البته میتوان از منظری دیگر نیز به این ماجرا نگریست. علی کریمی که از پیش وارد بازی و ماجرای فرار از ایران شده بود و از پیش به عنوان لیدر اصلی اغتشاشات 1401 توسط سرویسهای جاسوسی دشمن انتخاب شده بود، خواهر خود را تبدیل به طعمهای ساخته بود که بلافاصله استفادههای لازم را ببرد. البته در اینجا شاید اشتباه محاسباتی سرویسهای جاسوسی دشمن که به رسانههای معاند خط دهی میکنند، نتوانست آن طور که باید موج رسانهای را علیه نظام بسازد. آنها انتظار داشتند که با اجرا شدن چکها، خواهر علی کریمی به سرعت به زندان افتاده و آنها از این اتفاق یک دروغ رسانهای دیگری را به هم ببافند و از آن به قلع و قمع کردن خانواده کریمی به خاطر مشارکت فعال علی کریمی در اغتشاشات 1401 بهره برداری کنند.
اما خواهر علی کریمی با درخواست خودش و موافقتهای قضایی لازم این خبر و روایت دست اول را از طریق رسانه ملی اعلام کرد. مؤید این سخن، کلماتی است که علی کریمی در اولین مصاحبه خود با رسانههای معاند مطرح کرده بود. کریمی در فرازی از این مصاحبه به صراحت درباره محدودیتهایی که برای خانوادهاش پیش خواهد آمد صحبت کرده بود. او هدف خود را از ورود به جریان این اغتشاشات، بازگرداندن امنیت و رها ساختن خانوادهاش عنوان کرده بود. سخنانی که انتظار داشتند این روزها از زبان رسانههای معاند پخش شود و بنزین بر آتش جدیدی بریزد که با طراحی قبلی از سوی دشمن قرار بود روشن شود.
کلاهبرداری علی کریمی از خواهرش نشان میدهد که جریان زن زندگی آزادی تنها چند کلمه پوچ و توخالی است که از سوی اتاق فکری طراحی شده است که بهجز بدبختی و بهرهگیری از زنان هیچ چیز دیگری را مدنظر ندارند. هیچ حیوانی برای رسیدن به منافع و مقاصد شخصی خودش، دست به قربانی کردن نزدیکترین افراد خانواده خود نمیزند. این رفتار علی کریمی جز خوی حیوانیت و وحشیگری او، هیچ منشاء دیگری ندارد. آیا امروز کسانی که مدعی زن زندگی آزادی هستند که بسیاری از آنها نیز از وضعیت مالی بسیار خوبی بهرهمند هستند، حاضرند که از این شکایت بگذرند و خواهر علی کریمی را رها کنند؟ آزادی برای زنان به قیمت نابود کردن یک زن، چطور میتواند برای زنان دیگر مفید باشد؟
کسانی در حقیقت پشت ماجرای اغتشاشات اخیر بودهاند که قربانی کردن زنان جوان برای محافل شیطانیشان امری رایج بوده است. خون دختران جوان زیادی در اغتشاشات اخیر توسط گروهکهای ترویستی منافقین و مرتبط با سرویسهای جاسوسی دشمن بر زمین ریخته شد. قطعاً این خونهای به زمین ریخته شده، توسط دستگاههای امنیتی و انتظامی درحال پیگیری است. شکی نیست که این کشته سازیها علاوه بر بعد رسانهای، بعد شیطانی سنگینی داشت.
البته این اتفاق تازگی ندارد. اینکه مهسا امینی قربانی فعالیتهای عرفان مرتضایی پسرخاله خود میشود. آنها در محفلی بزرگتر روزگاری مهسا امینی را به قربانگاه میبرند و با خوراندن دارویی مخصوص کاری میکنند که یک حمله قلبی ناگهانی در اثر یک فشار عصبی روی بدهد و از جسد دخترخاله، پیراهن عثمان علم کنند. حالا هم علی کریمی کمترین کاری که از دستش برای این محفل شیطانی بر میآمد را انجام داد و آن قربانی کردن خواهر خود بود. قربانی کردن خواهر بهخاطر یک نیت حیوانی و شوم. کاری که هیچ حیوانی حاضر نیست با خانواده خود انجام بدهد.