دولت آمریکا و مخصوصا شخص ترامپ و نزدیکانش در سال های اخیر سرمایه گذاریهای گسترده ای را در کشورهای منطقه غرب آسیا به ویژه شیخنشین های عرب حاشیه خلیج فارس انجام داده اند. بدون تردید اگر قرار باشد منافع ایران در نتیجه یک تجاوز جدید دولت آمریکا به خطر بیفتد، کل سرمایهگذاری های آمریکاییها در منطقه نیز زیر آتش ایران قرار می گیرد و نابود میشود. هضم این معادله برای کاخ سفید بسیار دشوار است.در روزهای اخیر و البته وضعیت کنونی، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و تریبونهای سیاسی و تبلیغاتی متحد وی، بر شدت تهدیدات خود علیه کشورمان با محوریت انجام یک حمله قریبالوقوع به ایران افزوده اند. به طور خاص ترامپ فرمان اعزام ناو آبراهام لینکلن به خلیج فارس و آب های مجاور با ایران را داده و البته که بر شدت تحرکات و جابجایی نیروهای آمریکایی در منطقه و پرواز هواپیماهای سوخترسان و آمادهسازی هوایی واشینگتن در غرب آسیا نیز افزوده شده است.
ترامپ هم با لحن تهدیدآمیز خود سعی داشته اینطور القا کند که حمله به ایران نزدیک است و تهران هیچ راهی جز پذیرش درخواست های زیادهخواهانه واشینگتن و تسلیم کامل در برابر آن ندارد. با این همه، ورای جهان تبلیغات و رسانه و نمایشِ رئیس جمهور آمریکا، واقعیت هایی نیز وجود دارند که ریسک هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه کشورمان را به شدت افزیش میدهند.موضوعی که به ویژه استراتژیست های غربی به خوبی از آن آگاه هستند و در مورد آن به رئیس جمهور آمریکا هشدار می دهند. به بیان ساده تر، بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که ایران توان رو کردن کارت هایی را دارد که انجام این اقدام می تواند صورت حسابهای مهلکی را روی دست دولت آمریکا قرار دهد و کل سرمایه سیاسی رئیس جمهور آمریکا و نظام حکمرانی این کشور را بر باد دهد. در این رابطه، توجه به 5 نکته مهم به نظر میرسد.
یک: کابوس حملات کوبنده ایران به پایگاه های آمریکا در منطقه
بر طبق گزارش های مختلف، آمریکا هزاران نیروی نظامی در پایگاه های مختلف خود در منطقه خاورمیانه دارد که همگی آن ها در تیررس موشک ها و پهپادها و به طور کلی توانمندی های نظامی و امنیتی ایران قرار دارد. در حقیقت، اگر خطایی از آمریکا علیه ایران سر بزند، هدف قرار دادن این پایگاه ها برای ایران به مراتب سادهتر از هدف قرار دادن فلسطین اشغالی است.
زیرا بسیاری از این پایگاه ها در نزدیکی مرزهای ایران قرار دارند و البته که تهران سالهاست خود را آماده این سناریو می کند و اشراف دقیقی به محل استقرار نیروهای آمریکایی در سطح منطقه دارد. در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه نیز دیدیم که ایران پایگاه العدید قطر که محل حضور نظامیان آمریکایی و چشم آمریکا در غرب آسیا بود را به طور مستقیم با موشک های خود هدف قرار داد و خسارت های سنگینی را به آن وارد کرد. پیشتر نیز ایران پایگاه عین الاسد در عراق را با موشک هایش شخم زده بود. از این رو، اگر قرار باشد آمریکا دست به ماجراجویی تازه ای علیه ایران بزند، هیچ بعید نیست که با یک پاسخ ویرانگر از سوی تهران در قالب حمله به پایگاههایش در خاورمیانه رو به رو شود. سناریویی که می تواند یک خسارت بزرگ برای ترامپ و کلیت نظام حکمرانی آمریکا باشد.
در این میان نباید از یاد برد که حضور ناوهای آمریکایی در منطقه نه یک تهدید علیه ایران بلکه تهدیدی قابل توجه علیه خودِ آمریکایی ها است. زیرا آن ها خوب می دانند که تهران با استفاده از قابلیت های پیشرفته موشکی و پهپادی خود می تواند به این ناوها خسارات جدی وارد کند و شکست عینی واشینگتن از ایران را پیش چشم جهانیان قرار دهد.دو: نوچههای آمریکا زیر آتش ایران
یکی از نکات قابل توجه در میان اخبار فراوان روزهای اخیر این بوده که گفته شده اسرائیل نیز برخلاف مواضع برخی مقامهایش، با حمله به ایران در وضعیت فعلی به شدت مخالفت دارد! این خبر عملا این نکته را فریاد میزند که حتی رژیم اشغالگر قدس نیز نمی خواهد با تبعات حمله آمریکا به ایران رو به رو شود. تهران به صراحت روشن کرده که نیابتی های آمریکا در منطقه به ویژه اسرائیل نیز در صورت تجاوز واشینگتن به ایران، زیر ضربه خواهند رفت.
این در حالی است که صهیونیست ها به قدری ضربات کوبنده از ایران در جریان جنگ 12 روزه دریافت کرده اند که خوب می دانند در جنگ بعدی، پاسخ ایران به مراتب فراتر از تصور آن ها خواهد بود و می تواند شرایط آخرالزمانی را برایشان فراهم سازد. از این رو، برخلاف عربدهکشی های رسانه ای خود، در پشت پرده برای عدم حمله به ایران رایزنی می کنند.سه: کابوس نابودی سرمایهگذاریهای هنگفت در منطقه
دولت آمریکا و مخصوصا شخص ترامپ و نزدیکانش در سال های اخیر سرمایهگذاریهای گسترده ای را در کشورهای منطقه غرب آسیا به ویژه شیخ نشین های عرب حاشیه خلیج فارس انجام داده اند. بدون تردید اگر قرار باشد منافع ایران در نتیجه یک تحاوز جدید دولت آمریکا به خطر بیفتد، کل سرمایه گذاری های آمریکاییها در منطقه نیز زیر آتش ایران قرار می گیرد و نابود می شود. تحقق این مساله حامل خسارت های هنگفتی برای دولت آمریکا و ترامپیست ها است. موضوعی که تحمل پیامدهای آن برای این طیف از بازیگران ممکن نیست.
چهار: هراس کشورهای منطقه از درگیری با ایران
در روزهای گذشته بارها و بارها منابع مختلف داخلی و بین المللی اعلام کرده اند که تهران به صراحت هشدار داده که هر کشوری که در زمینه تجاوز به خاک ایران با آمریکا همکاری کند و حریم هوایی و زمینی و دریایی و امکانات خود را در اختیار آن قرار دهد، شریک متجاوز است و هدف مستقیمِ حملات انتقام جویانه تهران خواهد بود.
این پیامی است که از پایتخت های عربی منطقه تا جمهوری آذربایجان و ترکیه و غیره، همه و همه آن را به خوبی دریافت کرده اند. اساسا به همین دلیل هم است که شاهد بوده ایم طبق گزارش های مختلف، این دسته از کشورها بیشترین رایزنی ها را با آمریکا انجام می دهند تا آن را از انجام ماجراجویی های احتمالی علیه ایران برحذر دارند.
پنج: وحشت از قفل شدن اقتصاد جهانی
جنگافروزی علیه ایران که یک قدرت مهم منطقه ای با موقعیتی راهبردی است، حامل تبعاتی تکاندهنده برای اقتصاد جهانی است. ایران جدای از اهرم های قدرت خود، متحدان مهمی در سطح منطقه غرب آسیا دارد که همگی آن ها در روزهای اخیر نسبت به ماجراجویی علیه تهران هشدار داده اند و تاکید کرده اند که حتما در حمایت از ایران و مقابله با تجاوز احتمالی آمریکا، وارد میدان خواهند شد. حال در این وضعیت، ایران و متحدانش با کمترین اقدامات خود در تنگه هرمز و تنگه باب المندب و البته ایجاد تنش در مسیر ترانزیت نفت از خاورمیانه، می توانند موجب افزایش سرسام قیمت نفت در بازارهای انرژی شوند.
ورای این ها، وقتی ناامنی در خاورمیانه فراگیر شود، حتی آمریکا و متحدانش هم توان کنترل آن را ندارند و خیلی زود با شوک های اقتصادی جدی رو به رو می شوند. آمریکا خوب می داند که روی زمین، ایران و جبهه مقاومت دست برتر را دارند. درست به همین دلیل است که اقدام علیه ایران یک اقدامِ به شدت ریسکی است. موضوعی که آمریکا حتی در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه نیز به نحوی محدود زیر بار آن رفت و البته که پاسخ سختی هم گرفت.

