رئیس جمهور چین در روز چهارشنبه هفته گذشته به عربستان سعودی سفر کرد. این سفر تا روز جمعه ادامه داشت. از آخرین باری که «شی جین پینگ» به عربستان سفر کرده بود، شش سال (۲۰۱۶) میگذرد. شی در این سفر علاوه بر دیدار با مقامات عالی عربستان، درنشست مشترک چین با سران کشورهای عربی به میزبانی ریاض نیز شرکت کرد.
به گزارش رجانیوز؛ این سفر در حالی انجام میشود که بایدن در سفر گذشتهی خود به عربستان ضمن استقبال سرد از سوی بن سلمان، با رد درخواست خود مبنی بر افزایش تولید نفت عربستان مواجه شد و با دست خالی به واشنگتن برگشت.
رجانیوز در پیرامون سفر رئیس جمهور چین به عربستان سعودی و مبحث «گذار از نظم بینالملل» گفتگویی با ابوالفضل بازرگان کارشناس روابط بینالملل انجام داده است که به شرح زیر است:

تحلیل شما از علت سفر شی جین پینگ به ریاض چیست؟
رهبر معظم انقلاب در سخنانشان بر مبحث «گذار در نظم بینالمللی» تاکید زیادی داشتند. بارزترین مصداق عینی این موضوع نیز سفر رئیس جمهور چین به عربستان و مقایسه آن با سفر جو بایدن به این کشور است. عربستان سعودی تمام ماهیت وجودی خود را از ایالات متحده در ۷۰ ساله گذشته داشته است. همچنین نوع استقبال ریاض از این دو رئیس جمهور نیز نمونه بارز دیگر مبحث اشاره شده است.
عربستان به عنوان یک بازیگر دانسته که دیگر آمریکا کدخدای نظام بینالملل نیست و باید با ابرقدرت های جدید برای منافع ملی خود همکاری داشته باشد. این رفتار عربستان تنها به پکن خلاصه نمیشود و با روسیه نیز همکاریهای خود را افزایش داده است. در سفر اخیر رئیس جمهور ایالات متحده به ریاض، بایدن خواهش کرد تا عربستان تولید نفت خود را بدلیل بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، افزایش دهد اما عربستان در اوپک پلاس در همکاری با مسکو تصمیم گرفت تا تولید خود را تا دو میلیون بشکه نفت کاهش دهد. همچنین عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی از تحریم های علیه روسیه نیز حمایت نکردند.
بنابراین در خصوص این سفر باید گفت که در واقع اتفاق جدیدی در روابط بینالملل رخ ندادهاست.عربستان سعودی با چین، خیلی گذشتهتر از روابط جمهوری اسلامی با چین، روابط بسیار خوبی داشت. سالها قبل از ایران، چین شریک اول تجاری و ایالات متحده در جایگاه بعدی برای ریاض بوده است. همچنین عربستان در گذشته توافقی با چین برای ساخت های موشکهای بالستیک انجام داد. حتی عربستان متعهد شد تا فروش نفت خود را با یوان چین بجای دلار انجام دهد. همهی این موارد نشان میدهد که عربستان سعودی قبل از ایران مبحث گذار از نظم بینالمللی را درک کرده است. همانطور که اشاره شد سفر بایدن به ریاض در واکنش به نزدیکی عربستان به چین است. در واقع سفرشی جین پینگ شدت روابط چین و عربستان سعودی را نمایان کرده است.
در طرف مقابل نیز چین از این رابطه استقبال میکند. بیشترین واردات نفت و انرژی چین از عربستان است. چین بطور کلی یک ابرقدرتی است که بر خلاف روسیه از تمام امکانات و منافع بینالمللی برای رشد خود استفاده میکند. چین بدنبال ائتلاف محکم و دوست و دشمن سازی نیست بلکه بدنبال آن است جای خالی آمریکا را بطور جدی در منطقه پر کند. بنابراین با این سفر هیچ اتفاق خارق العاده رخ نداده است.
عربستان نیز علاقهمند است که عضو بریکس پلاس شود و خودش را بیش از بیش به چین نزدیک کند. این موضوع تنها به عربستان خلاصه نمی شود و کشورهای عربی دیگر نظیر عراق و امارات متحده عربی روابط خود را با چین گسترش دادند. حتی چین در امارات در حال ساخت پایگاه نظامی است.
موضع جمهوری اسلامی در قبال این اتفاقات چگونه ارزیابی میکنید؟
ما موضوع گذار از نظم بینالمللی را متاسفانه دیر درک کردیم. برای مثال در زمان دولت روحانی، ما سفر مشابهی با هیئت بلند پایه از طرف چین به تهران داشتیم. در این سفر آنقدر رفتار سردی از طرف دولت دوازدهم با آنها شد که سفر سه روزه را به یک روز خلاصه کردند و شی جین پینگ با هیئت همراه به پکن برگشت. بسیاری توافقات و پیشنهاداتی که چینیها آورده بودند را دولت وقت قبول نکرد. چون آن زمان برجام امضا شده بود و نگاه دولت به غرب و توتال و پژو و … بود و این یک فرصت مهمی بود که ایران ازدست داد.
اما هنوز هم علی رغم فرمایشات رهبری معظم از نظم جدید، منطق گذار از این نظم بینالمللی را بطور کامل درک نکردیم. من باور ندارم که در حوزه سیاست خارجی آنچه که انتظار میرفت در این دوره گذار رفتار کرده باشیم. بلا تکلیفی برجام که خودم نیز منتقد برجام هستم، باعث شد تا دستگاه دیپلماسی کشور را از مباحث دیگر دور کند. همچنین دولت جدید نگاه به شرق، نگاه به همسایگی دارد اما فعالیتی که بخواهد در عمل انجام داده باشد در مقایسه با کشورهای دیگر از جمله عربستان سعودی و امارات و ترکیه نبوده است. ما در رقابت هستیم و متاسفانه تا حدودی در حال فرصت سوزی هستیم.
زمانی که از رابطه چین و عربستان مطلع هستیم، باید روابط خود با عربستان را مدیریت و کنترل کنیم. اگر رقابت با عربستان را کنترل نکنیم، نمیتوانیم از چین انتظار داشته باشیم که از ریاض دوری کند و به سمت ما بیاید. چرا که در هر زمان و هر مکان، پکن منافع ملی خود را دنبال میکند.
برای مثال در شورای همکاری خلیج فارس، بیانیهای ضدایرانی صادر کردند اما همزمان عربستان اعلام کرد خواهان روابط با جمهوری اسلامی است. بنابراین این فضای ده سال پیش نیست که بن سلمان اعلام کرده بود که جنگ را به داخل ایران می کشاند؛ چونکه خود او هشت سال است که در جنگ یمن گیر کرده و شکست خورده است. بنابراین باید از گفتگوهای بغداد استفاده کنیم و روابط خود با عربستان را کنترل و مدیریت کنیم.
روابط ما با عربستان باید به مانند روابط ما ترکیه باشد. ما روابط دوستانهای با آنکارا نداریم. اما بالاخره روابط کنترل شدهای داریم. در یک حوزههایی همکاری و در یک حوزهای رقابت میکنیم.
بنابراین وقتی بحث گذار نظم بینالمللی مطرح میشود بعضی ها به اشتباه فهم جنگ سرد را تداعی میکنند. فرصت بحران اوکراین و نزدیکی ما به روسیه علی رغم تایید آن، تک بعدی نگاه کردن به آن باعث می شود که فرصتهای دیگر را ازدست بدهیم. بنابراین تمرکز زیاد ما در نظم جدید به روسیه در کنار اینکه منافع زیادی را برای ما به ارمغان میآورد، از طرفی دیگر ما را آسیب پذیر می کند و در آینده سرنوشت جنگ اوکراین بر ما تاثیر خواهد گذاشت.
جمهوری اسلامی سند همکاری ۲۵ ساله با چین نوشت اما آن فعالیتی که انتظار میرفت برای بهرهبرداری اقتصادی از آن به قدر کافی نبودهاست. برای مثال سفرهایی که دکتر رئیسی به درستی در منطقه و روسیه داشتند، باید همین سفرها به چین نیز داشتنهباشند. چراکه آیندهی قطب اقتصادی جهان در اختیار چین است.
البته نکتهای که باید یادآور شد در پاسخ به انتقاد بعضیهاکه در خصوص سند همکاری ۲۵ ساله جمهوری اسلامی با چین داشتند. اگر چین بد است چرا الان عربستان و سایر کشورهای عربی تمام تلاش خود را میکنند را به چین نزدیکتر شوند؟!
بنابراین گذار قطعی است و در افول ایالات متحده آمریکا نیز شکی نیست. فرصتهای نظم جدید برای ما قطعی است، اما فرصتها را باید بدست آورد. اگر نتوان به آن دست پیدا کرد، رقیب به آن می رسد و بعد از آن، فرصت تبدیل به تهدید خواهد شد.
آیا عربستان سعودی در حال دوری از ایالات متحده است؟
عربستان با نزدیکی به چین و روسیه در حال امتیازگیری از آمریکاست. یک امتیاز امنیتی و نظامی و دیگر امتیازات حقوق بشری. در روزهای گذشته دیدیم که بن سلمان در پروندهی قتل «جمال قاشقچی» مصونیت گرفت.
چین نیز به ایران نیاز دارد؟
بله. چین به ایران نیاز دارد. چین به ایران به عنوان یک بازیگر ثبات ساز و امنیت ساز نگاه می کند. چین برای امنیت افغانستان به ما نیاز دارد. قدرت خودساخته نظامی جمهوری اسلامی در منطقه حرف اول و آخر را میزند و به مانند روسیهای که به ایران نیاز دارد و از ما سلاح خریداری میکند. بنابراین چین نیز اگر در آینده در تایوان با آمریکا به مشکل بربخورد، در منطقه به عنوان یک بازیگری قوی و مستقل نیاز پیدا میکند و آن هم ایران است، نه عربستانی که سلاح خود را وارد میکند. همچنین ایران بازیگری است که نیروهای نیابتی قوی در منطقه دارد و در افغانستان و لبنان و سوریه و یمن نفوز زیادی دارد. این رابطه دو طرفه است.
از طرفی دیگر نیز راه نفس ما چین است. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است. در مجامع بینالمللی و سازمان ملل همراه با فدراسیون روسیه به نفع ما عمل کند. بنابراین این حاشیهها تاثیری بر روابط ایران و چین نخواهد گذاشت.