موضعگیری اخیر ترامپ مبنی بر توقف مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی، آن هم در شرایطی که به گفته مقامهای کشورمان اکنون هیچ مذاکره ای با طرف آمریکایی در جریان نیست، تنها یک پیام را به ذهن متبادر می کند: آمریکا در میدان جنگافروزی نظامی علیه ایران شکست خورده و اکنون در حال بازی و جنگ روانی با مهره مذاکره است. حوزه ای که تنها راه فرار کاخ سفید از باتلاق جنگِ ایران و تبعات وخیم آن است.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیرا در موضعگیری که منابع رسانه ای و رسمی در آمریکا هم آن را مورد اشاره قرار دادهاند، از توقف مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی سخن گفته است. این در حالی است که مقام های کشورمان گفته اند اساسا در برهه زمانی کنونی مذاکرهای با طرف آمریکایی در جریان نیست که رئیس جمهور آمریکا فرمانِ لغو آن را بدهد. آنچه اکنون در جریان است، مذاکراتِ ایران و عمان با محوریت تنگه هرمز و ایجاد سازوکارهای جدید حکمرانی در این تنگه است. نکته جالبتر اینکه برخی منابع آگاه در کشورمان به تازگی گفته اند دولت آمریکا با واسطه هایی نظیر دولت قطر، همچنان برای ایران پیام می فرستد و روند پیامرسانی کاخ سفید به ایران، برخلاف آنچه ترامپ گفته به هیچ وجه قطع نشده است.
از این رو، در تحلیل آنچه اخیرا رئیس جمهور آمریکا گفته، توجه به 3 نکته مهم به نظر می رسد.
اول اینکه نباید از یاد ببریم که دستورکار اصلی ترامپ در پرونده ایران، ساقطسازی نظام سیاسی کشورمان با استفاده از اهرم زور و حمله نظامی بوده است. جنگ های 12 روزه و رمضان، نمودهای عینی این رویکرد ترامپ و متحدانش هستند. با این حال، شکست رئیس جمهور آمریکا در این مساله سبب شده تا او بار دیگر تمرکز اصلی خود را بر تحریم و فشارهای اقتصادی بگذارد.
متوقف شدن جنگافروزی نظامی آمریکا علیه ایران در مدت اخیر و تاکید کاخ سفید بر محاصره دریاییِ کشورمان و در عین حال، وضع تحریم های تازه از سوی آمریکا علیه ایران در قالبِ ادعایی اعمال بیسابقهترین فشارهای اقتصادی علیه کشورمان و اکنون طرح ادعای تعلیق مذاکرات با ایران، همه و همه یک پیام را به ذهن متبادر میکنند: کاخ سفید در کارزار نظامی علیه ایران شکست خورده و از آن ناامید شده و بار دیگر به مدل تحریم و فشارهای اقتصادی و بازی های روانی روی آورده است. جالب اینکه باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا نیز به تازگی با اشاره به این مساله، به ترامپ حمله کرده و گفته او پس از بر باد دادن میلیاردها دلار و زیرساختهای آمریکا در منطقه غرب آسیا، در نهایت باید به مدلی نظیر توافق برجام با ایران تن بدهد و شکست را بپذیرد. موضوعی که یک شکست جدی برای آمریکا در سطح بینالمللی نیز است.
*نشریه “آبزرور” در گزارشی فاش کرده که عملیات خشم حماسی ترامپ علیه ایران، به معنای واقعی کلمه به شکستی حماسی تبدیل شده است. این نشریه تاکید می کند که ترامپ اکنون راهی ندارد جز اینکه با تهران مذاکره کند و در همان نقطه ای قرار بگیرد که زمانی اوباما با توافق برجام با ایران به آن رسیده بود.
نکته دوم اینکه ترامپ و متحدانش با طرح ادعای متوقف کردن مذاکراتی که اساسا با ایران در جریان نبوده، سعی دارند به افکار عمومی آمریکا و جهان این نکته را القا کنند که در پرونده ایران، ابتکار عمل از دست آن ها خارج نشده و آمریکا همه چیز را کنترل می کند. در حقیقت، این اقدام ترامپ نیز با هدف فرار از تبعات مهلک پذیرش شکست از ایران در معادله جنگ افروزی علیه این کشور و آبروداری برای شخص رئیس جمهور آمریکا صورت میگیرد.
در عین حال، به نظر می رسد ترامپ و متحدانش با طرح ادعاهایی از این نوع سعی دارند قیمت و بهای بازگشت آمریکا به میز مذاکره را نیز افزایش دهند. این در حالی است که ایران بارها و بارها تاکید کرده که بنایی برای باجدادن به طرف آمریکایی ندارد و حاضر نیست پیروزی در میدان درگیری نظامی را با شکست در عرصه مذاکره عوض کند. تهران عملا به اذعان بسیاری از تحلیلگران بینالمللی، عرصه مذاکره را عرصه ای برای تثبیت دستاوردهای خود ارزیابی می کند و حاضر به عقبنشینی نیست.
*نشریه “آتلانتیک” در گزارشی بر این باور است که ترامپ به هیچ وجه ایران را به خوبی نشناخت و همین، بزرگترین اشتباه او در پرونده ایران بود. این نشریه آمریکایی باور به تسلیم ایرانیان را پوچ می خواند و مذاکره با این کشور را بهترین گزینه کاخ سفید ارزیابی می کند.
و مساله سوم اینکه ترامپ و کاخ سفید با طرح مسائلی نظیر توقف مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی، به زعم خود سعی در ایجاد شکاف و اختلافات اخلی در کشورمان نیز دارند. این حربه ای است که ترامپیست ها در مدت اخیر بارها و بارها از آن استفاده کرده اند.
در حقیقت، آن ها با تشدید قطبیسازی در داخل ایران، می خواهند بسترهای مساعدی را فراهم کنند تا به زعم خود موجب عقبنشینی و تسلیم ایران شوند. در عین حال، به نظر می رسد ترامپیست ها با طرح مواضعی از این نوع سعی دارند ایران را مقصر بنبست و شکست در روند مذاکرات دیپلماتیک معرفی کنند. این در حالی است که در واقعیت، مشکل اصلی ایران نه با روندهای دیپلماتیک و مذاکره، بلکه با زیاده خواهی های طرف آمریکایی و بی توجهی به منافع و امنیت ملی ایران است.

