ترکیه که با حمایت همهجانبه از احمد الشرع و خیانت به محور مقاومت، امید داشت سوریه را به حوزه نفوذ انحصاری خود تبدیل کند، اکنون خود را در برابر رژیم صهیونیستی عاجز و ناتوان میبیند.
در روزهای اخیر، جنگندههای اسرائیلی پایگاه هوایی ابوالظهور در ادلب سوریه را هدف قرار دادند. این حمله که به گفته مقامات اسرائیلی هشداری مستقیم به ترکیه و رجب طیب اردوغان بود، بار دیگر واقعیت تلخ معادلات منطقه را آشکار کرد: قدرتی که امروز در سوریه اعمال نفوذ نظامی میکند، نه آنکارا بلکه تلآویو است.
این رویداد نقطه اوج مسیر پرپیچوخمی است که ترکیه با امید تسلط بر سوریه پس از سقوط بشار اسد آغاز کرد، اما در نهایت به نفع اسرائیل تمام شد. سقوط حکومت اسد در آذر ۱۴۰۳ (دسامبر ۲۰۲۴) نقطه عطفی در تاریخ معاصر سوریه بود. احمد الشرع (ابومحمد الجولانی سابق، رهبر سابق هیئت تحریرالشام) به قدرت رسید.
ترکیه که سالها از تروریستهای مخالف اسد حمایت کرده بود، این تحول را فرصتی طلایی برای تبدیل شدن به قدرت مسلط در سوریه دید. آنکارا با پشتیبانی نظامی، آموزشی، لجستیکی و سیاسی گسترده، الشرع را در تثبیت قدرت یاری کرد. همکاریهای نظامی، بازسازی زیرساختها، توافقهای انرژی و معدنی (از جمله فسفات و اکتشاف نفت و گاز) و حضور مشاوران ترک در نهادهای سوری، همگی نشان از طرح بلندپروازانه اردوغان برای نفوذ عمیق در دمشق داشت.
این حمایت در حالی صورت گرفت که محور مقاومت، به رهبری ایران، سالها برای حفظ سوریه بهعنوان عمق استراتژیک خود هزینه انسانی و مادی قابل توجهی پرداخته و آنکارا در جنگ نیابتی در سوریه، شکست داده بود.
حمایت ترکیه از نیروهای تروریستی مخالف اسد بر علیه ایران و حزبالله دقیقا در زمانی که محور مقاومت مشغول نبرد با رژیم صهیونیستی بود، از سوی تهران و محور مقاومت خیانتی واضح و غیر قابل کتمان از سوی آنکارا ثبت شد که در زمان مناسب، نیازمند پاسخی واضح است.
ترکیه با تقویت الشرع، عملاً مسیر را برای تضعیف حضور ایران، حزبالله و نیروهای مقاومت در سوریه هموار کرد. عملیاتهای امنیتی رژیم فعلی دمشق علیه نیروهای مقاومت و تلاش برای قطع مسیرهای انتقال سلاح به لبنان، بخشی از این واقعیت جدید بود.
ترکیه امیدوار بود با این سرمایهگذاری، سوریه را به حوزه نفوذ انحصاری خود تبدیل کند: کنترل مرزها، مهار کردها، بازگشت پناهجویان و ایجاد کریدورهای اقتصادی. با این حال، محاسبات آنکارا یک عامل کلیدی را نادیده گرفت: اسرائیل.
از همان روزهای پس از سقوط اسد، رژیم صهیونیستی با سرعت عمل کرد. ارتش اسرائیل وارد منطقه حائل جولان شد، مواضع نظامی حکومت اسد را منهدم کرد و حضور زمینی خود را در جنوب سوریه (درعا و قنیطره) گسترش داد. صدها عملیات، نفوذ زمینی، ایجاد نقاط بازرسی و حملات هوایی مستمر در بیش از یک نیم سال گذشته، نشاندهنده اراده تلآویو برای تحمیل نظم امنیتی خود بر سوریه جدید بود.
تلآویو اعلام کرد اجازه نمیدهد هیچ تهدیدی از خاک سوریه متوجه امنیتش شود و «وضعیت موجود امنیتی» را حفظ خواهد کرد. حمله به پایگاه ابوالظهور در روزهای گذشته، دقیقاً در همین چارچوب رخ داد. تلآویو مدعی شد سوریه در آستانه نقض توافق ضمنی امنیتی با اجازه استقرار نیروهای ترک در این پایگاه نزدیک حلب است. بنیامین نتانیاهو صراحتاً گفت پیام هشدار به ترکیه داده شده بود و چون شنیده نشد، «واضحتر» منتقل شد.
وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز اردوغان را به «ماجراجوییهای خطرناک» متهم کرد. دمشق و آنکارا هر دو مسئله استقرار نظامی ترک را رد کردند و آن را بهانهای برای تجاوز رژیم صهیونیستی دانستند، اما واقعیت میدانی تغییر نکرد: اسرائیل بدون هماهنگی با ترکیه و حتی با انتقاد موقت واشنگتن، در عمق خاک سوریه عملیات نظامی انجام داد.
این رویداد نشان داد که نفوذ ترکیه، هرچند در حوزههای اقتصادی، سیاسی در حکومت شکست خورده جولانی قابل توجه است، اما در برابر اراده نظامی اسرائیل محدود مانده است. ترکیه میتواند وزیر انرژیاش را به دمشق بفرستد، توافقهای معدنی امضا کند و به آموزش نیروهای سوری کمک کند، اما وقتی پای استقرار نظامی یا بازسازی قابلیتهای هوایی سوریه در میان باشد، اسرائیل خط قرمز میکشد و آن را با بمب اجرا میکند.
حمایت ترکیه از الشرع که بهعنوان جایگزینی برای نفوذ ایران معرفی میشد، عملاً فضای بیشتری برای مانور رژیم صهیونیستی ایجاد کرد. با تضعیف محور مقاومت در سوریه به دلیل خیانت آنکارا و با حضور گسترده اشغالگران صهیونیست در جنوب، سوریه به عرصه رقابت ترکیه-اسرائیل تبدیل شده است، عرصهای که تاکنون بازنده بی چون و چرای آن، اردوغان بوده است.
اسرائیل اکنون نهتنها در جولان و جنوب سوریه حضور نظامی دارد، بلکه قادر است در شمال نیز پیام بازدارندگی به آنکارا ارسال کند. ترکیه که با امید «قدرت مسلط» وارد این بازی شد، اکنون با واقعیت دیگری روبهروست: الشرع ممکن است شریک آنکارا باشد، اما قدرت واقعی که قواعد بازی نظامی را تعیین میکند، تلآویو است.
خیانت (از منظر محور مقاومت) به متحدان سابق، نه به تثبیت هژمونی ترکیه، بلکه به تثبیت آزادی عمل اسرائیل منجر شد. سوریه پس از اسد، بهجای تبدیل شدن به حوزه نفوذ انحصاری آنکارا، به میدانی تبدیل شده که در آن رژیم صهیونیستی با ابزار نظامی، خطوط قرمز خود را تحمیل میکند و ترکیه را مجبور به پذیرش محدودیتها میسازد.
این تحولات درس روشنی برای بازیگران منطقه دارد: در منطقه غرب آسیا، محاسبات کوتاهمدت و امید به پر کردن خلأ قدرت بدون در نظر گرفتن موازنه واقعی نیروها، خصوصا ایران و محور مقاومت، اغلب به نتایجی خلاف انتظار میانجامد.
ترکیه با تقویت الشرع، یکی از ارکان محور مقاومت را تضعیف کرد، اما خود نیز در برابر قدرتنمایی رژیم صهیونیستی به شدت محدود شد. امروز کسی که بیش از دیگران در سوریه اعمال قدرت نظامی میکند، نه اردوغان و نه الشرع، بلکه اسرائیل است. خیانت به محور مقاومت، در نهایت به نفع رقیب اصلی ترکیه تمام شد و اکنون آنکارا نیز خطر تجاوز و اقدام صهیونیستها علیه خود را احساس میکند.

