✍️ حجتالاسلام و المسلمین محسن قنبریان
در آستانه جنگ ۱۲روزه، نتانیاهو رهبر انقلاب اسلامی را در لیست ترور نهاد؛ اما ترامپ آن وقت حرفش این بود: «ما او را هدف قرار نمیدهیم، حداقل فعلاً!» (خرداد۱۴۰۴) تیرماه هم منّت نهاد که: «او را از مرگی (…) نجات دادم!» بعد از جنگ معلوم شد که نتوانستهاند، نه نخواستهاند! افشا شد با مقامات سیاسی و نظامی تماسهایی گرفته شده بود که ایشان را رها کنند و خود را نجات دهند؛ اما از هیچکس پاسخ مثبت نگرفتند! ۶ماه بعد، «ماجرای ربودن مادرو» با دسیسه در اطرافیان، نشان داد چه نحوه خیالاتی در سر دشمن میگذرد!(۱)
اما این بار ترامپ است که رسماً هدف را رهبری ایران قرار داده: «زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری تازه در ایران باشیم!» (دی۱۴۰۴) فارین پالیسی درباره نوع حمله احتمالی آمریکا به ایران نوشت: «تندروهای آمریکا و اسرائیل در رویای حمله «قطع سر» به سبک حزب الله هستند، حملهای که آیتالله علی خامنهای و رهبران ارشد نظام و سپاه پاسداران را از میان بردارد.» قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم توسط اتحادیه اروپا هم مجوّزی برای چنین اقدامی است! چنانچه فروردین ۹۸ دولت آمریکا اول سپاه را در لیست تروریسم قرار داد تا بعد ترامپ، فرمانده عزیز سپاه قدس را در دی ۹۸ ترور کند!
صریح بگویم: این لشکرکشی بیسابقه برای یکی از این دو معامله است: یا رهبر انقلاب اسلامی، از مطلق هستهای و قدرت موشکی (تهدید اصلی اسرائیل) دست بردارد؛ یا ملت ایران از ایشان و فرماندهانش! شعار این سالهای اغتشاشات هم جاده صاف کن این طرح بوده است. چیزی که تروریستها جار زدند، ممکن است این روزها با زبان دیپلماسی، ایراندوستی، واقعبینی و… بیان شود.
نقش آیتالله خامنهای در «اصالتِ» نظام اسلامی که معلوم است. این که چنین روشی برای تغییر رهبر -حتی اگر یک آیت الله یا سران سابق و حاضر را مثل ونزوئلا جایش بگذارند- فقط یک «رژیمِ آمریکایی» میسازد، بینیاز از توضیح است.
اما اینکه «بقای تمامیت ارضی ایران» هم در این شرایط بسته به «وجود ایشان» است، شاید نیازمند تبیین شود. ساختن دوگانه غلطِ انتخاب بینِ «ایران یا خامنه ای»، در صدای طبلِ جنگ و ارعاب از سوی دشمن بعید نیست!
تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد مشکل اصلی اسرائیل، «کشور بزرگ و مستقل ایران» است. کشوری که در تاریخش با وجود عدم تجاوز به هیچ کشور دیگر، در قرون اخیر «کانون دائمی جنبش ها و انقلاب های ضد استعماری» بوده و در همه آنها هم «رهبری با روحانیتِ انقلابی» بوده است. پس چاره استعمار نه حکومتهای دست نشانده بلکه فقط «تجزیه ایران» شده است. هر طرح و حرف دیگر، «پوشش» برای «گذار به تجزیه» است.
خامنهایِ عزیز باید بسیار به خود مباحات کند که امروز او نه فقط «تجسّم یک اسلام ضد آمریکایی-اسرائیلی» که «نماد تمامیت ارضی ایران» هم هست. اگر ترور ایشان در تیرماه ۶۰ -به تعبیر خودشان- مصداقِ «سر خُمّ مِیْ سلامت، شکند اگر سبویی» بود؛ تفدیه (فدا کردنِ) ایشان در شرایط جاری -خدای نکرده- مصداق «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» خواهد شد!
لذا غیر از مقامات سیاسی و نظامی بر تمامی آحاد ایرانیان لازم است در این شرایط ابوذروار(۲) بدون لکنت به این واقعیت شهادت دهند و یک بار دیگر حماسه اتحاد مقدس خود در جنگ ۱۲ روزه را به رخ کشند.
۱. از اینجا تدبیر ویژه رهبری در توافق و همدلی بی نظیر مسئولان بلند پایه در این دوره -با وجود برخی انتقادها- بیشتر فهمیده می شود.
۲. ابوذر از اولین اسلامآورندگانی است که در دوره دعوت پنهانی و تقیه مسلمین، سه روز پیاپی در مسجد الحرام کنار حلقه مشرکان و سخرهکنندگان رسول الله (ص) با صدای بلند شهادت به توحید و رسالت محمد (ص) داد. هر بار کتک خورد اما کوتاه نیامد.

