ایران باید از NPT خارج شود یا نه؟

آنچه ایران در عمل تجربه کرد، بیش از آنکه پاداش همکاری باشد، استمرار اتهام‌زنی، فشارهای سیاسی، تحریم‌های اقتصادی، حمله سایبری و در نهایت هدف حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت

بیش از نیم قرن است که ایران به معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پایبند مانده، اما دستاورد این پایبندی چه بوده است؟ نه امنیت بیشتری نصیب کشور شد و نه اقتصاد ایران از فشار تحریم‌ها رها گردید. در تمام این سال‌ها، ایران کوشید تعهداتش را در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رعایت کند، ولی نتیجه، چیزی جز تداوم فشارهای سیاسی، محدودیت‌های بانکی و نفتی و حتی حملات مستقیم به زیرساخت‌های هسته‌ای نبود.

این تناقض جدی، پرسشی کلیدی را پیش روی ما می‌گذارد: وقتی پیمانی که باید مانع از تهدید و تحریم شود، خود به ابزار فشار علیه ایران تبدیل گردد، آیا باقی ماندن در آن عقلانی و به‌صرفه است؟ یادداشت حاضر به پاسخ این پرسش در پرتو مسائل روز کشور خواهد پرداخت.

روایت پایبندی پرهزینه ایران به NPT
ایران در سال ۱۹۷۰، تنها یک سال پس از اجرایی شدن معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT )، به آن پیوست و از همان زمان خود را متعهد به مفاد این معاهده دانست. در دوره پیش از انقلاب، همکاری ایران با غرب در حوزه هسته‌ای بیشتر جنبه آموزشی و انتقال فناوری داشت، اما پس از انقلاب اسلامی، با وجود فشارها و محدودیت‌ها، ایران همچنان به عضویت در این معاهده وفادار ماند.

از دهه ۱990 به این سو، با گسترش فعالیت‌های هسته‌ای در داخل کشور، همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. ده‌ها گزارش رسمی آژانس تأیید کرده‌اند که ایران در مقاطع مختلف، به‌ویژه پس از توافق برجام، بیشترین همکاری‌ها را در زمینه بازرسی‌های سرزده، نصب دوربین‌های نظاراتی و ارائه گزارش‌های منظم نسبت به سایر کشورهای عضو داشته است.

با این حال، آنچه ایران در عمل تجربه کرد، بیش از آنکه پاداش همکاری باشد، استمرار اتهام‌زنی، فشارهای سیاسی، تحریم‌های اقتصادی، حمله سایبری و در نهایت هدف حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

این روایت تاریخی روشن می‌کند که عضویت در NPT برای ایران نه تنها امتیاز و امنیت به همراه نیاورده، بلکه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگینی را نیز تحمیل کرده است؛ هزینه‌هایی که در مقایسه با برخی کشورهای غیرعضو این معاهده چون رژیم صهیونیستی با داشتن حدود صد بمب اتم، قابل‌تأمل است.

هزینه‌های اقتصادی عضویت در NPT
یکی از اصلی‌ترین انتظارات ایران از عضویت در معاهده عدم اشاعه، بهره‌مندی از حقوق اقتصادی و فناورانه‌ای بود که که صراحتاً در ماده چهارم NPT به‌عنوان «حق غیرقابل انکار دولت‌ها در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای» تضمین شده است. با این وجود تحریم‌های نفتی و بانکی که به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای اعمال شد، درآمدهای اصلی کشور را هدف گرفت. این تحریم‌ها با کاهش صادرات نفت، محدودیت در دسترسی به ارزهای بین‌المللی و مسدود شدن مبادلات بانکی، عملاً امکان استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی را از بین برد. در کنار آن، محدودیت‌های فناورانه، ورود تجهیزات پیشرفته و همکاری‌های علمی را نیز مختل کرد؛ به‌طوری که بسیاری از پروژه‌های مشترک تحقیقاتی یا صنعتی در همان مراحل اولیه متوقف شدند.

از دست رفتن فرصت سرمایه‌گذاری خارجی نیز یکی دیگر از تبعات مستقیم این وضعیت بود. در حالی که کشورهای دیگر توانستند با جذب سرمایه و فناوری بین‌المللی زیرساخت‌های خود را متحول کنند، ایران به دلیل فضای پرریسک ناشی از تحریم‌های مرتبط با پرونده هسته‌ای، از چرخه سرمایه‌گذاری جهانی کنار گذاشته شد. به بیان ساده، میلیاردها دلار سرمایه و فناوری که می‌توانست در خدمت توسعه انرژی، صنعت و اشتغال قرار گیرد، هیچ‌گاه وارد کشور نشد.

همچنین باید به هزینه فرصت توسعه فناوری صلح‌آمیز اشاره کرد. ایران می‌توانست با تکیه بر توان بومی و همکاری‌های بین‌المللی در حوزه انرژی هسته‌ای، پزشکی هسته‌ای و فناوری‌های نوین جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، اما به دلیل محدودیت‌های تحمیلی، بسیاری از این ظرفیت‌ها بلااستفاده ماند.

برآیند این مسیر روشن است: ایران طی دهه‌ها حضور در NPT تنها هزینه داده و هیچ منفعت ملموسی را به دست نیاورده است؛ معاهده‌ای که قرار بود پل همکاری باشد، عملاً به زنجیری برای اقتصاد ایران تبدیل شد.

ناکامی NPT در تأمین امنیت و بازدارندگی
یکی از مهم‌ترین تصوراتی که در ذهن تصمیم‌گیران ایرانی با عضویت در معاهده عدم اشاعه گره خورده بود، تأمین نوعی امنیت نسبی و کاهش تهدیدات خارجی بود. منطق ساده‌ای هم پشت آن قرار داشت: کشوری که داوطلبانه محدودیت‌های هسته‌ای را می‌پذیرد و تحت شدیدترین نظارت‌های آژانس قرار می‌گیرد، طبیعتاً نباید در معرض تهدید یا حمله نظامی باشد. اما تجربه عملی خلاف این انتظار را ثابت کرد

سال‌ها همکاری در راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای ایران سرانجام با حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران در جنگ تحمیلی دوم همراه بود. این حمله نه‌تنها به زیرساخت‌های هسته‌ای کشور آسیب زد، بلکه این پیام را به‌طور عریان مخابره کرد که عضویت ایران در NPT هیچ‌گونه بازدارندگی واقعی ایجاد نکرده است. اگر معاهده‌ای که قرار بود چارچوبی برای ثبات و پرهیز از درگیری باشد نتواند جلوی بمباران مستقیم یک عضو متعهد را بگیرد، اساساً چه اعتباری برای امنیت‌آفرینی آن باقی می‌ماند؟

مقایسه با کشورهایی مثل هند و کره شمالی نیز معنا‌دار است. هند از ابتدا حاضر نشد محدودیت‌های NPT را بپذیرد و در نهایت با دستیابی به توان هسته‌ای، به کشوری تبدیل شد که حتی مخالفان سرسختش با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنند. کره شمالی نیز با خروج از معاهده و دنبال کردن مسیر مستقل هسته‌ای، اگرچه هزینه‌های اقتصادی و سیاسی‌ای پرداخت، اما در سطح امنیتی به بازدارندگی نسبی دست یافت؛ به‌گونه‌ای که حتی آمریکا بارها تأکید کرده گزینه نظامی علیه پیونگ‌یانگ بسیار پرخطر است.

با این وجود ایران در چارچوب NPT نه تنها از این نوع بازدارندگی بی‌بهره ماند، بلکه بارها مورد تهدید و حتی حمله نظامی مستقیم قرار گرفت. واقعیت این است که معاهده‌ای که قرار بود امنیت بیاورد، در عمل به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به فشارهای سیاسی و توجیه اقدامات خصمانه نظامی علیه ایران تبدیل شد. این ناکامی عمیق نشان می‌دهد که تعهد به NPT برای تأمین امنیت سیاسی نادرست بوده است.

خروج از NPT: فرصت‌ها و چالش‌ها
بحث خروج ایران از معاهده NPT فرصتها و چالش‌هایی را به همراه خواهد داشت. یکی از این فرصت‌ها افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در برابر قدرت‌های بزرگ است. بر این اساس کشورهای غربی متوجه خواهند شد که هرگونه اقدام سیاسی علیه ایران با واکنش متقابل همراه خواهد بود. از طرفی شفافیت بیش از حد ایران به‌جای اعتمادسازی، دست این کشورها را برای اعمال فشار بازتر کرده است. خروج از NPT می‌تواند ایران را وارد فضای «ابهام هسته‌ای» کند؛ جایی که دشمنان دیگر نمی‌توانند با قطعیت درباره ظرفیت‌ها و محدودیت‌های ایران سخن بگویند. چنین وضعیتی، به‌ویژه در محیط امنیتی پرتنش خاورمیانه، می‌تواند محاسبات رژیم صهیونیستی و آمریکا را دگرگون سازد و هزینه تصمیمات نظامی علیه ایران را به‌طور چشمگیری بالا ببرد.

با این حال، باید به چالش‌های احتمالی نیز توجه داشت. خروج ایران احتمالا واکنش غرب را به همراه خواهد داشت؛ اما پرسش کلیدی این است: آیا واقعاً «هزینه» خروج از NPT سنگین خواهد بود؟ ایران همین حالا هم در معرض شدیدترین تحریم‌های مالی، نفتی و تکنولوژیک قرار دارد و فضای اقتصادی کشور عملاً با حداکثر فشار غربی‌ها تعریف می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر موجی از فشارهای تازه شکل گیرد، بعید است تفاوت جدی با وضعیت کنونی ایجاد کند.

در نتیجه، خروج از NPT را باید در ترازوی فرصت و هزینه سنجید. اگر این خروج بتواند به بازدارندگی واقعی ایران به ویژه در بعد سیاسی بینجامد، ارزش آن از هزینه‌های پایین واکنش غرب بسیار بالاتر خواهد بود.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
ایران بیش از پنج دهه پایبندی کامل به معاهده NPT را نشان داده، اما نتیجه این پایبندی چه بوده است؟ تحریم‌های گسترده، فشارهای سیاسی مستمر و حتی حمله مستقیم به تأسیسات هسته‌ای کشور، نشان می‌دهد که عضویت در این معاهده نه امنیت واقعی ایجاد کرده و نه اقتصاد ایران را از محدودیت‌ها نجات داده است.

در شرایط کنونی نیز که تهدید سه کشور اروپایی – آلمان، انگلیس و فرانسه – برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، عملی شده است. خروج ایران از NPT می‌تواند به عنوان یک اقدام مقابله‌ای مطرح شود، چراکه با فعال‌سازی مکانیسم ماشه و قرارگیری ایران تحت فصل هفتم منشور ملل متحد، در واقعیت تمام امتیازات ادعایی این معاهده به واسطه بازگشت تحریمهای هسته‌ای علیه ایران از بین خواهد رفت.

بنابراین، خروج از NPT نه یک تصمیم احساسی بلکه واکنشی منطقی و ضروری است. این اقدام می‌تواند به ایران امکان دهد معادلات ژئوپلیتیکی و بازدارندگی خود را بازتعریف کند و دست طرف‌های متخاصم را از اعمال فشار یک‌طرفه کوتاه کند. وقتی ماشه مکانیسم ماشه چکانده می‌شود، پاسخ ایران باید رها کردن ضامن NPT باشد.

دیدگاهتان را بنویسید