چرا بن سلمان می خواهد مرد صلح ساز خاورمیانه شود؟

خاورمیانه که در ذهن غرب به عنوان منطقه ی مستعد درگیری، ضعف اقتصادی و رقابت ژئوپلیتیکی حک شده، اکنون غرق در فعالیت های دیپلماتیک است. بسیاری از اقدامات از یک منبع غریب سرچشمه می گیرد: محمد بن سلمان (MBS). ولیعهد جوان و جاه طلب سعودی در حال ایجاد یک دگرگونی شخصیتی است، تغییری که باید مورد تشویق قرار گیرد.

دنیل دی پاتریس در نشریه انگلیسی «Spectator» نوشت: خاورمیانه که در ذهن غرب به عنوان منطقه ی مستعد درگیری، ضعف اقتصادی و رقابت ژئوپلیتیکی حک شده، اکنون غرق در فعالیت های دیپلماتیک است. بسیاری از اقدامات از یک منبع غریب سرچشمه می گیرد: محمد بن سلمان (MBS). ولیعهد جوان و جاه طلب سعودی در حال ایجاد یک دگرگونی شخصیتی است، تغییری که باید مورد تشویق قرار گیرد.

حتی قبل از اینکه بن سلمان پس از نبردی سخت با محمد بن نایف، پسر عموی بزرگترش، ولیعهدی را از آن خود کند، ایالات متحده و متحدانش او را فردی معتاد به کار و کله شق با رویاهای بزرگ برای عربستان سعودی می دانستند، مردی که البته صبر کمی هم دارد. بن سلمان می خواهد کشور را به یک قدرت اقتصادی و فناوری تبدیل کند، قوانین اجتماعی سفت و سختی را که از زمان تأسیس آل سعود بر زندگی مردم حاکم بوده، به چالش بکشد و مهم ترین کشور جهان عرب را وارد قرن بیست و یکم کند.

اما این شاهزاده سعودی در ابتدا با یک رویکرد مخرب وارد میدان شد. بن سلمان معتقد بود که سعودی حق انحصاری رهبری در خاورمیانه دارد و تحمل نمی کند دیگران در راه او بایستند. در سال 2017، عربستان سعودی به همراه امارات متحده عربی، بحرین و مصر، محاصره دریایی و هوایی قطر را به دلیل بهبود روابط این کشور با ایران برقرار کردند. در همان سال، سعد حریری، نخست وزیر لبنان برای یک جلسه فوری به عربستان احضار شد، اما گفته شد که این دیدار یک عملیات آدم ربایی بوده و حریری تا زمانی که از سمت خود استعفا نداد، موفق به ترک عربستان نشد.

در جنوب عربستان سعودی، جنگ علیه حوثی های یمن – یک کارزار نظامی که بن سلمان فکر می‌کرد طی چندین هفته به پایان می‌رسد – یک شکست بزرگ بود. دولت یمن تحت حمایت عربستان ضعیف بود، حوثی‌ها کنترل مراکز جمعیتی شمال این کشور را در دست داشتند و جنایات جنگی ائتلاف سعودی، اعتبار بین‌المللی عربستان را تضعیف می‌کرد. قتل از پیش برنامه‌ریزی شده جمال خاشقجی، ستون‌نویس واشنگتن‌پست، که بنا بر گزارش‌ها به دستور بن سلمان صادر شده بود، برای بسیاری در غرب، نقطه ی اوج کاهش اعتبار سعودی بود.

گفتن این جمله مناسب نیست، اما ماجرای خاشقچی یک درس زندگی برای بن سلمان بود. نمی توان انکار هم کرد که سلطنت سعودی از آن زمان در رفتارهای بین المللی خود بسیار عملگراتر شده است. بسیاری از تغییرات را می توان به اذعان خود ریاض نسبت داد که سیاست خارجی تهاجمی عربستان بیش از آنکه سود داشته باشد، به موقعیت استراتژیک این کشور آسیب رسانده بود و در روابطش با غرب مشکلاتی ایجاد کرده بود.

این تحول برای سعودی ها تحولی چشمگیر بوده است. بن سلمان که زمانی به شدت علیه جمهوری اسلامی بود، اکنون در حال احیای روابط دیپلماتیک با این کشور است. در ماه آوریل، ایران از ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، پدر بیمار بن سلمان دعوت کرد تا در سفری که اولین سفر یک پادشاه سعودی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال 1979 است، به ایران سفر کند.

مقامات سعودی در حال مذاکره مستقیم با حوثی‌ها در یمن برای دستیابی به توافقی هستند که به ریاض اجازه می‌دهد از جنگ داخلی نزدیک به ۹ ساله در آنجا خارج شود. وزیر خارجه عربستان سعودی پس از سال‌ها تلاش برای برکناری بشار اسد در 18 آوریل به دمشق رفت تا روابط دیپلماتیک را احیا کند. سعودی‌ها روابط اطلاعاتی خود با اسرائیل را تقویت کرده‌اند و به عادی سازی گسترده‌تر روابط در مقطعی در آینده اشاره کرده‌اند، آن هم درحالیکه که به دنبال ایجاد فصلی جدید در روابط با حماس و بهبود چشم‌انداز میانجی‌گری برای آشتی بین فلسطینی‌ها هستند.

ریاض حتی در حال افزایش مانور دیپلماتیک خود در خارج از خاورمیانه است. سعودی‌ها با همکاری ایالات متحده، گفتگوی مشترکی را در جده میان نمایندگان ژنرال عبدالفتاح البرهان، فرمانده ارتش سودان و ژنرال محمد حمدان داگالو از نیروهای پشتیبانی سریع، برگزار کردند. هدف؛ آتش بس پایدار و ایجاد گذرگاه های امن برای کمک های بشردوستانه. بعلاوه، در حالی که سعودی ممکن است ارتباط مستقیمی با جنگ اوکراین نداشته باشد، سال گذشته به تبادل اسرا بین مسکو و کیف کمک کرد.

با وجود این مانورهای دیپلماتیک، احتیاط همچنان لازم است. هیچ یک از این ابتکارات دیپلماتیک قرار نیست موفقیت آمیز باشند. برخی مانند تلاش‌های مورد حمایت عربستان برای آوردن تشکیلات خودگردان فلسطین و حماس در زیر یک چتر، احتمالاً با شکست مواجه می‌شوند.

اما صرف نظر از نتیجه نهایی، این ابتکارات تغییر قابل توجهی را در تصمیم گیری عربستان نشان می دهد و نشان دهنده رویکرد بالغ تر نسبت به  حکمرانی است. این اتفاق نه تنها برای عربستان سعودی خوب است، بلکه برای ایالات متحده نیز مثبت است. یک عربستان کمتر ماجراجو، فشار بر واشنگتن را برای درگیر شدن بیشتر در خاورمیانه کاهش می‌دهد، که اغلب پاسخ واقعی نهادهای سیاست خارجی ایالات متحده است. درگیری کمتر بین بازیگران اصلی منطقه همچنین خطر کشاندن نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه به رقابت‌های محلی را که معمولاً تأثیر چندانی بر منافع ایالات متحده ندارد، به حداقل می‌رساند.

 

دیدگاهتان را بنویسید