پیمان مکه در آزمون واقعیت؛ چالش‌های پیش روی مثلث دفاعی ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد

توافق دفاعی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در حالی در مکه به امضا رسید که رسانه ها و تحلیلگران جهان، در کنار اهمیت ژئوپلیتیکی آن، درباره قابلیت اجرایی، میزان تعهدات واقعی اعضا و تفاوت منافع امنیتی سه کشور پرسش های جدی مطرح کرده اند.

به گزارش روز شنبه گروه آسیا و اقیانوسیه ایرنا، توافق موسوم به «پیمان دفاعی مکه» روز ۱۶ مرداد (هفتم اوت ۲۰۲۶) با حضور محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و شهباز شریف نخست وزیر پاکستان امضا شد. وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرده است که هدف توافق، تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوز کارانه و توسعه همکاری دفاعی میان سه کشور است و هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله علیه همه اعضا تلقی خواهد شد.
با این حال، رویترز تصریح کرده است که بیانیه منتشر شده، جزئیات تعهدات هر کشور و نوع اقدام نظامی مورد انتظار در صورت حمله به یکی از اعضا را مشخص نکرده است؛ موضوعی که از نخستین پرسش های جدی درباره آینده این پیمان محسوب می شود.
ابهام در «حمله به یکی، حمله به همه»
یکی از مهم ترین محورهای مورد توجه رسانه های هند، فاصله میان اصل سیاسی توافق و سازوکار عملی اجرای آن است.
هندوستان تایمز با اشاره به واکنش محتاطانه وزارت خارجه هند گزارش داده است که دهلی نو تحولات مربوط به توافق را از نزدیک دنبال می کند. این رسانه همچنین به بند مربوط به تلقی حمله به یکی از اعضا به عنوان حمله به همه اشاره کرده است؛ بندی که به دلیل جایگاه پاکستان در معادلات امنیتی جنوب آسیا، برای هند اهمیت ویژه ای دارد.
تایمز آو ایندیا نیز در گزارش خود به همین ابهام اشاره کرده و ضمن تشریح ظرفیت های متفاوت سه کشور، به نقل از منصور احمد، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و دفاعی دانشگاه ملی استرالیا، نوشته است که ظرفیت های دفاعی و صنعتی ترکیه و پاکستان می تواند با منابع مالی و سرمایه گذاری عربستان ترکیب شود؛ اما انتظار نمی رود پیمان جدید به معنای انتقال بازدارندگی هسته ای پاکستان به شرکای آن باشد، زیرا بازدارندگی هسته ای پاکستان همچنان عمدتاً بر محاسبات مربوط به هند متمرکز است.
از این منظر، یکی از نخستین چالش های پیمان این است که مشخص شود «همبستگی دفاعی» در سطح سیاسی تا چه اندازه می تواند به یک تعهد مشخص و قابل اتکا در زمان بحران تبدیل شود.
سه کشور، سه محیط امنیتی متفاوت
چالش دوم، تفاوت در اولویت های امنیتی سه عضو است. عربستان سعودی عمدتا به دنبال حفاظت از امنیت سرزمینی، زیر ساخت های حیاتی، مسیرهای انرژی و طرح های اقتصادی بلند مدت خود در محیط پر تنش خلیج فارس است. ترکیه در عین عضویت در ناتو، طیف گسترده ای از منافع امنیتی در محیط پیرامونی خود دارد و پاکستان نیز بخش قابل توجهی از محاسبات امنیتی خود را بر جنوب آسیا و رابطه با هند متمرکز کرده است.

به همین دلیل، پرسش مهم این است که آیا این سه کشور در یک بحران مشخص، تهدید را به یک شکل تعریف خواهند کرد یا خیر؟
تحلیل های پیشین درباره گسترش پیمان پاکستان و عربستان به ترکیه نیز بر همین مساله تمرکز داشتند. چتم هاوس در ژانویه ۲۰۲۶، پیش از امضای توافق سه جانبه، پیوستن ترکیه به پیمان را بخشی از راهبرد «موازنه سازی» و گسترش گزینه های راهبردی آنکارا ارزیابی کرده بود و تأکید داشت که چنین ترتیبی لزوماً به معنای افزایش امنیت مستقیم ترکیه نیست، بلکه می تواند مزایای سیاسی و ژئوپلیتیکی دیگری برای این کشور ایجاد کند.
چالش تبدیل یک توافق سیاسی به ساختار امنیتی پایدار
یکی دیگر از مسائل مهم، مساله نهادینه شدن این همکاری است. رویترز گزارش داده است که توافق پس از نزدیک به یک سال مذاکره امضا شده، اما هنوز مشخص نیست دامنه تعهدات اعضا تا کجا خواهد بود.
شورای آتلانتیک نیز در ارزیابی خود تأکید کرده است که این توافق را نباید با یک ائتلافی مانند ناتو یکسان دانست. این مرکز یادآور شده که عربستان پیش تر نیز با پاکستان توافق دفاعی دو جانبه داشته و عضو ساز و کارهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس بوده است، اما هیچ یک در عمل به ساز و کاری مشابه ماده پنجم ناتو تبدیل نشده اند.
بنابراین، چالش اصلی برای پیمان جدید فقط امضای توافق نیست، بلکه ایجاد ساز و کارهایی برای هماهنگی سیاسی، اعتماد متقابل و تصمیم گیری مشترک در شرایط بحران است.
هند؛ مهم ترین ناظر آسیایی پیمان
در میان کشورهای خارج از غرب آسیا، هند از نزدیک ترین ناظران این تحول است؛ زیرا یکی از اعضای پیمان، پاکستان است و روابط دهلی نو و اسلام آباد همچنان تحت تأثیر اختلافات امنیتی و تاریخی قرار دارد.
هندوستان تایمز گزارش داده است که وزارت امور خارجه هند پس از امضای توافق اعلام کرد دهلی نو «تحولات را از نزدیک دنبال می کند». همین موضع محتاطانه نشان می دهد که هند در مرحله نخست، به جای اعلام موضع تقابلی، در حال ارزیابی دامنه واقعی تعهدات سه کشور است.
این نگرانی صرفاً به رابطه هند و پاکستان محدود نمی شود. در تحلیل هندوستان تایمز درباره پیمان دو جانبه عربستان و پاکستان در سال ۲۰۲۵، مایکل کوگلمن، تحلیلگر جنوب آسیا، گفته بود که ورود رسمی پاکستان به معماری امنیتی خاورمیانه برای هند اهمیت دارد، اما عربستان به دلیل روابط گسترده خود با هند احتمالاً تلاش خواهد کرد این پیمان را علیه روابط دهلی نو و ریاض قرار ندهد.
از این منظر، یکی از آزمون های آینده پیمان این خواهد بود که در صورت بروز بحران میان هند و پاکستان، عربستان و ترکیه چگونه میان تعهدات جدید خود و روابط گسترده شان با هند تعادل برقرار خواهند کرد.
معمای نقش آمریکا
پیمان مکه در عین حال پرسش دیگری را نیز مطرح کرده است: آیا عربستان واقعا در حال فاصله گرفتن از چتر امنیتی آمریکا است یا صرفا به دنبال ایجاد یک لایه امنیتی مکمل است؟
هندوستان تایمز گزارش داده است که عربستان در سال های اخیر تلاش کرده شرکای دفاعی خود را متنوع کند.

اما شورای آتلانتیک تأکید دارد که این تحول را نباید به معنای قطع رابطه امنیتی ریاض با واشنگتن دانست. بر اساس این تحلیل، عربستان می تواند با گسترش شبکه شرکای خود، وابستگی به یک شریک واحد را کاهش دهد، بدون آنکه مشارکت امنیتی با آمریکا را کنار بگذارد.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر پیمان مکه قرار باشد جایگزین چتر امنیتی آمریکا تلقی شود، انتظارات بسیار بیشتری از آن شکل خواهد گرفت؛ اما اگر هدف آن ایجاد یک «امنیت چند لایه» باشد، نقش آن بیشتر مکمل ترتیبات موجود خواهد بود.
مساله ترکیه؛ عضویت در ناتو و پیمان جدید
عضویت ترکیه در ناتو نیز یکی از پیچیدگی های مهم این چارچوب است. ترکیه همزمان بخشی از ساختار امنیتی غرب و یکی از اعضای پیمان جدید منطقه ای است. مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی(چتم هاوس) پیش از امضای توافق سه جانبه، ورود احتمالی آنکارا به پیمان ریاض و اسلام آباد را در چارچوب سیاست «موازنه سازی» ترکیه ارزیابی کرده بود

این وضعیت نشان می دهد که پیمان مکه الزاما به معنای خروج اعضا از ترتیبات امنیتی پیشین نیست. مقام های ترکیه نیز پس از امضای توافق تأکید کرده اند که این پیمان علیه کشور مشخصی نیست و جایگزین توافق های امنیتی موجود نخواهد شد.
در نتیجه، یکی از آزمون های مهم آینده، نحوه همزیستی این پیمان با تعهدات و روابط امنیتی پیشین اعضا خواهد بود.
پاکستان؛ ظرفیت راهبردی و محدودیت های تعهد
پاکستان برای این پیمان اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا علاوه بر سابقه طولانی همکاری دفاعی با عربستان، دارای توانمندی های نظامی گسترده و بازدارندگی هسته ای است.
با این حال، رویترز گزارش داده است که پاکستان در جریان حملات اخیر به عربستان، علی رغم پیمان دو جانبه سال ۲۰۲۵، لزوماً وارد یک پاسخ نظامی مستقیم نشده و مقام های پاکستانی نیز پیش تر تأکید کرده اند که بحث گسترش بازدارندگی هسته ای به متحدان در دستور کار نیست.
این سابقه، پرسش مهمی درباره میزان تعهد عملی اسلام آباد ایجاد می کند: آیا پیمان جدید در شرایط بحران، پاکستان را به اقداماتی فراتر از حمایت سیاسی و همکاری های دفاعی متعارف متعهد خواهد کرد یا خیر؟
در واقع، اعتبار هر پیمان دفاعی نه در زمان امضا، بلکه در نخستین بحران جدی آن سنجیده می شود.
آیا پیمان مکه یک «بلوک جدید» است؟
با وجود برخی تعبیرها درباره شکل گیری یک بلوک جدید، مقام های سه کشور تأکید کرده اند که توافق علیه کشور خاصی نیست و ماهیت آن دفاعی است. رویترز نیز گزارش کرده است که مقام های سعودی و ترکیه این توافق را یک محور نظامی یا بلوک فرقه ای توصیف نکرده اند.
شورای آتلانتیک نیز هشدار داده است که نباید توافق را یک ائتلاف مشابه ناتو یا تشکیل یک بلوک کاملاً جدید تلقی کرد. از دید این مرکز، اهمیت اصلی پیمان در افزایش وزن دیپلماتیک و ایجاد شبکه ای از مشارکت های امنیتی برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا است.
با این حال، حتی اگر هدف رسمی پیمان ایجاد یک بلوک نباشد، افزایش همکاری امنیتی سه کشور می تواند بر محاسبات سایر بازیگران اثر بگذارد و به تدریج معماری امنیتی منطقه را تغییر دهد.
سخن پایانی
پیمان دفاعی مکه را می توان یکی از مهم ترین نشانه های تلاش قدرت های منطقه ای برای باز تعریف ترتیبات امنیتی غرب آسیا دانست؛ اما اهمیت آن را نباید صرفا بر اساس مراسم امضا یا عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» سنجید.

بررسی گزارش ها و تحلیل های رسانه های آسیایی، به ویژه در هند، و همچنین ارزیابی مراکز مطالعات راهبردی نشان می دهد که چند پرسش اساسی همچنان بی پاسخ مانده است: تعهد نظامی اعضا در عمل تا چه اندازه الزام آور است؟ آیا سه کشور در تعریف تهدیدهای امنیتی به برداشت مشترکی خواهند رسید؟ پیمان چگونه با روابط امنیتی موجود هر یک از اعضا، از جمله روابط ترکیه با ناتو و روابط عربستان و پاکستان با آمریکا، همزیستی خواهد کرد؟ و در نهایت، در صورت وقوع یک بحران واقعی، آیا این توافق به اقدام مشترک منجر خواهد شد یا عمدتاً کارکرد سیاسی و بازدارندگی خواهد داشت؟
از این منظر، چالش اصلی مثلث ریاض، آنکارا و اسلام آباد نه کمبود ظرفیت های بالقوه، بلکه تبدیل ظرفیت های متفاوت سه کشور به یک اراده امنیتی مشترک و قابل اجرا است؛ آزمونی که پاسخ آن در گذر زمان و در نخستین بحران جدی مشخص خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید