سردرگمی حساب شده آمریکاو اسرائیل درباره سقوط تهران

سردرگمیِ حساب‌شده آمریکا و اسرائیل درباره سقوط تهران

تهدید هم‌زمانِ مداخله و خویشتن‌داری
اظهارات متناقض مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی درباره «تغییر رژیم» در ایران، بیش از آنکه نشانه سردرگمی باشد، بازتاب راهبردی چندلایه است. در یک لحظه از آمادگی برای دخالت مستقیم سخن گفته می‌شود و در لحظه‌ای دیگر، هدف صرفاً بازداشتن تهران از واکنش‌های عصبی عنوان می‌شود. تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد دولت‌ها هم‌زمان برای سناریوهای متضاد آماده می‌شوند.

از مادورو تا تهران؛ فشار کوتاه‌مدت یا فرسایش بلندمدت
پس از بازداشت نیکلاس مادورو، گمانه‌زنی‌ها درباره تکرار این الگو در ایران شدت گرفت. با این حال، محدودیت تمایل ترامپ به اعزام نیروی زمینی، گزینه «تضعیف تدریجی» را پررنگ‌تر می‌کند: افزایش بی‌ثباتی، تشدید شکاف در رأس قدرت و تسریع فروپاشی در بلندمدت، نه لزوماً سقوط فوری.

جنگ ذهنی، بازدارندگی و پرونده حزب‌الله
بخش مهمی از این مواضع متناقض، بخشی از جنگ روانی است؛ تلاشی برای متقاعد کردن تهران که اگر آغازگر حمله باشد، بهای سنگینی خواهد پرداخت. هم‌زمان، احتمال دارد تمرکز واقعی اسرائیل نه بر ایران، بلکه بر مهار حزب‌الله باشد. آماده‌بودن برای همه سناریوها، در نگاه تل‌آویو و واشنگتن، بهترین تضمین نتیجه مطلوب است.

دیدگاهتان را بنویسید