر و صدا عقب نشینی خاموش
هر چند که آمریکا سعی دارد با سیاستهای مختلف وضعیت بعد از جنگ جهانی دوم یعنی تضعیف جهان برای بقای قدرت خود را حفظ کند اما در این راه با سدهای مستحکمی هم روبرو شده است. یمن یکی از همین موارد بوده که با شروع پر سر و صدا و اما عقب نشینی بی صدا و پنهانی آمریکا روبرو شد.
این در شرایطی است که به هیچ وجه از لحاظ تجهیزات این دو کشور قابل مقایسه نیستند اما ضربات یمن به ناوهای آمریکایی و تحمیل هزینه به ترامپ وی را وادار به عقبنشینی کرد.
حساسیت آمریکا برای هزینههای تهدید
این موارد به خوبی نشان میدهد که آمریکا در هزینه و فایده جنگ بسیار حسابگرانه و حساس عمل میکند و سعی دارد با ایجاد ترس این هزینه را تا حد ممکن بکاهد.
ترامپ حتی در این مدیریت هزینه عنوان کرده که ناتو باید هزینه خود را از همپیمانان دیگر بگیرد و اروپا باید هزینه امنیت خود را پرداخت کند. عدم ورود آمریکا به جنگهای مستقیم نشان میدهد که این کشور برای هزینههای خود بسیار با حساسیت عمل میکند.
مجموع این تحولات نشان میدهد که راهبرد آمریکا ـ بهویژه در دوره ترامپ ـ بیش از آنکه بر ورود به جنگهای پرهزینه استوار باشد، بر مدیریت هزینه از طریق نمایش قدرت و ایجاد هراس در طرف مقابل بنا شده است.
تجربههای اخیر نیز نشان داده هرجا این راهبرد با مقاومت واقعی و افزایش هزینه روبهرو شده، واشنگتن ناچار به عقبنشینی یا تغییر مسیر شده است. خصوصا اینکه حالا آمریکا در رقابت شدید با چین خود را احساس میکند.
از همین رو، در معادلات جدید جهانی، بازیگرانی دست بالا را خواهند داشت که بتوانند هزینه اقدامهای یکجانبه آمریکا را بالا ببرند؛ چراکه در نهایت، سیاست خارجی ترامپ و آمریکا بیش از هر چیز تابع ترازوی سود و زیان است، نه صرف نمایش قدرت.
ترس پنهان آمریکا امروز نه از شکست نظامی فوری، بلکه از آغاز روند افول قدرت جهانی است. به همین دلیل، واشنگتن تلاش میکند با نمایش قدرت، بدون ورود به جنگهای پرهزینه، جایگاه خود را حفظ کند. اما هر جا این نمایش با مقاومت واقعی روبهرو شود، ترجیح میدهد عقبنشینی کند تا تصویر قدرتش به طور کامل فرو نریزد.

