باوجود مخالفت بازیگران اتحادیه اروپا به ویژه اعضای اروپایی ناتو با تصاحب گرینلند توسط ترامپ، اما وی با هدف پیشبرد پروژه بلندپروازانه «گنبد طلایی» دست به دامن این ائتلاف نظامی شدهاست.به رغم مخالفت بازیگران اتحادیه اروپا به ویژه اعضای اروپایی ناتو با تصاحب گرینلند از سوی ترامپ اما وی با هدف پیشبرد پروژه بلندپروازانه «گنبد طلایی» دست به دامن این ائتلاف نظامی شدهاست.
طی روزهای اخیر جنجالها بر سر الحاق گرینلند به خاک آمریکا بالا گرفته است. در حالی که ترامپ مدعی است آمریکا برای تضمین امنیت خود در مواجهه با تهدیدات فزاینده از سوی چین و روسیه در قطب شمال باید بزرگترین جزیره جهان را کنترل کند اما همچنان صداهای اعتراض از سوی متحدان این کشور به ویژه در اروپا به گوش میرسد.
پیام تند رهبران اروپایی به ترامپ که ۱۶ دیماه با تاکید بر «تعلق گرینلند به مردم آن»، انتشار یافت، از اجماع علیه سیاستهای قلدرمآبانه رئیس جمهوری آمریکا نشان دارد. شماری از رهبران کشورهای اروپایی در این زمینه تصریح کردند که این منطقه متعلق به مردم آن است و سرنوشت آن فقط باید از سوی مردم گرینلند و پادشاهی دانمارک تعیین شود.
در این بیانیه که به امضای «امانوئل ماکرون» رئیسجمهوری فرانسه، «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان، «جورجیا ملونی» نخستوزیر ایتالیا، «دونالد توسک» نخستوزیر لهستان، «پدرو سانچز» نخستوزیر اسپانیا، «کییر استارمر» نخستوزیر انگلیس و «مته فریدریکسن» نخستوزیر دانمارک رسیده، آمده است: «امنیت قطب شمال همچنان یکی از اولویتهای کلیدی برای اروپا است و برای امنیت بینالمللی و فراآتلانتیکی اهمیت حیاتی دارد.»
ایستادگی مقابل تصاحب گرینلند؛ آزمون بزرگ ناتو
ترامپ در ادامه تنشها با کشورهای اروپایی، روز چهارشنبه (۲۴ دی) در شبکه اجتماعی تروث سوشال دست به دامن سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شد و نوشت که این ائتلاف نظامی باید راه را برای تصرف گرینلند توسط ایالات متحده هموار کند.
رئیس جمهوری آمریکا افزود: به لحاظ نظامی، ناتو بدون قدرت گسترده آمریکا که بسیاری از آن در دوره اول من شکل گرفته است، یک نیروی موثر یا بازدارنده نخواهد بود و حتی به آن وضعیت نزدیک هم نخواهد شد. آنها این را میدانند و من هم این را میدانم.
رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد زمانی که گرینلند در دستان ایالات متحده باشد، ناتو بسیار قدرتمندتر و موثرتر میشود و اینکه چیزی کمتر از این، غیر قابل قبول است.
از نگاه ناظران، تهدیدهای ترامپ علیه گرینلند نه تنها ناقوس مرگ را برای ناتو به صدا درآورده بلکه این واقعیت را که با سیاستهای کاخ سفید، امنیت جمعی، احترام متقابل و پایبندی به اصول مشترک دیگر معنایی ندارد، برجسته ساخته است.
اظهارات اخیر مقامهای دانمارکی درباره سخنان ترامپ پیرامون گرینلند را نمیتوان تنها در حد یک واکنش احساسی یا یک جدل دیپلماتیک مقطعی ارزیابی کرد. این موضعگیری، بهویژه تأکید «مته فردریکسن» نخستوزیر دانمارک بر اینکه هرگونه حمله یا اقدام قهری آمریکا علیه گرینلند بهمنزله پایان ناتو خواهد بود، در واقع بیانگر بحرانی عمیقتر در ساختار اعتماد، قواعد بازی و فلسفه وجودی نظم امنیتی غرب است؛ نظمی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، بر پایه ائتلافهای رسمی، همکاری، احترام به حاکمیت ملی و تعریف مشترک از تهدید بنا شد، اکنون با پرسشهایی بنیادینی مواجه شده است.
گرینلند از منظر حقوقی بخشی از پادشاهی دانمارک و در عین حال دارای خودمختاری داخلی است و در چارچوب ناتو، قلمرو آن مشمول اصل دفاع جمعی محسوب میشود. بنابراین، هرگونه تهدید یا حتی طرح احتمال استفاده از زور علیه این سرزمین، نه فقط تعرض به یک کشور عضو ناتو، بلکه ضربه به منطق درونی این پیمان است.
دانمارک با طرح این موضوع که حمله آمریکا به گرینلند به معنای پایان ناتو خواهد بود، در واقع به یک تناقض بنیادین اشاره میکند: چگونه میتوان از اتحاد نظامیای سخن گفت که ستون اصلی آن، یعنی ایالات متحده، خود به منبع تهدید علیه یکی از اعضا تبدیل شود؟
اهمیت این موضعگیری در آن است که دانمارک کشوری حاشیهای یا بازیگری کماثر در ناتو نیست، بلکه یکی از اعضای قدیمی و متعهد این پیمان به شمار میرود. هشدار کپنهاگ نه از سر بزرگنمایی، بلکه از درک این واقعیت ناشی میشود که ناتو بیش از آنکه یک ساختار تنها نظامی باشد، یک توافق سیاسی-ارزشی است.
این توافق بر این فرض استوار است که اعضا اختلافات خود را از مسیر دیپلماسی حل میکنند و هیچگاه از زور علیه یکدیگر استفاده نخواهند کرد. اگر این فرض فرو بریزد، دیگر چیزی از ناتو باقی نخواهد ماند. در همین چارچوب صداهای مخالف در ایالات متحده هم به صدا درآمده است.
پشت پرده اهمیت گرینلند؛ پروژه «گنبد طلایی» عملیاتی میشود؟
ترامپ روز چهارشنبه (۲۴ دی) در ادامه توئیت خود در شبکه اجتماعی تروث سوشال به پروژه بلندپروازانه خود نیز اشاره کرده و نوشته بود: آمریکا به گرینلند برای هدف امنیت ملی نیاز دارد. این برای «گنبد طلایی» که ما در حال ساخت آن هستیم، حیاتی است.
در ارتباط با این پروژه لازم به ذکر است که رئیس جمهور آمریکا در ماه مه ۲۰۲۵ توسعه سیستم دفاعی موشکی چند لایه به نام گنبد طلایی را به عنوان بخشی از سیاست امنیت ملی ایالات متحده معرفی کرد. این پروژه تجسم دوباره ابتکار دفاعی راهبردی سال ۱۹۸۴ تحت اشراف شخصی «رونالد ریگان» است که به دلیل هزینه گزاف آن لغو شده بود.
ترامپ در مراسم رونمایی از سیستم دفاعی گنبد طلایی گفت این سیستم برای شناسایی، ردیابی و احتمالاً رهگیری موشکهای مهاجم طراحی شده است. وی مدعی شد این پروژه ۱۷۵ میلیارد دلار (۱۵۵ میلیارد یورو) هزینه خواهد داشت و میخواهد «قبل از پایان دوره ریاست جمهوریام به طور کامل عملیاتی شود.»
ترامپ مدعی شد که پس از ساخت کامل، گنبد طلایی قادر به رهگیری موشکها، حتی اگر از آن سوی جهان پرتاب شوند و حتی اگر از فضا پرتاب شوند، خواهد بود و توضیح داد، اهداف گستردهتر این گنبد شامل استقرار «فناوریهای نسل بعدی در سراسر زمین، دریا و فضا، از جمله حسگرها و رهگیرهای مستقر در فضا» خواهد بود.
بنابراین پروژه گنبد طلایی که نام آن برگرفته از «گنبد آهنین» رژیم صهیونیستی است، قرار است سامانهای چندلایه باشد که از مدار زمین تا زیرساختهای محلی در ایالات متحده را پوشش دهد. برخلاف تصور، این سامانه تنها مجموعهای از موشکهای رهگیر نیست، بلکه شامل شبکهای وسیع از ماهوارهها، رادارها، سامانههای ضدپهپاد و حتی شاید سلاحهای هدایت انرژی خواهد باشد.
البته کارشناسان، گنبد طلایی ترامپ را یک پروژهای بلندپروازانه با فناوری تکمیل نشده ارزیابی میکنند. در همین ارتباط، پایگاه خبری- تحلیلی «نشنال اینترست» در گزارشی نوشت: اگرچه دونالد ترامپ هیاهوی فراوانی را بر سر پروژه دفاع موشکی «گنبد طلایی» به عنوان ضرورتی برای امنیت ملی آمریکا به راه انداخته اما فناوری لازم برای عملیاتی کردن آن هنوز ساخته نشده است و این پروژه تنها سودهای کلانی را برای پیمانکاران نظامی ایجاد خواهد کرد.
«برندون ویچرت» تحلیلگر این مرکز، معتقد است که پروژه دفاع موشکی گنبد طلایی که ترامپ آن را محور اصلی راهبرد امنیت ملی خود معرفی کرده، با وجود اهداف بلندپروازانهاش، بر فناوریهایی استوار است که هنوز به مرحله کمال نرسیدهاند.
در سند تازه استراتژی امنیت ملی آمریکا دو نکته برجسته دیده میشود: نخست، تعهد جدی دولت ترامپ به دفاع از نیمکره غربی حتی به قیمت رقابت مستقیم با چین؛ دوم، تلاش برای ایجاد سامانهای فراگیر و مبتنی بر فضا که بهعنوان سپر ملی دفاع موشکی عمل کند.
گنبد طلایی که قرار است سامانهای چندلایه باشد که از مدار زمین تا زیرساختهای محلی در ایالات متحده را پوشش دهد اما با چالشهای اساسی مواجه است که مانع تحقق کامل پروژه شدهاند. شاید مقابله با موشکهای بالستیک با فناوری موجود ممکن باشد ولی رهگیری تسلیحات مافوقصوت با مانورهای غیرقابل پیشبینی آنها ناممکن است. همچنین پهپادها به دلیل اندازه کوچک و قابلیت نفوذ از چالشهای جدی در زمینه عملیاتی کردن این پروژه هستند.
مشکل اصلی پروژه در بخش حیاتی رهگیرها یعنی سامانههایی است که باید تهدیدات ورودی را نابود کنند. گرچه ردیابی تهدیدات با ماهوارههای جدید امکانپذیر خواهد بود، اما فناوری رهگیری، چه برابر موشکهای بالستیک و چه برابر تسلیحات مافوقصوت، هنوز در مرحلهای نیست که بتواند چنین مأموریت جامعی را انجام دهد. حتی تسلیحاتی با انرژی هدایتشده که زمانی امیدبخش بهنظر میرسیدند، اکنون در آمریکا متوقف شدهاند و توسعه آنها بیشتر از سوی کشورهایی مانند ژاپن دنبال میشود.
اگرچه ترامپ چندماه قبل از قصد خود برای عملیاتی کردن گنبد طلایی تا پایان دوره دوم ریاستجمهوری (۲۰۲۹–۲۰۲۸) سخن گفت اما با توجه به پیچیدگی شدید و مقیاس عظیم این پروژه، چنین جدول زمانی درکل غیرعملی به نظر میرسد. همه افراد درگیر پروژه میگویند هرچند شاید این کار برای امنیت ملی آمریکا ضروری باشد، اما طبق جدول زمانی اعلامشده ترامپ غیرقابل اجرا است. در صورتی که مشکلات بودجه و فناوری حل شود و بخش ماهوارهای پروژه هم قابل ساخت باشد، بخش رهگیری سالها تا موفقیت عملیاتی فاصله دارد.

