در پایان این نکته را متذکر میشوم که نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت ولی فقیه که امتداد رسالت انبیاست و مشروعیت الهی دارد، به فضل الهی پشتوانه مردمی را داشته است و پابرهنگان و مستضعفین تمام توان خود را برای ایجاد و صیانت از انقلاب اسلامی انجام دادهاند. مردم مستضعف انتظار دارند، مسئولین شکر این نعمت را بجا آورند و همهی امکانات نظام را در خدمت برقراری عدالت در جامعه به کار گیرند.
از مهمترین اهداف انبیای الهی، بر قراری عدل و برابری در جامعه است. خداوند در قرآن کریم می فرماید:
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ( حدید-25)
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.
برقراری عدالت، آرزوی دیرینه همه ی بشریت است. بر اساس تعالیم قرآنی، پیگیری تحقق عدالت بر عهده انبیا گذاشته شده است تا با کتاب آسمانی و قوانین عادلانه موجب برقراری عدالت شوند.
یکی از معیارهای مهم تحقق عدالت، ایجاد توازن اقتصادی در جامعه است. نشانه آن این است که همه اقشار جامعه بهره مند از امکانات مادی باشند و شاهد محرومیت عده ای از اقشار جامعه و از آن طرف، ثروت های بی شمار برخی افراد نباشیم.
متاسفانه استثمار نیروی کار، انحصار، سوء استفاده از قدرت و روابط ناسالم سیاسی و اقتصادی موجب بروز نابرابری اجتماعی شده است. نمونه بارز آن، عدم مالکیت مسکن برای عده زیادی از آحاد جامعه و در مقابل دارا بودن دهها، صدها و هزاران ملک توسط برخی افراد است. عدۀ زیادی از مردم اجاره نشین هستند و در خانه های محقر اجاره ای زندگی می کنند. بخشی از جامعه نیز کاخ نشین و دارای املاک و زمین های فراوان هستند.
آرمان انقلاب اسلامی ایجاد عدالت در جامعه بوده و هست. تلاش های بسیاری نیز برای برقراری عدالت شدهاست. اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب بیان فرمودند، ما در زمینه عدالت خیلی عقبیم. در اینجا به یکی از دلایل مهم این عقب افتادگی اشاره می کنم و آن سلطه سرمایه داران بر عرصۀ اقتصاد کشور است. سرمایه دارانی که ثروتهای کلان دارند و با احتکار اموال، استثمار نیروی کار و سوء استفاده از قوانین و شرایط اقتصادی، روز به روز بر ثروت خود می افزایند.
فهم نادرست از قاعده تسلط، مشروعیتبخش سلطه سرمایهداران
حال برای تغییر وضعیت موجود چه باید کرد؟ برخیها میگویند دولت در حد دریافت مالیات و بازتوزیع آن می تواند ورود پیدا کند. هرگونه دخل و تصرف در اقتصاد جامعه را خلاف شرع می دانند و معتقدند مردم بر اموال خود مالکیت دارند و هیچ کس نمیتواند سلب مالکیت از فردی نموده یا محدودیتی در تصرف برای او ایجاد کند. آنها با استناد به قاعده تسلط، معتقد به این نظر هستند. این قاعده می گوید:
هر مالكي بر انواع تصرفها در اموال خويش مسلّط است و هيچ شخصـي يـا نهـادي نميتواند سلطنت وي را بر اموالش محدود نمايد.
برای اثبات قاعده تسلط، تعدادی از آیات و روایات ذکر شده است که مشهورترین آن حدیثی منتسب به پیامبر اکرم (ص)، به قرار زیر است:
«الناس مسلّطون علي اموالهم» (مجلسي، 1403، ج2 ،ص272)
البته برخی از محققین به صحت این روایت شک دارند. چون روایتی مرسل می باشد و برخی ها نیز قائل به اطلاق آن بر همه امورات نیستند.
واقعیت این است که هیچ کس در خصوص اموال معمولی مردم عادی و اینکه می توانند از اموال خود استفاده معقول و شرعی بکنند ندارد. شبهه در خصوص اموال مازاد سرمایه داران و اصحاب ثروت و قدرت است که سلطه آنها بر اموالی که دارند منجر به تسلط آنها در جامعه میشود! سلطه سرمایهداران حیات مادی و معنوی جامعه را میتواند به خطر بیندازد! مانور اشرافیت، تبذیر و گسترش فساد و تباهی، نتیجهی سلطهی سرمایه داران در جامعه است.
لذا نباید از این نکته غفلت کرد و دست سرمایهداران سلطه گر را به راحتی بازگذاشت.
اختیار سلطه در اختیار حاکمیت اسلامی باید باشد.
در ادبیات قرآن کریم مالکیت مطلق از آن خداست و سایر مالکیتها اعتباریاند. ضمن اینکه، سلطه در قرآن کریم، انحصار به پیامبران و فرستادگان خداوند دارد. طبق آیۀ 6 سوره حشر، خداوند پیامبران را مسلط بر همه معرفی کرده است.
…وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (حشر-6)
«…بلكه خداوند است كه پيامبران خود را بر هر كه خواهد مسلط مى سازد و خداوند بر هر كار تواناست».
ائمه اطهار(ع)، پس از پیامبر عهده دار تمام وظایف پیامبر هستند. در زمان غیبت عالمان و حاکمان عادل، از طرف خداوند ولایت دارند. طبق ادله قرآنی و روایی، ولی فقیه میتواند حکومت اسلامی تشکیل داده و مسئولیت و وظایف انبیا را پیگیری و اجرایی نماید.
حال سوال اینجاست به چه دلیل خداوند پیامبرانش را مسلط بر همه افراد قرار داده است؟ دلیل مهم آن بسط ید پیامبر در برقراری عدالت در جامعه است. وگرنه پیامبران هیچ گاه دنبال مالاندوزی و استفاده از زخارف دنیا و اشرافی گری و زورگویی به مردم نبودهاند. بلکه هدف آنها برقراری احکام الهی و ایجاد عدالت در جامعه بوده است..
حال سوال اینجاست وقتی تعارض بین هدف برقراری قسط و عدل در جامعه با سلطه سرمایه داران به وجود میآید، تکلیف حاکم اسلامی چیست؟ آیا او باید نظارهگرسلطه سرمایه داران باشد و یا اینکه وظیفه دارد با سلطهای که خداوند به او موهبت کرده و به امانت دارد، از سلطه سرمایه داران جلوگیری کند؟!
وقتی قرار باشد” الناس مسلّطون علی اموالهم” محور قانونگذاریها باشد، درست است اسم مردم برده شدهاست ولی واقعیت این است که بسیاری از مردم مالی ندارند که بر آن مسلط باشند! چه بسا اکثریت مردم، تحت سلطه و بهره کشی سرمایهداران قرار گرفتهاند! لذا معنای “الناس مسلّطون علی اموالهم” در عالم واقع، میشود سلطه سرمایه داران بر جهان!، میشود” الاغنیاء مسلّطون فی الارض و علی الناس”
این در حالی است که سلطه سرمایه داران بر جهان بر خلاف مصلحت بشر و در تضاد با نظام عدالت الهی است!
لذا خداوند به پیامبران این اختیار و سلطنت را داده است که بتوانند با قارونصفتان و فرعونیان مقابله کنند. حال این اعمال قدرت می تواند از طریق جنگ باشد یا اینکه فرمانبری اصحاب قدرت و ثروت از پیامبر بدون وقوع جنگ با پیامبر باشد!
مجاهدت مردم برای برقراری انقلاب اسلامی و انتظار از حاکمیت اسلامی
برای برقراری نظام اسلامی و حفظ آن، شهدای زیادی تقدیم شده است. مجاهدتها و رشادت های رزمندگان و ایثارهای گوناگون و همراهی مردم مستضعف عامل ایجاد و بقای نظام جمهوری اسلامی بوده است. دلیل این همه مجاهدت، مسلط نمودن ولی فقیه در جامعه و برپایی احکام اسلامی و برقراری عدالت بوده است. این همه جانفشانی برای این نبودهاست که کما فیالسابق سرمایه داران مسلط بر اموال، املاک و سرمایه های کشور باشند و حاکمیت، صیانتگر و حفاظتگر سلطه آنها بوده و مهر تایید بر تسلط آنها بزند! حق مستضعفین این نیست که از میان آنها هزاران نفر شهید و جانباز بشوند و دست آنها از امکانات مالی خالی بوده و مجاهدت آنها تضمین کنندهی ادامه سلطه سرمایه داران بر اکثر زمینها و رگ های حیات اقتصاد کشور باشد!
چگونه میتوان بر سلطه سرمایه داران پایان داد؟
یکی از مهمترین چالشهای نظام اسلامی و البته دلسوزان انقلاب ، سلطه سرمایه داران میباشد که موجب ایجاد شکاف اقتصادی در جامعه و بعضا اخلال در نظام اقتصادی کشور میشوند. پس باید با سیاستگذاریهای صحیح اقتصادی، وضع قوانین عادلانه و همچنین کنترل و نظارت مجدانه، از ادامه سلطه سرمایهداران جلوگیری کرد.
راهکارهای زیر برای شکستن سلطه سرمایهداران پیشنهاد میشود:
1) وضع ممنوعیت قانونی برای خرید املاک و زمین برای سرمایه داران و ممنوعیت توسعه املاک آنها؛ مگر با تبدیل املاک و با پرداخت مالیات
2) الزام به واگذاری املاک و زمین های مازاد و بیش از میزان نیاز سرمایهداران به مردم
3) حسابرسی موردی و دقیق هرکدام از سرمایهداران کلان و اینکه آیا از راههای مشروع کسب سرمایهداشتهاند، یا اینکه بر اثر سوء استفاده از شرایط اقتصادی و رانتهای اقتصادی و فساد بوده است. در این خصوص نباید حمل به صحت شود بلکه باید به صورت بدبینانه به انباشت ثروت سرمایهداران نگاه کرد. در صورتی که اثبات شود بر اثر سوء استفاده و راه های غیر مشروع، کسب ثروت حاصل شدهاست، نسبت به مصادره آن اموال اقدام شده و به ذی حقان و دولت مسترد شود.
ضرورت دارد این اقدام با وضع قوانینی دقیق و عادلانه، اجرایی گردد. مجریان پیگیر و دادگاههای ویژه نیز برای پیگیری این اهداف، اختصاص داده شود.
4) حذف خدمت رایگان حاکمیت بر سرمایه داران
به طور مثال، قطع یارانههای فوق العاده و اعطای تسهیلات بانکی به سرمایه داران، اخذ عوارض واقعی فعالیت اقتصادی سرمایهداران، اخذ هزینه های تامین امنیت از آنها، اخذ قیمت واقعی انرژی و خدمات دولتی از سرمایهدارن، تعطیلی یا وضع جریمه های سنگین بر فعالیتهای مخرب محیط زیست سرمایهداران، پایش عملکرد اقتصادی سرمایه داران کلان، تعرفه گذاری قیمتی و جلوگیری از سود کلان فعالیت ها، جلوگیری از خروج سرمایه سرمایه داران از کشور، از جمله پیشنهادات میباشد.
5) محدودسازی عرصههای فعالیت سرمایه داران به موارد مشخص و جلوگیری از ورود آنها به حوزه مشاغل کارگاههای خرد و ضربه به شغلها، حرفهها و کارگاههای کوچک و متوسط
6) تقویت بخش تعاونی و واگذار نمودن برخی عرصههای تولید، توزیع و خدمات برای حضور تعاونیها و ممنوعیت حضور سرمایهداران کلان در این عرصهها
به طور مثال میتوان مجوز راهاندازی فروشگاههای بزرگ را به تعاونیها اختصاص داد و از ورود سرمایهداران بخش خصوصی جلوگیری کرد.
7) برخورد شدید با اقدامات ضد امنیتی، اخلالگری اقتصادی، همکاری با بیگانگان و اقدامات ضد فرهنگی، خیانتهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی سرمایهداران و مصادره اموال آنان به عنوان بخشی از مجازات
در موارد متعددی، سرمایه داران کلان، پشت پرده و حامی وقوع فتنهها، اخلالگری و خیانت های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی بودهاند. لذا ضرورت دارد با این خائنین برخوردهای شدید و بازدارنده صورت پذیرد. مصادره اموال و املاک یهودیان بنی نضیر و… توسط پیامبر اکرم (ص) در پی خیانت آنان، از جمله راهکارهای پیامبر اکرم (ص) با اقدامات آنها به نفع حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی نظام اسلامی بوده است.
8) اخذ خمس، زکات و واجبات مالی از سرمایهداران توسط حاکمیت
9) برگشت زمینهای موات، سوء استفاده از حیازات مباحات و زمینهای ملاکین و خوانین سابق و کنونی به بیت المال و تقسیم بین مستضعفین
در ابتدای انقلاب اسلامی، با وضع یکسری مقررات و احکام، اقدامات خوبی برای مقابله با سلطه خوانین انجام شد ولی متاسفانه به صورت ناقص اجرا شد و برخی از خوانین پس از مرور زمان، توانستند املاک سنددار خود را بازپس بگیرند! لذا ضرورت دارد با وضع قوانین انقلابی، مانع بازگشت خوانین و البته ایجاد خوانین جدید شد.
در پایان این نکته را متذکر میشوم که نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت ولی فقیه که امتداد رسالت انبیاست و مشروعیت الهی دارد، به فضل الهی پشتوانه مردمی را داشته است و پابرهنگان و مستضعفین تمام توان خود را برای ایجاد و صیانت از انقلاب اسلامی انجام دادهاند. مردم مستضعف انتظار دارند، مسئولین شکر این نعمت را بجا آورند و همهی امکانات نظام را در خدمت برقراری عدالت در جامعه به کار گیرند. مشروعیت و قدرت تسلطی که به حاکم اسلامی موهبت شدهاست، باید در خدمت مستضعفان و مقابله با سلطه ی سرمایهداران استثمارگر و احتکارگر قرار گیرد. اگر اینکار انجام نشود، کفران نعمت و موجب ناامیدی مردم از نظام اسلامی- که پشتوانه اصلی نظامند- میشود. پس انتظار است نمایندگان مجلس، مسئولین دولتی و قضائی و نهادهای انقلابی به وظیفه خود بیشتر عمل کنند. البته حضور جوانان انقلابی عدالتخواه و ضد فساد میتواند به پیشبرد این امورات کمک کند. انشاءالله به فضل الهی و همت مسئولین و مردم انقلابی شاهد تغییرات سازنده و اعتلای انقلاب اسلامی باشیم.
روح اله عباسیان جزی