بروگینگز انستیتو یکی از مهمترین واحدهای فکری در غرب است.

📝بروکینگز انستیتو یکی از مهمترین واحدهای فکری در غرب است. همین واحد بود که عدم پیروزی سیاستهای غرب در سوریه را تکیه به اسلامگرایان سلفی و عدم محبوبیت انها در میان مردم جهان دانست و تشکیل «ارتش ملی سوریه» را با استفاده از نیروهای داخلی و خارجی و با ظاهری سکولار راه حل  دانست. و عجیب نبود که بعد از آن پنتاگون «سیرین دمکراتیک فورسز» و ترکیه «سیرین نشنال ارمی» را تشکیل دادند و پروژه‌ی رژیم‌چنج را در سوریه شکل دادند. دولت سوریه در انتها به دست اشغالگران سلفی افتاد که عملا هسته‌ی اصلی نیروهای مخالف اسد بودند. البته آمریکا کنترل چاه‌های نفت را از طریق کردهای روژاوا تثبیت کرد و ترکیه بخشهای مالی را برای خود برداشت.

در این گزارش تحقیقاتی بروکینگز تحت عنوان
«کدام مسیر به سوی پارس؟» حالا استراتژی رژیم‌چنج در ایران تشریح میشود و میبینیم که قدم‌به‌قدم اجرا شده است.

گزارش مسیر رژیم‌چنج را تشریح می‌کند:  استراتژی به زانو درآوردن ایران از گرسنگی یعنی گرسنگی دادن مردم ایران تا سر حد مرگ توسط ایالات متحده به وسیله تحریمهای فلج کننده‌ی اقتصادی، سپس تأمین مالی و تسلیحاتی تروریست‌ها برای نابودی سیستم سیاسی/اجتماعی کشور از داخل، و فریب مردم برای پذیرش حملات مکرر ایالات متحده و اسرائیل به آن از خارج از کشور است.

‌این مقاله به صراحت از استفاده از «تحریم‌های سخت» و تحریم‌های ثانویه علیه کشورهای طرف تجارت با ایران به عنوان بخشی از استراتژی موسوم به «اقناع» که برای ایجاد «درد واقعی در تهران» طراحی شده است، صحبت می‌کند. نکته مهم این است که این رویکرد بر این فرض استوار است که اگر مردم ایران «با نابودی اقتصادشان تهدید شوند، برای جلوگیری از آن هر کاری خواهند کرد».

‌گزارش سپس به تحلیل روش‌های «تحریک شورش» می‌پردازد و اذعان می‌کند که ایالات متحده می‌تواند از طریق «جنگ نامتعارف» و تروریسم با حمایت از گروه‌هایی مانند کردها برای اعمال فشار یا سرنگونی دولت فعلی، با ایران وارد تعامل شود. پس از این، پیشنهاد می‌کند که قبل از دنبال کردن گزینه نظامی، ممکن است نمایشی از «دیپلماسی» ضروری باشد. هدف، ایجاد حمایت بین‌المللی و داخلی با ایجاد این روایت است که ایران «توافق بسیار خوبی» را رد کرده است.

آنها در این مطالعه‌ی تحقیقاتی تشریح می‌کنند که برای ایجاد رضایت برای تغییر رژیم باید به مردم دروغ بگویند، هرچند گروه‌های مخالفی که از مورد حمایت غرب هستند محبوبیت داخلی ندارند و بدون حمایت مداوم ایالات متحده نمی‌توانند وجود داشته باشند.

‌ این سند همچنین تاکید می‌کند که تلاش‌ها برای ترویج رژیم‌چنج ممکن است «به عنوان تحریکات عمدی از سوی دولت ایالات متحده در نظر گرفته شده باشد تا ایرانیان را به واکنشی افراطی سوق دهد که در آن صورت ممکن است حمله آمریکا را توجیه کند.»

گزارش سیاست آمریکا در تجاوز نظامی را تشریح میکند: «حملات هوایی آمریکا علیه ایران، هدف این گزینه سیاسی، نابودی تأسیسات هسته‌ای کلیدی ایران خواهد بود، به این امید که انجام این کار، دستیابی ایران به توانایی بومی سلاح‌های هسته‌ای را به طور قابل توجهی به تأخیر بیندازد. با این حال، در این مورد، یک عنصر اضافه می‌تواند این باشد که ایالات متحده، اسرائیلی‌ها را در انجام حملات خود تشویق و شاید حتی به آنها کمک کند، به این امید که هم انتقادات بین‌المللی و هم انتقام ایران از ایالات متحده به سمت اسرائیل منحرف شود.»
چیزی که عینا انجام شد.

‌در سراسر این گزارش تحقیقی، بارها اذعان می‌شود که فریب افکار عمومی بین‌المللی برای ایجاد رضایت برای تغییر رژیم لازم است و گروه‌های مخالفی که آنها حمایت می‌کنند بدون حمایت مداوم ایالات متحده نه محبوب هستند و نه دوام می‌آورند.

سرمایه‌گذاران: مشابه دیگر تینک‌تنکها باید دقت کنید که‌ چه جریانی بودجه بروکینگز را تأمین و‌ روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند: شرکت‌های بزرگ نفتی، داروسازی، صنایع تسلیحاتی، شرکت‌های بزرگ فناوری و … – که روشن است «منافع» یا «آزادی» مردم ایران را در نظر ندارند.

نویسندگان: یکی از نویسندگان مطلب سوزان مالونی همسر «ری تکیه» از اعضای واحدهای اطلاعاتی/نظامی دولت امریکاست

دیگری کنث پولاک انالیست سازمان سیا.

نفر بعدی مارتین ایندایک سفیر سابق آمریکا در اسراییل است

نویسنده‌ی دیگر مایک اوهنلون انالیست در زمینه‌ی نظامی/دفاع است.

در نهایت فراموش نکنیم که مهندسی اعتراضات چیزی است که غرب در آن از دوران جنگ سرد تجربه کسب کرده است.

اکنون در آخرین مرحله ی این مهندسی استراتژیکی کثیف

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید