آیا تهران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟

مجموعه شرایط موجود این حس در تهران را تقویت کرده که اسرائیل و آمریکا ممکن است برای دور دیگری از حملات آماده شوند. در چنین تنش‌هایی، استراتژیست‌های ایرانی نگران‌اند که اگر طرف مقابل باور کند می‌تواند ابتکار را با هزینه قابل قبول به دست گیرد، بازدارندگی ایران ناکافی باشدحمیدرضا عزیزی، تحلیل‌گر روابط بین الملل در تازه ترین نوشتار در وب سایت وابسته به «شورای خاورمیانه در امور سیاست‌گذاری جهانی» درباره آخرین بیانیه شورای دفاع جمهوری اسلامی ایران نوشت:

اخیرا شورای دفاع تازه ‌تاسیس ایران بیانیه‌ای کوتاه اما پرحاشیه صادر کرد. این شورا ضمن تأکید مجدد بر موضع دیرینه ایران مبنی بر عدم تمایل به جنگ، اعلام کرد که تهران دیگر خود را محدود به واکنش پس از حمله نمی‌داند و «نشانه‌های عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود تلقی خواهد کرد. این عبارت‌بندی عمدا محتاطانه است و از اشاره صریح به اقدام پیش‌دستانه (pre-emption) اجتناب می‌کند، اما به‌طور ظریفی مرزهای تعریف دفاع مشروع ایران را گسترش می‌دهد.این بیانیه در حالی صادر شد که نشانه‌های تازه‌ای از سوی آمریکا و اسرائیل درباره حملات احتمالی آینده مطرح شده است؛ این نشانه‌ها به‌طور عمومی در جریان سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر (رژیم) اسرائیل، به واشنگتن در اواخر دسامبر بیان شد.

همزمان، برخی محافل در ایران از دستگیری اخیر نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، به شدت نگران شده‌اند؛ این رویداد ترس تهران از سناریوهای موسوم به «سربریدن» (decapitation) یا ربودن مقام های ارشد این کشور را تشدید کرده است. این فشارهای خارجی با اعتراضات مداوم داخلی همزمان شده و نگرانی‌های تهران را عمیق‌تر کرده که ناپایداری داخلی ممکن است با اقدام نظامی خارجی تلاقی کند.

برای دهه‌ها، ایران بازدارندگی خود را بر منطق ضربه دوم (second-strike) مبتنی بر نیروهای موشکی و قابلیت‌های تشدید تنش در سطح منطقه‌ای بنا کرده و اصرار داشته که درگیری را آغاز نخواهد کرد. بنابراین، این بیانیه اخیر سؤالاتی را مطرح می‌کند: آیا ایران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟ آیا این بازتنظیم، بازدارندگی را تقویت می‌کند یا خطر تشدید را افزایش می‌دهد؟

تجزیه و تحلیل بیانیه

بیانیه شورای دفاع کوتاه است، اما چندین کار را همزمان انجام می‌دهد؛ برخی صریح و برخی در چارچوب حقوقی و مفهومی نهفته‌اند. مهم‌ترین خط آن نیز به دقیق‌ترین شکل جمله‌بندی شده است: ایران، طبق اعلام، «خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌داند» و «نشانه‌های عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود می‌شمارد. به عبارت دیگر، تهران سیگنال می‌دهد که ممکن است منتظر وقوع حمله نماند تا نیروی دفاعی را مشروع بداند، اما بدون استفاده از واژگانی که این تغییر را کاملاً آشکار کند.

آنچه شورا می‌گوید با رویکرد سنتی ایران در تعیین خطوط قرمز سازگار است. این بیانیه تاکید می‌کند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران غیرقابل مذاکره است؛ هشدار می‌دهد که هرگونه تجاوز یا ادامه رفتار خصمانه با پاسخی «متناسب، قاطع و تعیین‌کننده» رو به رو خواهد شد. همچنین آستانه محرک گسترده‌تری معرفی می‌کند: نه تنها حملات واقعی‌شده، بلکه نشانه‌های قابل تشخیص تهدید نیز اکنون به عنوان محرک‌های مرتبط برای اقدام ایران قاب‌بندی می‌شوند.این بیانیه اما از چند نکته اجتناب شده است:  اعلام «پیش‌دستانه»، وعده ضربه اول یا تعیین اهداف، آستانه‌ها یا زمان‌بندی‌ها برای اقدام. این بیانیه حتی تعریف «نشانه عینی» را مشخص نمی‌کند. این ابهام عمدی به نظر می‌رسد تا تهران فضای مانور خود برای تنظیم پاسخ‌ها بر اساس مورد به مورد را حفظ کند. نتیجه را بهتر است به عنوان تلاشی برای فراهم کردن آزادی عمل گسترده‌تر در اقدام دفاعی درک کرد، نه یک دستورالعمل عملیاتی. این یک پیام قوی اما عمدا مبهم است که هدف آن گسترش فضای مانور ایران است در حالی که ظاهر خویشتن‌داری حفظ شود.

 

چرا حالا؟

زمان‌بندی بیانیه شورای دفاع را بهتر است به عنوان محصول انباشت فشارهای استراتژیک درک کرد. سه فشار به‌هم‌پیوسته که در سال گذشته تشدید شده‌اند، توضیح می‌دهند چرا تهران اکنون زبان دفاع را گسترش می‌دهد.

اول، میراث جنگ ژوئن ۲۰۲۵ با اسرائیل. مدل بازدارندگی دیرینه ایران بر اعتبار ضربه دوم تکیه دارد: جذب ضربه اولیه و پاسخ با تلافی کالیبره‌شده اما دردناک. این منطق در جنگ آزمایش شد. اگرچه ایران موج‌هایی از موشک و پهپاد پرتاب کرد، پاسخ آن مرحله‌ای و محدود نسبت به قابلیت‌های نظری باقی ماند؛ این نشان‌دهنده محدودیت‌های عملیاتی و تلاش عمدی برای اجتناب از تشدید کنترل‌نشده تنش بود.

همزمان، حملات اسرائیلی و آمریکایی نقاط ضعف پدافند هوایی ایران و بخش‌هایی از زیرساخت ضربه‌ای آن را آشکار کرد. چه این آسیب‌پذیری‌ها اغراق‌شده باشند یا نه، ادراک داخلی در تهران را مجاب کرده که منتظر ماندن برای ضربه اول ممکن است هزینه‌ بیشتری از گذشته داشته باشد.

دوم، جنگ‌طلبی آمریکا و اسرائیل نسبت به ایران دوباره در حال افزایش است. پس از بروز اعتراضات در ایران در روزهای اخیر، دونالد ترامپ به ایران هشدار داد که ممکن است دخالت نظامی آمریکا در پاسخ به سرکوب خشونت‌آمیز را در نظر بگیرد.
نیامین نتانیاهو در ۵ ژانویه تکرار کرد که اجازه نخواهد داد ایران برنامه‌های موشکی بالستیک و تسلیحات هسته‌ای خود را احیاء کند.

 این اظهارات این حس در تهران را تقویت کرده که اسرائیل و آمریکا ممکن است برای دور دیگری از حملات آماده شوند. در چنین تنش‌هایی، استراتژیست‌های ایرانی نگران‌اند که اگر طرف مقابل باور کند می‌تواند ابتکار را با هزینه قابل قبول به دست گیرد، بازدارندگی‌شان ناکافی باشد.

در نهایت، ناپایداری داخلی ایران به یک محدودیت استراتژیک اضافی تبدیل شده است. تداوم اعتراضات عمومی، همراه با فشار اقتصادی شدید، ترس را افزایش داده که شوک خارجی همزمان با ناآرامی داخلی می‌تواند دردسرافرین باشد.

 

تقویت بازدارندگی یا دعوت به تشدید؟

مهم‌ترین و شاید بی‌ثبات‌کننده‌ترین عنصر بیانیه شورای دفاع در اشاره به «نشانه‌های عینی تهدید» نهفته است. در حالی که از نظر حقوقی قابل دفاع و عمداً مبهم است، این عبارت ابهام ساختاری را به محیط بحرانی موجود وارد می‌کند. وقتی آمادگی‌ها، تغییرات وضعیت یا شاخص‌های اطلاعاتی طرف مقابل به عنوان تهدیدهای قابل اقدام قاب‌بندی شوند، تمایز بین احتیاط دفاعی و نیت تهاجمی سخت‌تر حفظ می‌شود.

در چنین محیط‌هایی، سوءتفسیر نه استثناء بلکه ویژگی شرایط است. وقتی چندین بازیگر در حوزه‌های اطلاعاتی مورد مناقشه عمل می‌کنند، اقداماتی که برای افزایش حفاظت یا آمادگی گرفته می‌شوند، به راحتی توسط طرف مقابل به عنوان آمادگی برای حمله خوانده می‌شوند. این پویایی الزاما نشانه بدبینی نیست بلکه از عدم قطعیت، فشار زمانی و ترس از غافلگیری ناشی می‌شود.

با این حال، اشتباه است که زبان شورای دفاع را به عنوان تغییر قطعی دکترین به سمت منطق ضربه اول تعبیر کنیم. آنچه این شورا صادر کرده بهتر است به عنوان سیگنال استراتژیک درباره آستانه‌ها درک شود، نه اعلام دکترین عملیاتی جدید.ینکه این اقدام ایران در نهایت محیط را تثبیت یا بی‌ثبات کند، بیشتر به تفسیرهای متفاوت از آن بستگی دارد و نه خود بیانیه.  این ریسک با این واقعیت تشدید می‌شود که اسرائیل مدت‌هاست آشکارا پیش‌دستانه عمل می‌کند و ابتکار را در دست دارد در حالی که نگرانی کمی از ظاهر شدن به عنوان آغازگر تنش نشان می‌دهد.

در غیاب ارتباطات استراتژیک مستقیم و کانال‌های کاهش تنش، تعریف‌های مبهم تهدید و سیگنال‌دهی متقابل به‌طور قابل توجهی خطر محاسبه اشتباه و عواقب ناخواسته را افزایش می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید