شش دلیل عصبانیت آمریکا از نخست‌ وزیری نوری المالکی در عراق

نوری المالکی از جمله چهره های سیاسی در عراق است که همواره بر ضرورت اخراج فوری نیروهای آمریکایی از عراق تاکید داشته است. این همان چیزی است که جدای از ملت عراق، ایران و البته دیگر ملت ها و اضلاع جبهه مقاومت در منطقه نیز طالب آن هستند. از این رو، حضور نوری المالکی در کرسی نخست وزیری عراق عملا سرمایه سیاسی قالب توجهی را برای پیشبرد طرح اخراج نیروهای اشغالگر آمریکایی از عراق فراهم می کند.در روزهای گذشته و پس از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق و پیروزی قابل توجه احزاب و گروه های شیعی در این انتخابات، شاهد تحولات معناداری در صحنه سیاسی این کشور بوده ایم. در این راستا، به طور خاص “کمیته چهارچوب هماهنگی” که بزرگترین ائتلاف شیعیان عراق است، تاکید کرده که نوری المالکی را به عنوان نامزد نخستِ مورد حمایت خود جهت تصدی کرسی نخست وزیری عراق، مد نظر دارد. انتخابی که به اذعان این کمیته، کاملا متمرکز بر منافع ملی عراق و فارغ از مداخلات خارجی صورت گرفته است.

با این همه، تنها اندکی پس از اعلام نام نوری المالکی، شاهد شانتاژ گسترده رسانه ای و تبلیغاتی جریان های سیاسی و رسانه ای غربی و عربی علیه این انتخاب بوده ایم. به طور خاص دونالد ترامپ رئیس جمهور عراق نیز تهدید کرده که حضور نوری المالکی در کرسی نخست وزیری عراق به هیچ عنوان از سوی واشینگتن تحمل نمی‌شود و باید گزینه دیگری کرسی مذکور را به دست بگیرد. با این حال، کمیته چهارچوب هماهنگی عراق، ضمن رد هجمه های مذکور تاکید کرده که همچنان نوری المالکی را گزینه مطلوب و اصلی خود می داند.به طور کلی اینطور به نظر می رسد که آمریکا حداقل به 6 دلیل، نوری المالکی را گزینه مطلوبی برای تصدی کرسی نخست‌وزیری عراق نمی داند. دلایلی که بازخوانی آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

یک: تقویت قدرت شیعیان در صحنه سیاسی عراق
از یاد نبریم که آمریکا و متحدان آن در سال 2003 میلادی با این نیت به عراق حمله کردند تا این کشور را به سرسپرده خود تبدیل کنند و ثروت نفتی و طبیعی آن را غارت کنند. با این حال، هرچه به جلو حرکت کردیم، عراق خود به عرصه ای برای تقابل با آمریکایی ها تبدیل شد و سازوکارهای سیاسی آن نیز از کنترل و نفوذ آمریکایی‌ها خارج شد. نوری المالکی از جمله چهره های نزدیک به ایران و جبهه مقاومت در منطقه و مورد وثوق جامعه شیعیان عراق است. حضور او در قدرت، دقیقا ترجمان تقویت قدرت شیعیان عراقی و البته جبهه مقاومت در منطقه است. درست به همین دلیل است که واشینگتن به شدت از بازگشت نوری المالکی به قدرت هراس دارد.

دو: افشای دروغ بودن یک ادعای واهی
پس از سقوط نظام سیاسی سابق سوریه به ریاست جمهوری بشار اسد، آمریکا و جریان های سیاسی و رسانه‌ای همسو با آن با آب و تاب فراوان می گفتند که عصر پایان نفوذ منطقه ای ایران و جبهه مقاومت فرارسیده است. با این حال، انتخابات پارلمانی اخیر در عراق و پیروزی قاطع بلوک گروه های شیعی در این انتخابات و در عین حال، معرفی نوری المالکی به عنوان فردی که پیوندهای مستحکمی با ایران و محور مقاومت دارد به عنوان نامزد اصلی تصدی کرسی نخست وزیری عراق، همه و همه نشان از آن دارند که تا چه اندازه بازیگران مخالف و معاند با ایران و جبهه مقاومت، در توهم سیر می کنند.

این مساله زمانی ابعاد جدی‌تری را به خود می گیرد که توجه داشته باشیم ایران هنوز متحدان قدرتمند خود در نوار غزه و کرانه باختری، لبنان، یمن، و حتی سوریه را حفظ کرده و اکنون در عراق نیز سبد رای مردم این کشور متمرکز بر جبهه سیاسی و فردی است که قرابت قابل توجهی به جبهه مقاومت دارند. این موضوع یک سرشکستگی بزرگ برای آمریکا و متحدانش است.

سه: تسریع اخراج نیروهای آمریکایی از عراق
نوری المالکی از جمله چهره های سیاسی در عراق است که همواره بر ضرورت اخراج فوری نیروهای آمریکایی از عراق تاکید داشته است. این همان چیزی است که جدای از ملت عراق، ایران و البته دیگر ملت ها و اضلاع جبهه مقاومت در منطقه نیز طالب آن هستند. از این رو، حضور نوری المالکی در کرسی نخست وزیری عراق عملا سرمایه سیاسی قالب توجهی را برای پیشبرد طرح اخراج نیروهای اشغالگر آمریکایی از عراق فراهم می کند. موضوعی که آن نیز آچمز‌شدن دولت آمریکا در معادله عراق را به دنبال خواهد داشت.

چهار: تقویت پیوندهای ایران و عراق
روابط حسنه و مطلوب نوری المالکی با ایران و جبهه مقاومت سبب خواهد شد تا این مساله اثرات عینی خود را بر روابط دوجانبه تهران-بغداد نیز بگذارد. تحقق این مساله دقیقا در نقطه مقابل تلاش های آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و متحدان آن ها جهت منزوی‌سازی ایران است. در حقیقت، حضور نوری المالکی به عنوان نخست وزیر عراق در قدرت، خود افشاگرِ دروغ های بزرگ آمریکایی‌ها و متحدانشان در مورد منزوی شدن ایران و عدم محبوبیت منطقه ای آن است. البته که تقویت هرچه بیشتر پیوندهای ایران و عراق، به نفع هر دو کشور است و می تواند ظرفیت های معناداری را در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و البته راهبردی به نفع تهران-بغداد فعال کند.

پنج: تقویت هرچه بیشترِ محور مقاومت
همسویی و اقبال نوری المالکی به جبهه مقاومت در منطقه، می تواند نخست وزیری وی در عراق را به یک فرصت قابل توجه برای جریان مقاومت در کل منطقه تبدیل کند. به هر حال، عراق یک کشور مهم در منطقه غرب آسیا است و گروه های مختلف مقاومت در این کشور نیز حضوری فعال و فراگیر دارند. ورای این ها، عراق می تواند به مثابه پلی برای هماهنگی بیشتر اضلاع گوناگون محور مقاومت عمل کند. از این رو، نخست وزیری نوری المالکی به معنای ایجاد ظرفیت های تازه برای جبهه مقاومت در عراق و کل منطقه است. این چیزی نیست که قدرتهای غربی و صهیونیستها و متحدان آن ها طالب آن باشند. عصبانیت آن ها از نامزدی نوری المالکی برای تصدی کرسی نخست وزیری عراق هم ریشه در همین موضوع دارد.

شش: نَه بزرگ عراق به آمریکا و نظم منطقه ای صهیونیستی
در نهایت باید گفت در شرایطی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و متحدان وی به هر دری می زنند تا شاید بتوانند نظمی جدید را در غرب آسیا حاکم کنند، نخست وزیری نوری المالکی یکی از نمودهای عینیِ شکست این تلاش ها است. در واقع، همانطور که گفته شد، همسویی وی با ایران و محور مقاومت، عملا وزن منطقه‌ای جبهه مقاومت را افزایش می دهد و یک سیلی بزرگ به گوش حامیان نظم آمریکایی و صهیونیستی در منطقه است. این موضوع به ویژه در شرایط خاص منطقه غرب آسیا در وضعیت کنونی، ابعاد راهبردی به خود می گیرد و می تواند حامل پالس های امیدبخشی به آینده جریان مقاومت در منطقه باشد.

دیدگاهتان را بنویسید