بخش قابل توجه ای از رسانه های اصلاح طلب در این روزها در امتداد اغتشاشات در حال فعالیت هستند و حتی نسبت به موضوعاتی همچون خطر تجزیه طلبی ایران نیز تلاش می کنند، ساده انگارانه به قضایا نگاه کنند یا متناسب با خطری که ایران را از طرف گروه های تجزیه طلب تهدید می کند، عمل نکنند.
روزنامه اصلاح طلب اعتماد طی یادداشتی بحث حساسیت ایرانیان به خطر تجزیه طلبی را بی مورد و حتی به نوعی دور از واقعیت اعلام کرده و ریشه آن را در تاریخ نگاری تلخ! دانسته است.
نویسنده این رسانه اصلاح طلب بدون در نظرگرفتن اینکه در تاریخ معاصر صدها کیلومتر از خاک ایران به راحتی تجزیه شده نوشته است: «به احتمال بيشتر ايرانيان از دوران كودكي همانند من در مرور تاريخ معاصر ايران، در روحيات و عواطف خود، حسي از ناراحتي و تاثر را از جدا شدن بخشهايي از ايران تجربه كردهاند. اين حس بيشتر بازتاب تاريخنگاري تلخ و كليشهاي از حوادث و رويدادهاي دوره قاجار به ويژه در جنگهاي ايران با روسيه تزاري است كه نه تنها در كتابهاي درسي ما، بلكه حتي در ديگر كتابها و به ويژه در رسانههاي ديداري و شنيداري ما چون سينما و تلويزيون الهامبخش «سوگواري مزمن ايرانيان» در از دست دادن تماميت ارضي گذشته باشكوه خويش است.»
این روزنامه در ادامه می نویسد: «از نظر روانشناسي اجتماعي «تجزيههراسي ايرانيان» پديده اجتماعي ريشهداري است كه نه تنها در گفتمان رسمي حاكميتها، بلكه در گفتمان نخبهها، مراكز علمي و دانشگاهي و حتي گفتمان عمومي ما ساري و جاري است. اين گفتمان در جريان اعتراضهاي اخير نيز به شكلي ديگر رشد يافته است.»
این روزنامه در ادامه پا را فراتر گذاشته و معتقد است که باید به تجزیه هراسی ایرانیان نگاه انتقادی داشت و حتی به نوعی ابراز ناراحتی که حساسیت به تجزیه طلبی سبب ناراحتی ما از مستقل شدن سرزمین های که روزگاری بخشی از ایران بودند شده! و در ادامه می نویسد: ««گفتمان تجزيههراسي» در سطوح مختلف نيازمند بازخواني و نگاه انتقادي عميقي است. «گفتمان تجزيههراسي» به جاي درس گرفتن از گذشته، سنت واگرايي با كشورهاي همسايه را تقويت ميكند و ما را از منافع سياست درست همسايگي محروم ميكند. اين گفتمان باعث ميشود حس ما درباره همسايههايي كه روزگاري بخشي از ايران بودهاند… حس پدري باشد كه از استقلال فرزندش ناراحت است!؟»
این رسانه اصلاح طلب در ادامه مغالطه کرده و یک پرسش غلط و جواب غلط آمیز تری را مطرح کرده و نوشته است: «پرسش اين است كه مردم سرزمينهاي جدا شده از ايران چرا به رغم شباهتهاي زيادي كه با مردم ايران داشتند تلاش جدي براي جدا شدن از حاكميت كشور ديگر و قيام براي الحاق مجدد به ايران نكردهاند و به نوعي به اين حاكميتها رضايت دادهاند. اين مساله حاصل مقايسه حاكميت ايران و رقبا و سنگينتر شدن كفه تفاضل جذب و طرد حاكميتهاي غير ايراني بوده است. اجازه بدهيد، بپرسيم اگر در دنياي فرضيات، سرزمينهاي جدا شده دوره قاجار و پهلوي به مدد قانون يا جنگ، دوباره به ايران بازگردانده شوند آيا جذابيتهاي حاكميتي ما به حدي هست كه مردم اين سرزمينها با تمايل و خواست خود به حاكميت دولت مركزي ما تن در دهند. آيا گفتمان حاكم بر دولتهاي ما به حدي گسترده هست كه مردم سرزمينهاي مختلف را با قوميتها، زبانها، مذاهب، اديان و…. جذب خويش كند و مانع حس شهروند درجه دوم بودن يا دوقطبي خودي/غيرخودي در آنها شود.»
باید از این روزنامه اصلاح طلب پرسید که به عنوان مثال قسمتی از خاک برخی کشورهای کنونی همسایه که روزگاری متعلق به ایران بوده اند و اینک آن بخش های جدا شده که برخی از آنها سالها از لحاظ توسعه و امکانات و رفاه از ایران عقب تر هستند، چرا تلاشی نکردند که به ایران الحاق شوند؟ زیرا با منطق این رسانه اصلاح طلب قاعدتا آنها باید میل به جای پیدا کنند که جذابیت های حاکمیتی بهتری دارد.
ضمن اینکه با منطق این رسانه اصلاح طلب هر بخشی از ایران به علت برخی نارضایتی ها باید به آن حق داد که از ایران جدا شوند! اساسا باید این سوال را پرسید که اصلاح طلبان در مورد ایرانیان چه تصوری دارند که احساس می کنند روح وطن پرستی آنها به قدری ضعیف و ناچیز است که با سختی ها و ناملایمات مادی به راحتی قابل شکسته شدن است و تجزیه طلبی را انتخاب می کنند.
این روزنامه در ادامه نیز نوشته است: «ايران را به كشوري تبديل كنيم كه قوميتهاي مرزنشين آن به همزبانهاي مقيم ديگر كشورها فخر بفروشند كه آنها يك ايراني هستند و گرفتن تابعيت ايراني را در مردمان كشورهاي ديگر به ويژه همسايهها به يك خواسته و آرزو تبديل كنيم.»
واقعیت این است که اصلاح طلبان با این نوع نگاه در حقیقت در حال توهین کردن به اقوام ایرانی هستند و حس خودباختگی که در خود آنها رشد یافته را می خواهند به کل ایران و اقوام ایرانی تعمیم بدهند. همه اقوام و حتی تندروترین گروه های منتقد قومی در غرب و شرق ایران نیز در همین ایام اغتشاشات و التهابات اول به ایرانی بودن خود اعلام افتخار کردهاند و دوم از تجزیه طلبی ایران ابراز برائت کرده اند.