در دل همین روایت پاسخ به پرسش همیشگی نسل معاصر که چرا حجاب؟ اصلا چرا این مقوله پر چالش ترین مسائل غربیها بوده، نمایان میشود. روایتی برای شفاف سازی دست گذاشتن دیرینه غربیها بر روی پوشش بانوان.
روایتِ استعمار!
این را همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی میگوید: زنان آنان( مسلمانان) دارای حجاب محکم هستند، که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیلهای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد. وقتی زنها از حجاب خارج شوند، مردها و جوانان فریفته میشوند و فساد در خانوادهها رخنه میکند.
شاید بتوان گفت، بخش اعظمی از مسائل پیش روی غربیها برای به زیر سلطه درآوردن ایران در دوران مختلف، پوشش و بخصوص پوشش برتر آنان بود.
آن روزها بخیالشان بازار استعمارگری را گرم میدیدند. برنامه میریختند و با فشار حداکثری و پذیرش حداقلی اعمال نظر میکردند. برداشتن چادر و حجاب از سر بانوان یک تکه از پازلِ به زیر سلطه درآوردن ایران بود. سرانجام انتظار غربیها به سر رسید. انتظاری که بظاهر، برای حل مسئله ی مغفول ماندن ترقیِ جنس زن در جامعه بود.
در چنین روزهایی یعنی ۱۷ دی ۱۳۱۴ کشف حجاب بطور رسمی اعلام شد. اما دوام این عمل به ظاهر ترقی خواهانه بسته بود به فرهنگ و ارزشهای غنی چندین هزارساله که برسی تاریخچه حجاب در ایران باستان، خود گواهی بر این مطلب است. بقدری فرهنگ غنی دامن گیر زنان و دختران ایرانی شده بود که به خودشان اجازه نمیدادند تن به اجبار کشف حجاب رضاخانی دهند. اجباری که با به روی کار آمدن شاه بعدی، دوامش را از دست داد.
سالها بعد، خونِ همان ارزشها و فرهنگ غنی در رگهای مردم ایران جریان پیدا کرد و انقلاب اسلامی را رقم زد. جمهوریتای روی کار آمد با نام اسلام. کار به دست مسلمانان افتاد. حکومت، حکومت اسلامی شد و حجاب، مقوله ارزشمند آن گشت. این بار نوبت ما بود برای حفظ این میراث باستانی و ارزشی، همه کار کنیم.
روایتِ استعمار۲
۱۷ دی ماه، ۸۰ و اندی سال از همان نقشه خام کشف حجاب اجباری رضاخانی میگذرد. خام بود زیرا نمیدانستند اجبار برای به چالش کشاندن حجاب جواب گو نیست. اما این نقشه خام با در پیش گرفتن حرکات نرم، در مراحل پختگی بسر برد. حرکات استعمارگرانه اما با رویکردی جدید تر از قبل تا این بار خود مردم به سمت کشف حجاب حرکت کنند. فهمیدند نمیتوانند مستقیما و با آوردن استدلالهای پیشرفت، پوشش را از مردم ایران جدا کنند.
اما سوال اصلی این است که حکومت اسلامی برای حفظ آن حجاب باستانی چه کرد؟ از برگزاری تجمعهای دختران انقلاب و توزیع چند شاخه گل و شکلات و گیره روسری که بگذریم، میبینیم چقدر کارهای فرهنگیمان کم عمق و کم اثر بوده.
یکی از نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران با فرمان امام خمینی ره تشکیل شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. شورایی که بنا شد با ۲۵ دستگاه قانون گذار در حیطه عفاف و حجاب پرچم دار حفظ ارزشها در جامعه باشد.
اگر گذرتان به مصوبات جلسه۴۲۷ مورخ۸۴/۱۰/۱۳ شورایفرهنگ عمومی بیوفتد، با تورق وظایف تخصصی مصوب شده دستگاههای قانون گذار، کوهی از سوالات ذهنتان را درگیر میکند. سوالاتی در پی پاسخ برای چرایی اعمال نشدن و یا تاثیر حداقلی اعمال وظایف.
از ترویج الگوهای مناسب برای عفاف و حجاب و استفاده از ظرفیت سازمانهای فرهنگی غیر دولتی و خصوصی جهت ترویج عفاف و حجاب، تا نظارت فرهنگی بر اینترنت و جلوگیری از ورود و گسترش مظاهر تهاجم فرهنگی، و چندین مصوبات بظاهر خوب دیگر، همه از برنامههایی بود که به دستان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بایستی عملی میشد. اما آنچه که در کف خیابان و عرصه اجرا و تاثیرگذاری مشهود است متفاوت است با آنچه مصوب شده است.
یک مسئله دیگری که بحث حجاب درآن مغفول مانده، سینماها و محتوای تولید شده در فیلمهای سینماییاست. خالی از لطف نیست برگردیم به دهه ۷۰ و مروری کنیم بر تاکییدات شهید آوینی در حوزه سینما. اهمیتی که منجر به انتشار مقاله جذابیت در سینما از سوی ایشان شد. ایشان در این مقاله به خوبی تشریح میکنند: به آن اندازهای که سینما تاثیر میگذارد، تلوزیون این قابلیت را ندارد. این را میتوان مقدمه ای برای کم کاریمان در حوزه سینما برای عفاف و حجاب دانست. کم کاری که سازمان صدا و سیما عهده دار آن است.
طبق همان مصوبه، سازمان صدا و سیما به عنوان یکی از آن دستگاههای قانون گذار و اجرایی، وظیفه تدوین سیاستهای روشن و مشخص در مورد سبک زندگی و لباس در فیلمهای سینمایی و.. با محوریت عفاف و حجاب را دارد. اما اثرات تولیدی که هر ساله از حوزه سینمایی خارج میشود گویی هرگز آن مصوبات در کار نبوده و ما قانون گذاریای در این حوزه نداشتهایم.
و یا اگر گذرمان به سازمان تبلیغات اسلامی هم بیوفتد، ردپای طرحهای زیبای مطرح شده در جلسات، زیاد به چشممان میافتد. یک نمونه آن، تشکیل کارگروه جهاد تبیین که با هدف پی بردن به دغدغههای دختران بود. در این طرح با پویشی به نام حرف آورد که دو سال از اجرایی شدن آن میگذرد، آیا به دغدغههای دختران پی برده شد؟ یافتید دختران ما الگوی حجاب خود را از کجا تغذیه میکنند؟ یا طرح دیگری تقریبا همسو با همین هدف اما با عنوانی جذاب تر به اسم رفیقانه در کدام مرحله از اجرا سازی است؟ چقدر قدرت تاثیر گذاری بالایی داشته؟ شاید دیگر نباید برای این فرهنگ سازیهای به اصطلاح صورتی برنامه ریزیها جدی کرد.
روایتِ استعمار۳
در قضایای اخیر خود زنها درمقابل فراخوان کشف حجاب ایستادند و در دهان آنها زدند. این جمله رهبر معظم انقلاب در ۱۴ دی ۱۴۰۱ گویای این است که آن فرهنگ غنی چندین هزارساله، همچنان پابرجاست؛ اما شاید برای نهادینه کردن حجاب و ارزش آن در تمامی اذهان، و برای حفظ سد، مقابل استعمار غربیها راه سومی نیاز باشد. راهی جدا از فرهنگسازیهای بربادرفته و اعمال قانون و کارهای سلبی که آخرین گزینه برای ضمانت اجرا باید قرار بگیرد. شاید باید از اعمال تغییر در طرحها و فراخانهای بدون محتوا و خروجی آغاز کرد.
به این هم باید توجه کرد که چه کاری و چه زمانی، چه قشرهایی از مردم را بسوی خود جذب میکند؟ شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در پی راه حلی حد وسطِ فرهنگسازیهای صورتی و قانونگذاری و اجبار باشد. این راه سوم شاید بتوان گفت همان کاری است که دشمن در حال پی ریزی است. یعنی همان حرکات نرم و حرکت اذهان، همان جنگ نرمی که میخواهد بدون کمترین فشار و اجبار مردم را با خود همراه کند. کاری که در نقطه مقابل آن ۲۵ نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی سکان دار آن هستند و باید در مرحله اول خنثی کننده آن اقدامات و در مرحله دوم سبقت و پیشی گرفتن از دشمن باشند. اینکار باید هوشمندانه و حساب شده باشد.
همانگونه که مقام معظم رهبری اشاره میکنند: حجاب بی تردید یک ضرورت شرعی و خدشه ناپذیر است اما این ضرورت خدشه ناپذیر نباید موجب شود کسانی که بهصورت کامل حجاب را رعایت نمیکنند به بیدینی یا ضد انقلابی متهم شوند. ۱۴۰۱/۱۰/۱۴