کارشناس مسائل بینالملل، با تأکید بر اهمیت تنگه هرمز در معادلات منطقهای گفت: جمهوری اسلامی باید از فرصت موجود برای تأمین امنیت دریانوردی در خلیج فارس و اعتمادسازی در منطقه استفاده کند و اجازه ندهد این برگ برنده به یک فرصت سوخته تبدیل شود. وی همچنین با اشاره به توافق دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان، گفت کشورهای منطقه به سمت نوعی منطقهگرایی دفاعی حرکت میکنند که بیشتر به یک «ناتوی اسلامی» شباهت دارد.
هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از اظهارات ضدونقیض ترامپ در روزهای اخیر گفت: در مورد مسئله مذاکرات، این موضوع عوامل متعددی دارد. در یک هفته اخیر، یکسری متغیرهای پیچیده مطرح شده است. بخش عمدهای از آن، حدود ۵۰ درصد، مسائل داخلی ایالات متحده است که به انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان نزدیک میشویم. یک بخش دیگر آن، گزارشهایی است که درباره کمبود تسلیحات منتشر میشود، گرچه کاخ سفید آن را انکار کرد و نسبت به ارائه آن گزارش بسیار خشمگین شدند. این موضوعات و همچنین رایزنی کشورهای عرب منطقه، به دلیل هشداری که جمهوری اسلامی درباره حمله سخت به زیرساختها خواهد داد، یک بخش از این ماجراست. یک مجموعه معادلات منجر به این شده که بیشتر دونالد ترامپ به دنبال این باشد که به توافق برسد.
وی با اشاره به درگیریهای دو هفتهای اخیر گفت: این حملات اخیر هم حملات بسیار شدیدی بود. البته برآورد استراتژیکی دقیقی نداریم، زیرا اطلاعات آن منتشر نشده است تا بتوانیم ارزیابی کنیم که حملات در چه وضعیتی بوده است. با این حال، حملات بسیار شدیدی از سوی دو طرف بوده و مناطق جنوبی را هم بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. معتقدم همه این موارد کماکان با این هدف است که آنها رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهند.
باید تفاهم اسلامآباد را به عنوان یک نقطه عطف در سیاست خارجی خودمان محسوب کنیم
این تحلیلگر مسائل بینالملل با توجه به مذاکرات ایران و عمان درباره احتمال کارشکنی برخی از کشورهای منطقهای گفت: چند عامل در اینجا وجود دارد که ابتدا باید آنها را مطرح کنیم. یکی اینکه من فکر میکنم تفاهم اسلامآباد که پس از مذاکرات متعدد مطرح شد را باید به عنوان یک نقطه عطف در سیاست خارجی خودمان محسوب کنیم. اول از همه، بسیاری از محققان حوزه حقوق بینالملل یا روابط بینالملل این موضوع را از زوایای مختلف بررسی کردهاند، اما از یک زاویه، این مسئله برای من بسیار مهم است و آن، بند دوم تفاهمنامه است. از نظر من در تفاهمنامه اسلامآباد، آن بند بسیار راهبردی است، زیرا اگر به سابقه جمهوری اسلامی و تاریخچه سیاست خارجی جمهوری اسلامی توجه کنید، در موارد متعدد، مساعدتهای زیادی در حوزههای مختلف به ایالات متحده، در حوزه سیاست خارجی و مسائل منطقهای انجام داده است.
اعلمی فریمان تصریح کرد: برای مثال، در موضوع افغانستان کمکهای زیادی با آمریکاییها داشت و در موضوع عراق هم همکاری کرد. همه اینها به هر حال مسائلی بوده که من فکر میکنم بیشتر با هدف شناسایی جمهوری اسلامی و به رسمیت شناختن حاکمیت جمهوری اسلامی در بسیاری از مسائل انجام شده است، زیرا اگر به بسیاری از اظهارنظرهای مسئولان در این سالها توجه کنیم، یکی از مهمترین دغدغههای آنها موضوعاتی است که بیشتر بحث کودتا را مطرح میکند؛ کودتای علیه مصدق یا کودتاهای مشابه که آمریکاییها در تاریخچه کشورها مرتکب شدهاند. جمهوری اسلامی همیشه نسبت به این مداخلات ایالات متحده نگرانی داشته است.
بند دوم از منظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی بسیار راهبردی است
وی با اشاره به تفاهمنامه اسلامآباد ادامه داد: من بند دوم را از همین منظر، یعنی از منظر تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بسیار مهم و راهبردی تلقی میکنم، چرا که آن بند دوم پس از سالیان متمادی، موضوع عدم مداخله ایالات متحده را مطرح کرده و بحث شناسایی و به رسمیت شناختن را هم مطرح کرده است و من آن را بسیار استراتژیک تلقی میکنم و امیدوارم همه به این موضوع توجه داشته باشند که این مسئله در واقع به نوعی به رسمیت شناختن است.
این تحلیلگر مسائل بینالمللی تصریح کرد: فارغ از این مسئله، تفاهم اسلامآباد مسیر جدیدی را برای جمهوری اسلامی مشخص و ایجاد کرده است که ما باید تلاش کنیم و همه کمک کنیم تا این تفاهم شکل بگیرد؛ یعنی زمینه برای مباحث بعدی و مذاکرات بعدی هم هموار شود. یکی از بحثهایی که در تفاهمنامه مطرح شده، موضوع تنگه هرمز است. آمریکاییها مسئله را به شکلی خواستهاند مدیریت کنند، زیرا موضوعات انرژی برای آنها بسیار مهم است و آنها در حوزه انرژی تحت فشار هستند.
تنگه هرمز برگ برنده ایران است؛ فرصت طلایی را به فرصت سوخته تبدیل نکنیم
اعلمی فریمان خاطرنشان کرد: قیمت نفت برای آمریکاییها بسیار مهم است. بنابراین این موضوع را به شکلی واگذار کردهاند به اینکه ایران و عمان خودشان بتوانند به صورت دوجانبه حلوفصل کنند. از همین رو این اتفاق قطعاً مخالفانی خواهد داشت؛ مانند امارات، کویت و سایر کشورها. منتها در مجموع، تنها راهکاری که در واقع پیش روی ماست و یک افق روشنی را ایجاد خواهد کرد، این است که در این حوزه با کشور عمان بتوانیم به تفاهم برسیم و یک راهکار منطقی را بر مبنای حقوق دریا و حقوق بینالملل پیدا کنیم و بر مبنای آن حرکت کنیم و قطعاً این مساله راهگشای سایر مفاد تفاهمنامه خواهد بود.
وی ادامه داد: ما الان گزارشهای متعددی از حوزههای انرژی داریم که کشورهای منطقه سعی میکنند به یک شکلی، علاوه بر اینکه تنگه هرمز را دور بزنند یا از راه خشکی بخواهند صادرات داشته باشند، حتی اهمیت جهانی تنگه بابالمندب را هم به یک نحوی خنثی کنند. اگر به این شکل فضا پیش برود، فکر میکنم تنها برگ برندهای که جمهوری اسلامی خواهد داشت، به یک فرصت سوخته تبدیل خواهد شد. بنابراین من فکر میکنم این برگ مهمی است و الان فرصت طلایی داریم که بتوانیم از آن بهرهبرداری کنیم و امنیت مناسبی را برای دریانوردی در حوزه خلیج فارس ایجاد کنیم. اگر جمهوری اسلامی بتواند در این زمینه اعتمادسازی کند، فصل جدید و درخشانی بر مبنای ایجاد یک اعتمادسازی مثبت در منطقه آغاز خواهد شد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد روی فاز این برود که تنگه هرمز را به طور کامل ببندد، قطعاً یک اجماع نظر جهانی علیه ایران ایجاد خواهد شد، حتی کشور عراق هم واکنش نشان خواهد داد و این به ضرر ایران خواهد بود. منتها الان من فکر میکنم اگر بحث ایران و عمان به یک نتیجه مطلوبی برسد، به عنوان دو کشوری که ذینفع هستند، قطعاً در سایر مسائل هم ما میتوانیم گامهای بیشتری را برداریم.
بحثهای جنگطلبانه منافع امنیت ملی را تأمین نمیکند/ باید معماری جدید منطقهای را بپذیریم
اعلمی فریمان درباره اینکه آیا احتمال تنش مجدد و درگیری گستردهتر وجود دارد و احتمال این وجود دارد که ائتلافی از سوی اروپاییها و آمریکا و یا کشورهای منطقه با صرت گیرد، گفت: یکسری مسائل وجود دارد که برای ما مبهم است. یکی از این مسائل، مشکل داخلی است. متأسفانه در داخل، وحدت نظر راجع به بحثهای امنیت ملی و بحثهای استراتژیک نداریم. خیلیها مدام بحثهای جنگطلبی و ایدئولوژیک تند را مطرح میکنند.
وی ادامه داد: منتها بحث اساسی این است که ما بایستی واقعا یک دیدگاه واقعگرایانه نسبت به این مسائل داشته باشیم. اولین مسئله این است که تا زمانی که نفت وجود دارد و آلترناتیوی برای نفت نیست، این را باید بپذیریم که آمریکاییها به هر حال در این مناطق به خاطر انرژی حضور دارند. ممکن است مثلاً حضورشان مستقیم نباشد، منتها غیرمستقیم، از طریق کشورها و روابطی که دارند، این حضور وجود خواهد داشت. بنابراین فکر میکنم اولین بحثی که ما داریم، تثبیت شرایط داخلی و تثبیت منافع امنیتی ما در منطقه است. ما باید تکلیف را در داخل مشخص کنیم. این راههایی که برخی آقایان در داخل، به عنوان اینکه فضا دوقطبی شده، ارائه میدهند؛ مبنی بر اینکه یا جنگ یا صلح، یا درگیری تا آخرین نفس؛ این بحثها منافع امنیت ملی ما را تأمین نمیکند. بنابراین تنها راه این است که ما معماری جدید منطقهای را بپذیریم، خودمان را در واقع با یکسری از مسائل جدید وفق دهیم و بر مبنای آن حرکت کنیم.
وی ادامه داد: یک سال پیش از انتخابات کشور عراق هم به صراحت گفته بودم که دولت آینده عراق یا دولت فعلی، آینده عراق، هر دولتی که باشد، قطعاً بنا را بر این خواهد گذاشت که نیروهای حشدالشعبی، نیروهایی که وابستگی به یک قدرت خارجی دارند را به مرور در آینده در ارتش ملی خود ادغام خواهد کرد. یکسری تحولاتی به وقوع خواهد پیوست که فضا را به سمت تقویت دولت ملی در این حوزهها پیش خواهد برد. تحولات جدیدی به وقوع پیوسته است. وضعیت سوریه هم متفاوت شد. حزبالله و دولت لبنان هم الان ناچار شده که مذاکره کند. بنابراین فضا بر این مبنا خیلی متحول شده است.
این کارشناس مسائل بینالملل عنوان کرد: از همین رو، تنها راهی که باقی مانده، این است که آن مدار نهایی و نقطه تمرکز نهایی را بر توسعه همهجانبه در آینده بگذاریم و بر این مبنا مشکلات خود را با گفتوگو و دیپلماسی حلوفصل کنیم. اگرچه ما برآورد دقیقی از خسارتها نداریم، اما به نظر میآید که خسارتها در حوزههای مختلف سرزمینی گسترده است. بنابراین من فکر میکنم که تنها راه همین است.
قرارداد مکه بسیار استراتژیک است
اعلمی فریمان در بخش دیگری از صحبتهایش درباره انعقاد تفاهم امنیتی بین عربستان، ترکیه و پاکستان و تأثیر آن در جنگ ایران و آمریکا گفت: این قراردادی که امضا شده، به نظرم قرارداد بسیار استراتژیکی است، زیرا به نوعی معماری منطقه را دگرگون کرده است. عربستان پس از این حملاتی که جمهوری اسلامی به خاک کشورهای عربی انجام داده است، عملاً احساس کرده که نمیتواند به ایالات متحده به عنوان یک پشتیبان استراتژیک نگاه کند. بیشتر نگاه خود را معطوف به معادلات منطقهای کرده و به نظرم تحول بسیار بزرگی است، زیرا برآورد آنها احتمالاً این است که آمریکاییها به احتمال قوی بیشتر به دنبال مسائل انرژی، منافع خود، موضوع فروش تسلیحات و اینگونه مسائل هستند.
وی ادامه داد: از همین رو برآورد استراتژی خودشان این است که به تدریج این سیاست تغییر کند و بیشتر موضوعات منطقهای و منطقهگرایی مورد توجه قرار گیرد. این موضوع بسیار مهمی است که اتفاق افتاده و بیشتر نگاه آنها این است که در واقع شرکای استراتژیکی را در منطقه پیدا کنند. در این موضوع نیز چند مسئله وجود دارد. یکی اینکه بیشتر به نظر میرسد به انزوای جمهوری اسلامی دامن بزند و بیشتر کشور را به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس ببرد. اینکه حالا یکسری واقعیتها در عرصه عمل و یکسری مباحث رئالیستی به هر حال نمودار خواهد شد که دیگر معماری منطقه در واقع در حال دگرگونی است.
منطقه به سمت ناتوی اسلامی پیش میرود
این تحلیلگر مسائل بینالمللی گفت: یک بُعد این موضوع، بحث ترس از جمهوری اسلامی است که باید مراقب باشیم به انزوای جمهوری اسلامی ایران دامن نزند. یک بُعد دیگر آن، در داخل است؛ یکسری اظهارنظرهایی مطرح میشود و به این توافق مکه حمله میکنند. امروز هم از جانب یکی دو نفر از نمایندگان مجلس حملات زیادی به آن صورت گرفته است. من فکر میکنم یکسری واقعیتها را در داخل، به هر حال، باید بپذیرند؛ اینکه کشورهای منطقه به سمت یک منطقهگرایی در حوزه دفاعی پیش میروند و بیشتر تعبیر شده که یک ناتوی اسلامی است که با مشارکت ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی شکل گرفته و بیشتر به این موضوع شبیه است، زیرا یکی از بندهای آن این است که حمله به یکی از این کشورها، حمله به همه کشورها محسوب میشود. این موضوع، جمهوری اسلامی را تا حدودی تحت فشار بیشتری قرار خواهد داد.
اعلمی فریمان گفت: از سوی دیگر، توافق دفاعی مکه میتواند موضعگیری علیه پیمان ابراهیم هم باشد که مطلوب بنسلمان به لحاظ عدم شناسایی دولت فلسطین از سوی اسرائیل نبود. به علاوه، این توافقنامه که توسط کشورهای مسلمان انجام شده، میتواند پس از اعتمادسازی از سوی ایران در حفظ امنیت منطقه و اجرای تفاهم اسلامآباد مورد شناسایی قرار گیرد و جمهوری اسلامی حتی به جای موضعگیری منفی، بررسی پیوستن به آن را هم مطالعه کند.

