نقد عملکرد رسانه‌ها؛ از درگذشت مهسا امینی تا زندان اوین

سپهر خلجی ـ استادیار دانشگاه و دارای مدرک دکتری علوم ارتباطات ـ در گفت‌وگویی با ایسنا درباره‌ی نقد عملکر رسانه‌ها در حوادث اخیر، اظهار کرد: تصور من طبق مشاهدات و رصدی که در طول یک ماه گذشته در این حوادث داشتم این است که به نظر می‌رسد صحنه‌ی رخدادهایی که ما با آن مواجه هستیم، عمیقاً یک رویداد «رسانه پایه» و با محوریت روایت تصویر و با هدف ضربه به ادراک عمومی جامعه‌ی ایرانی است و در این شرایط سازمان شناختی مخاطبان ایرانی نشانه گرفته شده است. درباره‌ی علت اینکه چرا این رخداد «رسانه پایه» است، چرا محوریت بر اساس روایت تصویر است و چرا هدف آن ضربه به ادراک عمومی است، باید گفت وقتی صحنه را مشاهده می‌کنیم، یک بمباران خبری در حال اجراست که پیام‌های آن بسیار متنوع اما در عین حال هدفمند است و به صورت اخبار انبوه، پرتکرار و بی‌وقفه و البته در بستری از نارسایی‌های اجتماعی در حال پمپاژ به سمت افکار عمومی جامعه ایرانی است. بنابراین ما با زمینه‌های منفی و هیجان‌آور و تحریک‌کننده که عموماً متناقض و تلفیقی از اخبار جعلی و واقعی است مواجهیم که شرایطی را به وجود می‌آورد که اذهان عمومی دچار یک گیجی و استیصال در مقاومت و قدرت تشخیص شرایط می‌شود و لذا قدرت بازیابی و ارزیابی خود را از دست می دهد.

رخداد حوادث اخیر «رسانه‌پایه» است

این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه رخداد حوادث اخیر رسانه پایه است، گفت: این رخداد در عین اینکه رسانه پایه است اما برخوردار از سویه‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و حتی جنسیتی است. جبهه معارض ما که در برابر جمهوری اسلامی صف‌بندی کرده است، شریان حیاتی رسانه را به عنوان بستری برای دمیدن در آتش آشوب‌گری در نظر گرفته که کاملاً روشن است.

عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت با اشاره به نمونه‌هایی از جمله اظهارت اخیر وندی شرمن، قائم مقام وزارت خارجه آمریکا، یادآور شد: اگر اظهارات ایشان را ببینید متوجه می‌شوید که با صراحت اعلام می‌کند ما از شرکت‌های فناوری آمریکا خواسته‌ایم که مجوز خدمات ارتباطی برای مردم ایران را تسهیل کند به عبارتی می‌گوید می‌خواهیم به اغتشاشگران تسهیلات ارتباطی برسانیم. و یا اظهارات رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در امور ایران را نگاه کنید. هفته پیش عنوان کرد که ایالت متحده برای فراهم کردن ابزار ارتباطی برای جامعه‌ی ایرانی تعهد دارد. یا مثلاً نامه ی ۲۰ نفر از اعضای دموکرات و جمهوری خواه نمایندگان مجلس آمریکا را ببینید که از وزارت خزانه داری رسماً می‌خواهند که شما اطمینان حاصل کنید که مردم ایران به فناوری وسایل ارتباطی مورد نیاز دسترسی پیدا می‌کنند. بنابراین صحنه کاملاً روشن است و رویداد اخیر در عین برخورداری از سویه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی اما کاملاً در بستر رسانه و در چارچوب ارتباطات در حال اجراست.

برای رسانه‌های ما در حوادث اخیر چه اتفاقی افتاد؟

این پژوهشگر حوزه ارتباطات در نقد عملکرد رسانه‌های داخلی در حوادث اخیر گفت: آن چیزی که در آن سوی میدان مورد توجه قرار می‌گیرد رسانه است اما در این سو ما دچار یک به هم ریختگی رسانه‌ای هستیم. در شرایطی که ما با سرعت انتقال پیام و سرعت تحولات با اتکاء به عملیات رسانه‌ای در سمت جبهه معارض مواجهیم و جبهه معارض با تمرکز بر رسانه، دشمنی خود را تیزتر کرده است، اما در این طرف ما با تأخیر در روایت به موقع، ناتوانی در تشخیص دقیق آسیب‌ها، کُندی در انتقال پیام و بی‌توجهی به متقاعدکنندگی پیام و آماده نبودن بسترهای رسانه‌ای برای عملیات پرحجم و استفاده از شیوه‌های رسانه‌ای ناکارآمد مواجه هستیم. علاوه بر آن هرج و مرج در موضع‌گیری رسانه‌ای مدیران و از طرف دیگر ولنگاری در موضع‌گیری رسانه‌ای افراد غیرمسئول که شامل افراد چهره و غیره چهره می‌شود نیز وجود دارد. ما اگر نتوانیم این وضعیت را اصلاح کنیم دشمن از افکار عمومی ما قربانی می‌گیرد و این یکی از مهم‌ترین اتفاقات تلخی است که در حال رخ دادن است.

خلجی با اشاره به اینکه بهم ریختگی میدانِ رسانه شامل همه‌ی رسانه‌ها می‌شود، یادآور شد: اولویت‌دارترین و فوری‌ترین تصمیمی که می‌گیریم باید ساماندهی وضعیت رسانه‌ای کشور باشد؛ البته میزان بهم ریختگی‌ها نوسان دارد، برخی خوب عمل می‌کنند و در برخی موارد اینگونه نیست. جایی که نباید حرفی بزنند حرف می‌زنند و جایی که نباید موضعی بگیرند، می‌گیرند و جایی که اطلاعات نباید بدهند، می‌دهند و خود آن اطلاعات دچار حاشیه جدید می‌شود و با سایر اطلاعات بعضاً در تناقض قرار می‌گیرد. اگر ما به این درک برسیم که صحنه‌ی پیش روی ما یک صحنه‌ی رسانه پایه است، بنابراین اولویت‌دارترین و فوری‌ترین تصمیمی که می‌گیریم باید ساماندهی وضعیت رسانه‌ای کشور باشد.

عضو شورایعالی ایرنا معتقد است: جامعه‌ی ایرانی بیش از هر زمان دیگر آن تکیه‌گاه محکم خود را در حوزه رسانه دچار اختلال می‌بیند، رسانه‌ای که باید تبیین کننده و امیدآفرین باشد، روشن کننده مسیر درست و نادرست باشد متاسفانه دچار اختلال جدی است. با وجود اینکه رسانه‌های جبهه مقابل بر مبنای جعل خبر و با دروغ های بزرگ و پرتکرار اهداف خود را دنبال می‌کنند، اما رسانه ما نمی‌تواند با عملیات رسانه‌ای هوشمندانه دروغ‌های آنان را با روایت صحیح و به موقع خنثی کنند.

عواقب از دست دادن فرصت روایت اول

خلجی درباره‌ی عملکرد صداوسیما در حوادث اخیر نیز اظهار کرد: در ارتباط با صدا و سیما، اول باید دید در حوادث اخیر، برای روایت اول گامی برداشتند یا برنداشتند و یا با محدودیت‌هایی مواجه شدند و یا اطلاعات لازم در اختیارشان قرار نگرفت. بنابراین دلایلی ندارم که الان رسانه ملی را قضاوت کنم اما آن چیزی که به هر حال به هر دلیلی اتفاق افتاد، منجر به این شد که ما در حوادث اخیر که شروع آن از یک ماه پیش و با فوت تلخ خانم مهسا امینی شروع شد، فرصت روایت اول و روایت شفاف از این قضیه را به مدت دو سه روز از دست دادیم و طبیعی است اگر در رویدادی روایت اول را که می‌توان با اتکاء به اسناد روشن صحنه را شفاف کرد از دست بدهیم، هر روایتی که بعد از آن تولید کنیم، روایت اول نخواهد بود؛ چراکه رسانه مقابل، چندگام از شما جلوتر خواهد بود و با روایت خود حاشیه‌ها را تثبیت کرده و شما باید به دنبال پاسخگویی به شبهات آن حواشی باشید.

در حادثه زندان اوین تا حد زیادی اطلاع رسانی و روشنگری سرعت گرفت

وی در تبیین ضرورت انتشار روایت اول در رویدادها با اشاره به آتش سوزی اخیر زندان اوین، یادآور شد: در این حادثه تا حد زیادی اطلاع‌رسانی سرعت گرفت و به ابعاد ماجرا پرداخته شد، بنابراین وقتی رسانه روشن‌گری می‌کند زمینه برای میدان‌داری رسانه رقیب محدود می‌شود. اما در قضیه فوت خانم مهسا امینی ما با مشکل مواجه شدیم. به عنوان مثال فیلم‌هایی که از ایشان بعد از ۱۰ یا ۲۰ روز منتشر شد، می‌توانست خیلی زودتر منتشر شود و متاسفانه با تأخیر زیاد منتشر شد. بنابراین خیلی کُند روایت کردیم. اتفاقی رخ داد و بعد از آن همه ماجرا بر مبنای این حادثه از سوی رسانه معاند روایت شد.

در حوزه رسانه با ولنگاری روبه‌رو هستیم

خلجی در پایان در نقد عملکرد رسانه‌ها در حوادث اخیر اظهار کرد: ما در حال حاضر در حوزه رسانه با ولنگاری روبه رو هستیم. هیچ جای دنیا حتی در آمریکا این میزان فضای رسانه بی در و پیکر نیست. حدود دو سه ماه پیش در یکی از ایالت‌های آمریکا به یکی از مدرس حمله مسلحانه‌ای صورت گرفت و نزدیک به ۲۰ نفر از دانش‌آموزان و مربیان مدرسه کشته شدند اما شما هیچ تصویری از اجساد کشته شدگان ندیدید. آنها در کشور خودشان یک قانون و چهارچوب جدی دارند و تصویری که عواطف عمومی را جریحه دار کند، اجازه انتشار نمی‌یابد. تصویری که چهره پلیس آمریکا را تضعیف کند اجازه انتشار داده نمی‌شود و با آن به شدت برخورد می‌کنند. در آن حادثه شما فکر می‌کنید کسی موبایل نداشت که دو فریم عکس یا فیلم بگیرد؟ چرا موبایل داشتند حتی ممکن بود عکس هم گرفته باشند اما کسی جرات نمی‌کرد آن را منتشر کند، چون اگر منتشر می‌کردند حتماً با آن برخورد قانونی صورت می گرفت. اما ما در اینجا دچار ولنگاری هستیم. حجم تصاویری که در این مدت منتشر شد از هر چه که بگویی را شامل می شد. بنابراین ما دچار یک ولنگاری هستیم و لازم است دستگاه های مسئول برای این داستان تدبیر جدی کنند که به این شکل عرصه رسانه اینقدر رها نباشد. برخی چهره‌ها و به اصطلاح سبریتی ها هم در این میان بدون روشن شدن ابعاد ماجرا نقش تحریک‌کننده ایفا کردند و بر آتش این غائله دمیدند که باید مورد مواخذه قرار بگیرند.

سپهر خلجی یادآور شد: فوری‌ترین و با اولویت‌ترین کار باید یافتن راهکارهایی برای صیانت از افکار عمومی در این جنگ رسانه‌ای و تبلیغاتی باشد. اگر ما از همه این اتفاقات تلخ، عبرت و بهره‌ بگیریم برای اینکه بتوانیم نقیصه‌ای را برطرف کنیم، این است که در این جنگ بی‌سابقه رسانه‌ای بتوانیم از افکار عمومی جامعه خود پشتیبانی و دفاع کنیم و بتوانیم یک بازدارندگی ایجاد کنیم. اگر بتوانیم این را محقق کنیم حتماً یک قدم جلو رفته‌ایم.

دیدگاهتان را بنویسید